"توتالیتاریسم" و پدیده ی «انسان کرگدنی»
در نظام توتالیتر به علت مسخ شخصیت انسان و گرفتار از خود بیگانگی شدن، انسان ها در فرایندی ایدئولوژیک و از پیش اندیشیده شده، دچار تغییری ماهوی می شوند چنان که گویی در نهایت بدل به «کرگدن» می گردند که هدف و رفتاری جز تخریب و انهدام ندارند. توتالیتاریسم ارتباط تنگاتنگی با اتوپیاسازی و ناکجاآبادگرایی دارد و چنان که میناگ توضیح می دهد: «توتالیتاریسم اساساً معطوف به ساختن جامعه ای حول محور یک اندیشه ی آرمانی است.»[۲]
توتالیتاریسم بر مبانی نظری خاصی استوار است که عبارتند از جهان بینی و ایدئولوژی، توده ها، نخبگان، ناکجاآبادسازی و اتوپیسم، هیجان و غرایز گرایی، شخصیت پرستی افراطی و بیمارگونه،... که محور کانونی آن ایدئولوژی آرمان گرایانه است.
هانا آرنت، توتالیتاریسم را به عنوان نظمی ضدانسانی معرفی و تحلیل می کند که بدیهی ترین و طبیعی ترین حقوق انسان ها نقص می کند و تضییع می نماید.
از ویژگی های مهم نظام توتالیتر، اتحاد «نخبگان و اوباش» است. وحدت دردناک نخبگان و اوباش و فقدان هویت و کاراکتر انسانی در قالب عدم تشخیص و فردیت روشن فکرانه، تأکید بر عصبه ی اجتماعی، قومی و گروهی و ایدئولوژیک و ایجاد بحران های مداوم اجتماعی و معتادسازی افکار عمومی توده ها به بحران های گوناگون روزانه، هفتگی و ماهانه و عدم آرامش روحی و روانی و ایجاد دغدغه و نگرانی و اضطراب مستمر برای شهروندان از مشخصات دیگر اصلی نظامات توتالیتری است.
اریک فروم روان شناس نومارکسیست مکتب فرانکفورت معتقد است، غالباً افراد گروه های فشار و نیز افرادی که اقدام به شکنجه ی جسمانی هم نوعان خود می کنند، از درمانده ترین و واخورده ترین وعقده ای ترین گروه های محروم اجتماعی هستند
اوژن یونسکو، متفکر هوشمند فرانسوی و نمایشنامه نویس معروف، حدود نیم قرن پیش نمایش نامه ای با عنوان «کرگدن» نوشت که جلال آل احمد آن را به فارسی ترجمه کرده است. «کرگدن » سمبل انسان نظام توتالیتری و محصول بلافصل فرهنگ حاکم بر آن نظام است. نظامی که به زعم اوژن یونسکو اشیا و انسان ها در نظم و روابطی نامتعادل و غیر انسانی تبدیل به کرگدن خواهند شد که همه ی دست آوردهای تاریخی، فرهنگی و تمدنی تاریخ حیات بشری را که نتیجه ی رنج ها مساعی و تلاش های بی وقفه ی میلیون ها سال زندگی مشقت بار است، له و سرکوب می کند.
انسان کرگدنی دارای سائقه های شدید دگرآزاری و خودآزاری است
در کرگدن اوژن یونسکو، تنها «برانژه» ی روشن فکر است که از وحشت تبدیل آدم به کرگدن، به شدت متحیر، مغموم و نگران و آگاه است.
تجربه ی تاریخ زندگی انسان نشان داده است که دست آورد توتالیتاریسم چیزی جز، نظم پلیسی، زور و خشونت حاصلی نداشته است و محصول آن موجودی سیمانی و به تعبیر زیبا و عمیق آنتونی گیدنر جامعه شناس معاصر انگلیسی «انسان پلاستیکی» است.