آزادی من برای حرکت دادن مشتم در هوا آن جایی پایان می یابد که صورت شما آغاز می شود. جوهره پیام استوارت میل فیلسوف مشهور انگلیسی در کتاب "درباب آزادی" همین است. تنها دلیل موجه ای که می تواند مرا از عملی بر طبق خواسته هایم باز دارد این است که شخص دیگری از اعمال من آسیب ببیند. زندگی خصوصی من به خودم مربوط است و مادامی که به شخص دیگری آسیب نمی رسانم حکومت یا جامعه حق دخالت در آن را ندارد.

میل یکی از نشانه های جامعه متمدن را رواداری و مدارا با اندیشه های متنوع و متضاد می داند و به صورتی پر شور مدافع آزادی بیان است. به زعم او سرکوب دیدگاه ولو دیدگاهی باطل در قیاس با مجال دادن به اظهار آزادانه آن ضرر بیشتری به بار می آورد مگر آنکه خطر تحریک به خشونت وجود داشته باشد.

برای سرکوب هر نظری باید خاطر جمع بود که خودتان معصوم و خطا ناپذیر هستید و چه کسی است که بتواند چنین ادعایی کند.یکی از مؤلفه های بارز اندیشه ی استوارت میل نسبت به میزان ارزش و آزادی فردی است که به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران، این سوی اندیشه ی او قاعدتا در اندیشه های سیاسی و تصویر میل از حکومت مطلوب تأثیر بسزا دارد. یعنی در واقع تصویری از آن شیوه ی دموکراسی که به کل جامعه واگذار شده باشد و هر شهروند قاعدتا سهمی در به کار بردن حق حاکمیت داشته باشد. از دید شما چطور می توانیم میان آزادی فردی و دموکراسی مطلوب ج.ا.میل یک پل ارتباطی برقرار کنیم.
خود جان استورات میل رابطه ی معقول و منطقی میان آزادی فردی و دموکراسی مطلوبش برقرار کرده است. میل فیلسوفی فردگرا بود. یعنی فرد را محور و مرکز هرگونه تغییر و اصلاحی در جامعه می دانست. اما در عین حال آماده بود که فردگرایی را به نفع رفاه عام تعدیل کند.