شواهد اصالت وجود
این پست برگرفته از مقاله دکتر دینانی در شواهد اصالت وجود( فصلنامه - نامه مفید - شماره 19) است.
موضوع فلسفه اسلامی وجود به ماهووجود عنوان شده است. البته قرائتهایی هم در فلسفه اسلامی موضوع فلسفه اسلامی را موجود به ما هو موجود دانسته اند. این محدودیت باعث شده است تا فلسفه اسلامی به بحثهایی انتزاعیتر شونده روی بیاورد.
در سالیان اخیر با حاکم قرار دادن یک دیدگاه از موضوع متافیریک، آن را محدودتر نمودهاند. حاکمیت قرائت صدرائی از حکمت، راه را گویی بر هر نوع اندیشه دیگر بسته است. ما نه تنها صدرا را به صورت کلی نقد نکردهایم بلکه آن را توصیه به عرضه مینمائیم.
در این مقاله ابتدا به تقریر اصالت وجود و فهم صدرائی از وجود پرداخت شده و سپس نقد دکتر یحیی یثربی تقریر شده و آنگاه اعتراض کوتاه نگارنده که بیتردید در اثر فهمی از نقد پیش گفته است خواهد آمد.
به نظر دکتر یثربی اصالت وجود اعتقاد
فلاسفه نبوده و نیز اصالت ماهیت به آن صورتی که صدرا تقریر کرده است مورد
نظر فلاسفه اشراق نبوده است.
اصالت وجود مدعای عرفا بوده است و
صدرا صرفاً آن را به زبان فلسفی بیان نموده است و خود با معرفی مشائین و
اشراقیون به عنوان اصالت وجودی و ماهیتی برای آن جعل پیشینه کرده است.
دکتر
یثربی معتقد است که اصالت وجود مشکلی را حل نمیکند. و بهتر است به همان
صورت عرفانی بیان شود.
حقیقت محمدیه صلی الله علیه و آله- اولین تجلی و اولین تعین ذات احدی است.
او ظهور مقام غیب الغیبی است، که به لحاظ مقام جمع الجمعی جمیع
تعینات را شامل می شود.
او مظهر و صورت اسم اعظم الهی است.
اما از ویژگی ها و آثار حقیقت محمدیه صلی الله علیه و آله خلافت و ولایت الهی است، مقام اعلای خلافت کلیه و خلافت کبری و ولایت کلیه و ولایت مطلقه الهیه از اوصاف و نعوت حقیقت محمد یه صلی الله علیه و آله است که در وجود محمدی صلی الله علیه و آله پدیار گشته است. زیراحضرت محمد صلی الله علیه و آله صورت اجمالی و ظاهر حقیقت محمد ه صلی الله علیه و آله تلقی می شود.
ملاصدرا تناسخ (انتقال نفس از بدنی به بدن دیگر) را بر سه قسم متصور می داند.
1- انتقال نفسی در این عالم از بدنی به بدن دیگر مباین و جدا
البته این قسم از تناسخ خود بر 4 صورت تحقق می پذیرد: [3]
- نسخ: انتقال نفس از بدنی به بدن انسانی دیگر
- مسخ: انتقال نفس از بدنی به بدن حیوان
- فسخ: انتقال نفس به بدن نباتی.
- رسخ: انتقال نفس به بدن جمادی.
این قسم از تناسخ از نظر ملاصدرا محال و ممتنع می باشد.
2- قسم دوم عبارت است از انتقال نفس از این بدن دنیوی به بدن اخروی که مناسب با اوصاف اخلاق اوست که در دار دنیا کسب نموده است. چنین نفسی در آخرت به صورت حیوانی که صفات وی در آن نفس غلبه نموده است ظاهر می گردد. ملاصدرا این قسم از تناسخ را که به معنای صیرورت، تحول و نوعی تکامل نفس است را می پذیرد.
تناسخ ملکوتی، تمثل روح انسان به چهره ای متناسب با نیات، ملکات دورنی، صفات و رفتارهای حاصل از آن است.
3-قسم سوم نوع دیگری از تناسخ است که باطن انسان مسخ شود و ظاهر او نیز از صورت اولی انسانی که قبلا داشته به صورت باطنی وی که بدان صورت مسخ شده است انتقال یابد و این مسخ که در حقیقت بدترین اقسام تناسخ است و رسوا کننده،