فلسفه آمريكايي (پراگماتیسم)

 به اعتقاد صاحبان اين مكتب روش و نظريه پراگماتيسم در حل مسائل عقلی و در پيش بردن سير ترقي و پيشرفت انسان سودمند است.شروع جنبش پراگماتيسم را مي­توان پس از جنگ­هاي داخلي آمريكا دانست، در واقع با آغاز اين جنبش روحي تازه در كالبد فلسفه در آمريكا دميده شد. مهمترين زمينه ظهور اين مكتب در آمريكا فرضيه تكامل داروين است. يكي از جريان­های ديگري كه نقش مهمي را در ظهور پراگماتيسم در آمريكا را رقم زد، مهاجرت بعضي از شاگردان هگل به آمريكا بود كه به «هگليان سن لوئي»معروف شدند.

با وجود آن که پراگماتیسم در کشورهایی مانند انگلستان و آلمان نیز نمایندگانی دارد(شیلر و وای هنگر) ولی به خاطر این که نمایندگان اصلی آن سه فیلسوف امریکایی یعنی پیرس،جیمز،دیوئی است، به فلسفه ­آمریکایی معروف شد.

شاید با ساده نگري و مسامحه بتوان اصول اساسي عمل­گرايي يا پراگماتيسم را به اين صورت خلاصه كرد:

 1. ما از دريافت واقعيت همانگونه كه هست محروميم.

 2. واقعيت امري ثابت و راكد نسيت و در گذر و سيلان است.

3. بنابراين در بين نظريه ­هاي مختلفي كه درباره واقعيت ابراز مي شود، بهترين و معقولانه ترين طريق آن است كه به نظريه ­هايي چنگ بزنيم كه در عمل مفيد باشند.

در ذیل به شناخت نظرات سه فیلسوف امریکایی پراگماتیسم یعنی پیرس،جیمز،دیوئی می پردازیم.


ادامه نوشته

پراگماتيسم معرفت‌شناسانه

نويسنده: ريچارد - رورتي

مترجم: محمد رضا - مهدي زاده ● منبع: روزنامه - وقايع اتفاقيه

منبع اینترنتی

ادامه نوشته