شواهد اصالت وجود

صدرالمتالهین که قهرمان مسئله اصالت وجود شناخته مى‏شود براى اثبات اصالت وجود به برهان و استدلال توسل جسته و به وضوح و بداهت آن اکتفا نکرده است او مشعر سوم از کتاب «المشاعر »خود را به این بحث اختصاص داده و براى اثبات اصالت وجود به هشت طریق استدلال کرده است البته او کلمه برهان یا اصطلاح قیاس و استدلال را در اینجا بکار نبرده و سخنان خود را تحت عنوان شواهد سامان داده است ما در اینجا به ذکر این شواهد مى‏پردازیم نا معلوم شود که این فیلسوف متاله بر چه اساس و میزانى مسئله اصالت وجود را پایه تفکر و مبناى اندیشه خویش ساخته است.
این پست برگرفته از مقاله
دکتر دینانی در شواهد اصالت وجود( فصلنامه - نامه مفید - شماره 19) است.

ادامه نوشته

تقریر و نقدی بر اصالت وجود حکمت‌ متعالیه

موضوع فلسفه اسلامی وجود به ما‌هو‌وجود عنوان شده است. البته قرائتهایی هم در فلسفه اسلامی موضوع فلسفه اسلامی را موجود به ما هو موجود دانسته اند. این محدودیت باعث شده است تا فلسفه اسلامی به بحثهایی انتزاعی‌تر شونده روی بیاورد.

در سالیان اخیر با حاکم قرار دادن یک دیدگاه از موضوع متافیریک، آن را محدود‌تر نموده‌اند. حاکمیت قرائت صدرائی از حکمت، راه را گویی بر هر نوع اندیشه دیگر بسته است. ما نه تنها صدرا را به صورت کلی نقد نکرده‌ایم بلکه آن را توصیه به عرضه می‌نمائیم.

در این مقاله ابتدا به تقریر اصالت وجود و فهم صدرائی از وجود پرداخت شده و سپس نقد دکتر یحیی یثربی تقریر شده و آنگاه اعتراض کوتاه نگارنده که بی‌تردید در اثر فهمی از نقد پیش گفته است خواهد آمد.

به نظر دکتر یثربی اصالت وجود اعتقاد فلاسفه نبوده و نیز اصالت ماهیت به آن صورتی که صدرا تقریر کرده است مورد نظر فلاسفه اشراق نبوده است. 

اصالت وجود مدعای عرفا بوده است و صدرا صرفاً آن را به زبان فلسفی بیان نموده است و خود با معرفی مشائین و اشراقیون به عنوان اصالت وجودی و ماهیتی برای آن جعل پیشینه کرده است.

دکتر یثربی معتقد است که اصالت وجود مشکلی را حل نمی‌کند. و بهتر است به همان صورت عرفانی بیان شود.

ادامه نوشته

حركت جوهرى و برخي نتايج آن


ادامه نوشته

حقیقت محمدیه صلی الله علیه و آله از منظر ملاصدرا (چکيده پایان نامه)

حقیقت محمدیه صلی الله علیه و آله- اولین تجلی و اولین تعین ذات احدی است.

او ظهور مقام غیب الغیبی است، که به لحاظ مقام جمع الجمعی جمیع تعینات را شامل می شود.

او مظهر و صورت اسم اعظم الهی است.

اما از ویژگی ها و آثار حقیقت محمدیه صلی الله علیه و آله خلافت و ولایت الهی است، مقام اعلای خلافت کلیه و خلافت کبری و ولایت کلیه و ولایت مطلقه الهیه از اوصاف و نعوت حقیقت محمد یه صلی الله علیه و آله است که در وجود محمدی صلی الله علیه و آله پدیار گشته است. زیراحضرت محمد صلی الله علیه و آله صورت اجمالی و ظاهر حقیقت محمد ه صلی الله علیه و آله تلقی می شود.

ادامه نوشته

حقيقت محمديه درحکمت متعاليه

قاعدة الواحد و امكان اشرف از قواعد مهم فلسفة اسلامي بر ضرورت صدور عقل به عنوان صادر اول از ذات حق تعالي حكم مي‌كنند.
حقيقت محمديه در حکمت متعالي، متعين در خاتم انبياء محمد مصطفي است نه يک مفهوم کلي نامتعين که صرفا بر وجود ذهني تطبيق نموده و داراي مصداق معين خارجي عيني نبوده باشد. اين نوع نگرش هم با مباني عقلي قابل استدلال و اقامه برهان است، و هم با متون ديني مورد استشهاد. 
عقل در حكمت متعاليه، حقيقت و روح متعالي محمد (ص) است كه بنابر نقل و عقل تأييد مي‌شود. پيامبر (ص) شالودة هستي، واسطة آغاز نظام تكوين، بقاي آن و معاد همة موجودات است و همان انسان كامل است كه فيض حق را به موجودات مي‌رساند.
 ملاصدرا پيامبر (ص) را وجودي منزه از قوه و انفعال و احتياج مي‌داند و بدين طريق اولويت پيامبر (ص) را در آيات و روايات تعيين مي‌‌كند. صراط مستقيم الهي و آئينة جامع صفات و آثار الهي در وجود پيامبر (ص) ظهور مي‌يابد و اذن شفاعت خاص اوست.

ادامه نوشته

تناسخ از منظر صدر المتألهين

ملاصدرا تناسخ (انتقال نفس از بدنی به بدن دیگر) را بر سه قسم متصور می داند.

1- انتقال نفسی در این عالم از بدنی به بدن دیگر مباین و جدا

البته این قسم از تناسخ خود بر 4 صورت تحقق می پذیرد: [3]

- نسخ: انتقال نفس از بدنی به بدن انسانی دیگر

- مسخ: انتقال نفس از بدنی به بدن حیوان

- فسخ: انتقال نفس به بدن نباتی.

- رسخ: انتقال نفس به بدن جمادی.

این قسم از تناسخ از نظر ملاصدرا محال و ممتنع می باشد.

2- قسم دوم عبارت است از انتقال نفس از این بدن دنیوی به بدن اخروی که مناسب با اوصاف  اخلاق اوست که در دار دنیا کسب نموده است. چنین نفسی در آخرت به صورت حیوانی که صفات وی در آن نفس غلبه نموده است ظاهر می گردد. ملاصدرا این قسم از تناسخ را که به معنای صیرورت، تحول و نوعی تکامل نفس است را می پذیرد.

تناسخ ملکوتی، تمثل روح انسان به چهره ای متناسب با نیات، ملکات دورنی، صفات و رفتارهای حاصل از آن است.

3-قسم سوم نوع دیگری از تناسخ است که باطن انسان مسخ شود و ظاهر او نیز از صورت اولی انسانی که قبلا داشته به صورت باطنی وی که بدان صورت مسخ شده است انتقال یابد و این مسخ که در حقیقت بدترین اقسام تناسخ است و رسوا کننده،


ادامه نوشته

حرکت جوهری در حکمت متعالیه


ادامه نوشته

حركت جوهري ونتايج فلسفي آن

ملاصدرا در پرتور اين نظريه ، تفسير فلسفي نويني از حركت ارائه مي دهد كه اساساً باتبيين فلسفي ارسطو وابن سينا متفاوت است .حكيمان تا قبل از طلوع نظريه حركت جوهري ، عموماً براين مطلب متفق بودند كه حركت وتحول در جوهر يك شيء امري نامعقول وامكان ناپذير است اما ملاصدرا صريحاً وشجاعانه براثبات حركت جوهري اصرار ورزيد وحركت را چيزي جزتجديد وتجدد مداوم عالم در هرلحظه نمي داند وبه اين نتيجه مي رسد كه نه تنها اعراض ، بلكه خود جوهر عالم هم همواره در حركت ونوآفريني است.

ادامه نوشته

حرکت جوهری

قدماء (ارسطو و پيروانش) معتقد بودند حركت در چهار مقوله اتفاق مي‌افتد.
1- اَين (حركت مكاني)
2- وضع (حركت زمين به دور خودش)
3- كمّ (بزرگ شدن سيب روي درخت)
4- كيف (تغيير در رنگ و طعم سيب)
اما مقولات ديگر (فعل، انفعال، اضافه، جده و جوهر) داراي حركت نيستند.براساس ديدگاه قدماء هر ماهيتي كه در عالم موجود مي‌شود، يا وجود قائم به نفس دارد مانند سيب، درخت و يا وجود قائم به غير مانند اعراض و خصوصيات يكي شيء (رنگ،حجم و...)؛ وجود قائم به نفس جوهر بوده وجود قائم به غير عرض است.
به عقيده قدما اعراض يك شيء قابل تغيير است، اما جوهر و وجود قائم به نفس شيء هرگز تغيير نمي‌كند.
اما
صدرالمتألهين با ادلّه متقني حركت در مقوله جوهر را ثابت نموده ،صدرا معتقد است تمام اعراض، شئون و تجليات جوهرند. اگر اعراض تغيير مي‌كند،حكايت از تغيير جوهر دارند. ملاصدرا در پاسخ به اين سؤال كه اگر حركت جوهري پذيرفته شود، وحدت وجودي‌ شيء را بايد انكار كرد، مي‌گويد براساس اصالت وجود، وحدت شيء متحرك به حقيقت وجودي اوست كه در تمام حدود محفوظ است

ادامه نوشته

حكمت متعاليه چيست؟ ( سید حسین نصر )

«حكمت متعاليه» مناسب ترين نام براي مكتب ملا صدرا است نه تنها به خاطر دلايل تاريخي بلكه به دليل آنكه آموزه هاي ملاصدرا به تمام معني هم حكمتtheosophy به معناي ريشه اي اين كلمه است و هم شهودي عقلي از امري متعالي itself Transcendent است كه به خود امر متعالي transcendent رهنمون مي شود. بنابر اين مكتب ملاصدرا هم به دلايل تارخي و هم به دلايل ما بعد الطبيعي حكمت متعاليه است.
او در يكي از تعاريف مشهورش حكمت را ابزاري قلمداد كرده كه از طريق آن « انسان عالمي عقلي مشابه عالم عيني و همانند نظام كلي وجود مي شود»[1]
بنابر اين سه اصل اساسي هست كه حكمت متعاليه بر آنها متكي است اشراق يا شهود عقلي (كشف يا ذوق يا اشراق) دليل يا برهان عقلي (عقل يا استدلال) و دين يا وحي (شرع يا وحي) .
آموزه هاي وي تا اندازه زيادي به آموزه هاي عرفا به ويژه ابن عربي ، صدرالدين قونوي، عبدالرزاق كاشاني ، داود قيصري و ساير اساتيد مكتب ابن عربي مرتبط است.همين گونه چنان كه ملاصدرا در زمره مهمترين مفسران و شارحان ابن عربي شمرده مي شود در مورد سهروردي نيز چنين است.علاوه بر اين ملاصدرا درزمره عميق ترين و دقيق ترين شارحان ابن سيناست.

ادامه نوشته

وجود ذهنی

استدلال ملاصدرا در خصوص وجود ذهنی:« ما قادریم اموری را که در خارج موجود نیستند تصور کنیم و در خصوص آنها احکام ایجابی واقعی ارائه کنیم ؛ باید دانست که حکم در خصوص چیزی، زمانی ممکن است که آن چیز وجود داشته باشد ( مطابق با  قاعده ی فرعیه : ثبوت  شیء لشیء فرع لثبوت مثبت له) ، اما از آنجا که این امور در خارج موجود نیستند پس نتیجه می گیریم وجودشان ذهنی است».

ادامه نوشته

حرکت جوهری در خصوص انسان در تحقیقات ملاصدرا

یکی از اسرار بزرگ تحقیقات صدرالمتالهین این است که جسم جامد, به حرکت جوهری نطفه و علقه و مضغه می شود و به مقام خیال و عقل مجرد میرسد و روحانی میشود و با عقل فعال که روح القدس است می پیوندد.
علامه حسن زاده/هزارویک نکته/نکته 330                           
منبع اینترنتی