ديالكتيك منفي آدورنو
آدورنو مي گويد ديالكتيك منفي يك ضدسيستم است و از اين منظر،
ديدگاهش با ديدگاه نيچه سازگار است. هر چند آدورنو تا جايي پيش مي رود كه
مي گويد خود تفكر، نفي است دقيقاً همان طور كه پردازش هر جوهري، «نفي» تشكل
خود است. او مي گويد
فلسفه به مفهوم «سيستم» ناممكن است چرا كه همه چيز دگرگون مي شود.
موضوع اصلي كتاب «ديالكتيك منفي» چنين است: هميشه جست وجو براي يك نقطه شروع (starting _ point) (چه متافيزيكي و چه معرفت شناسي) بر فلسفه حاكم بوده است و نتيجتاً به رغم قصد خود فيلسوفان، فلسفه هميشه به جست وجو براي «هويتي» واداشته شده است. خود فيلسوفان با توجه به جفت هاي متضاد (يا تقابل هاي دوتايي) مانند ابژه در برابر سوژه، كل در برابر جزء، اطلاعات تجربي در برابر ايده ها، پيوستار در برابر ناپيوستار و نظر در برابر عمل هميشه در پي اين بوده اند كه يكي را بر ديگري «برتري» دهند تا زبان يكدستي به وجود آورند؛ زباني كه با آن همه چيز قابل توصيف باشد. اما هيچ «برتري» مطلقي وجود ندارد. هر فلسفه اي در ارتباط با تضادش است.آنچه امكان پذير است، نفي دائم است، مقاومت تخريب گرانه در برابر هر تلاشي كه جهان را در اصلي يكه و منفرد محبوس كند.تمام بحثش اين است كه عقل هرگز بدون اينكه در «بيگانگي» بيفتد، نمي تواند گام اول را بردارد و روشن نيست كه چطور گام دوم يا بعدي را برمي دارد. نقطه شروعي در كار نيست و فهميدن اين واقعيت، دستاورد بزرگ ديالكتيك است.
موضوع اصلي كتاب «ديالكتيك منفي» چنين است: هميشه جست وجو براي يك نقطه شروع (starting _ point) (چه متافيزيكي و چه معرفت شناسي) بر فلسفه حاكم بوده است و نتيجتاً به رغم قصد خود فيلسوفان، فلسفه هميشه به جست وجو براي «هويتي» واداشته شده است. خود فيلسوفان با توجه به جفت هاي متضاد (يا تقابل هاي دوتايي) مانند ابژه در برابر سوژه، كل در برابر جزء، اطلاعات تجربي در برابر ايده ها، پيوستار در برابر ناپيوستار و نظر در برابر عمل هميشه در پي اين بوده اند كه يكي را بر ديگري «برتري» دهند تا زبان يكدستي به وجود آورند؛ زباني كه با آن همه چيز قابل توصيف باشد. اما هيچ «برتري» مطلقي وجود ندارد. هر فلسفه اي در ارتباط با تضادش است.آنچه امكان پذير است، نفي دائم است، مقاومت تخريب گرانه در برابر هر تلاشي كه جهان را در اصلي يكه و منفرد محبوس كند.تمام بحثش اين است كه عقل هرگز بدون اينكه در «بيگانگي» بيفتد، نمي تواند گام اول را بردارد و روشن نيست كه چطور گام دوم يا بعدي را برمي دارد. نقطه شروعي در كار نيست و فهميدن اين واقعيت، دستاورد بزرگ ديالكتيك است.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم دی ۱۳۹۰ ساعت 12:5 توسط ابوصدرا
|