الزامات و ملزومات نظریه آرچر

او با فرد باوری روش شناختی و نظریه ساخت یابی مخالف است چرا که آنها تفاوت بین «عاملیت» و سیستم را ، که از لحاظ تحلیلی سودمند است ، از میان بر می دارند و بررسی روابط مختلف بین آنها را نا ممکن می سازند.حالتی که ساخت و عاملیت به مثابه حالتی از « دوسویگی » در نظر گرفته شوند رابطه منطقاً متمایزی بین آنها وجود ندارد که مورد بررسی  و تحقیق قرار گیرد.

از لحاظ تحلیلی ، رابطه و نسبت عاملیت و ساخت ، رابطه و نسبت مشروط سازی عاملان به وسیله ساخت ها ، و بسط و پرورش ساخت ها به وسیله عاملان در حال کنش متقابل است 

ادامه نوشته

مارگارت آرچر

(( مارگرت آرچر از زمان انتشار مقاله اش تحت عنوان  ریخت یابی در مقابل ساخت یابی : درباره آمیختن ساخت و کنش » (1982) شهرت و اعتباری رعب انگیز یافته است . آرچر « ساخت یابی » را دچار همان ضعف های فرد باوری می داند و معتقد است که « ساخت یابی » همان خطرات را برای این نوع از تحلیل اجتماعی به بار می آورد که فرد باوری ، چرا که او بر این باور است که این نوع از تحلیل اجتماعی از لحاظ علمی و سیاسی جانشینی ندارد.

هستی شناس ضد دوگانه انگارانه او نه صرفاً در فرد خلاصه می شود . و نه در جامعه . اما علت این امر دقیقاً این است که فرد و جامعه ، ساخت و عاملیت ، همزیستی غیر قابل انکاری دارند که بهره گیری از نوعی روش شناسی تبیینی دوگانه انگار را ضروری می سازد

مفاهیمی از قبیل « واقعیت لایه - لایه » ، «تکوین» و «مشروط سازی » در برنامه آرچر اهمیت اساسی دارند. « تکوین یافتن » نه تنها مجالی برای فعالیت های وابسته به ساخت ها / سیستم ها فراهم می کند که کسب ویژگی های مستقل را هم برای آنها امکان پذیر می سازد .

« مشروط سازی » امکان می دهد این ویژگی های ساختی مستقل کسب شده ، متعاقباً کنش را ملزم و مجبور می سازند ، اما نه به شکلی که عاملیت کنشگران از آنها سلب شود به طوری که نتواند بر آینده ها اثر بگذارند .

ادامه نوشته