دیالکتیک جنس
دیالکتیک، اصطلاحی برگرفته از هگل است که مدعی بود واقعیت از طریق تضادها شکل میگیرد مارکس و انگلس از اصطلاح «ماتریالیسم دیالکتیک» برای شرح چگونگی ناظر بودن قوانین دیالکتیک بر کل تولید و بازتولید استفاده میکنند. فایرستون در دیالکتیک جنس میگوید این دیالکتیک تولید و بازتولید بنیاد مادی نظام مردسالاری است که به زنان برای تولید مثل نوع بشر نیاز دارد.[i]
بحث اصلی شولامیث فایرستون در کتاب دیالکتیک جنس در مورد طبقه جنسیتی است فایرستون مدعی است مردسالاری یا فرودستی نظاممند زنان از نابرابری زیست شناختی میان زن و مرد سرچشمه میگیرد. این بررسی نقش تولید مثلی زنان، فایرستون را بر آن داشته است که با نگاهی فمینیستی در نظریهی ماتریالیسم تاریخی مارکس و انگلس بنگرد. به گفتهی فایرستون، مارکس و انگلس به درستی مبارزهی طبقاتی را نیروی محرکهی تاریخ معرفی کردند اما از چیزی که او آن را طبقهی جنسی نام داد غافل ماندند.
بدینترتیب فایرستون با ارائه
تفسیری رادیکال از «ماتریالیسم» به این نتیجه میرسد که زیر بنای مادی
سرکوب زنان را نه در اقتصاد بلکه در تفاوتهای زیستشناسی باید جست.ویژگیهای زیستشناختی است
که نظام طبقاتی جنسی را بهوجود میآورد.
از اینرو دغدغهی اصلی
فایرستون طبقهی جنسی است در دیدگاه او طبقهی جنسی عامل بروز بسیاری از
تفاوتها، سرکوبها و فرودستیهای زنان در طول تاریخ است.