هانری برگسون فیلسوف و دانشمند قرن نوزده و بیست فرانسه از جمله نوابغی است كه با وجود داشتن ذهنی پویا و همه جانبه مورد غفلت جامعه علمی قرار گرفته است.

برگسون دارای نظام فلسفی جامعی نیست. فلسفه هانری برگسون مبتنی بر شهود است. شاید بتوان گفت آنچه كه ایمان گرایان بر آن تاكید می‌كنند، به این طرز تفكر نزدیكتر باشد.

 او بین زمان شهودی و زمان ریاضی شده تفاوت قائل است. زمانی كه ما هر روز با آن سر و كار داریم و قابل قسمت به ساعت و دقیقه و ثانیه است، زمانی مكانی و ریاضی شده و فاقد اصالت اند. اما زمان دیگری كه برگسون آن را با نام «استمرار محض» می‌خواند همان زمانی است كه افراد بدون واسطه شهود كرده و مُدرِك آن هستند. استمرار محض عبارت است از صورتی كه توالی آگاهی انسان‌ها به خود می‌گیرد و تركیب ناهمگنی است از گذشته و آینده كه نمی ‌توان و نباید آنها را از یكدیگر جدا كرد

همان طور كه گفته شد یكی از دغدغه‌های برگسون آزادی انسان است. بر همین اساس او دو «خود» مجزا را در وجود انسان تعریف می‌كند. یكی از آنها از استمرار محض و شهود وی سرچشمه گرفته و اصالت و آزادی با این خود است در حالی كه «خود» دیگر باز نمود اجتماعی آن است. متاسفانه اكثر اعمال انسان‌ها از روی جبر جامعه و محیط است و لذا انسان‌ها از آزادی خود بسیار دور هستند.

یكی دیگر از بحث‌های مورد علاقه برگسون رابطه دین با جوامع است. او به روش خودش در فلسفه، دین را نیز به دو قسمت تقسیم می‌كند. دینی كه از روی غریزه ایجاد می‌شود و تنها پاسخ به ترسی است كه انسان‌ها در طول تاریخ از حوادث قهریه طبیعت داشته اند و در جوامع بسته رخ می‌نماید. در مقابل در جوامع باز دین و خدایی وجود دارد كه مبتنی بر عشق الهی و شهودی است كه از یك خالق مطاق وجود دارد.

بی شك فیلسوفان اگزیستانسیالیست حیات خود را مدیون وی هستند.همچنین پیداست كه نظرات وی را می‌توان با اشراقیون و عرفای مسلمان نزدیك فرض كرد.