اركان نظريه ى قبض و بسط تئوريك شريعت

اركان نظريه ى قبض و بسط تئوريك شريعت
ترتيب منطقى اصول و اركان اين نظريه به شرح زير است:
1 -دين از معرفت دينى متمايز است.
2- احكام دين از احكام معرفت دينى تمايز دارند; توضيح اين كه دينْ صامت، ثابت، مقدس، خالص، كامل و حق است و ليكن معرفت دينى ناطق، متغيّر، نا مقدس، غير خالص و ناقص و آميزه اى از حق و باطل است.
3- معرفت دينى، معرفت بشرى است.
4- معارف بشرى با يك ديگر ترابط عمومى دارند.
5-معرفت دينى نيز به عنوان يك معرفت بشرى با معارف برون دينى داراى ارتباط و تلائم است.
6-معارف بشرى غير دينى، متحول اند.
7-معرفت دينى به تبع تحول در ساير معارف بشرى دست خوش تحول و قبض و بسط است.
8- معرفت دينى نسبى است.
9-معرفت دينى متكامل است.
10-معرفت دينى عصرى است.
 صاحب نظريه در اين باره مى نويسد: « به بحث قبض و بسط از ديدگاه هاى مختلف مى توانيد، نظر كنيد. از يك حيث، يك بحث معرفت شناسى خالص است; از يك حيث كلامى است; از يك حيث يك بحث اصولى است (متعلق به علم اصول) و از يك حيث هم يك بحث تفسيرى است (متعلق به علم تفسير) و اين تعلق ها، تعلق هاى دقيق و عميقى است ».

منبع:اینترنتی

http://www.socio-religion.blogfa.com/post-5.aspx
قبض و بسط شریعت-دکتر سروش-تهیه کنندگان:ابولفضل صدیقی و حسن پیردير

مدلهای تئوریک در جامعه شناسی سیاسی

این نوشتار سه تئوری را در جامعه شناسی سیاسی مقایسه می کند: تئوری طبقه اجتماعی، تئوری نخبگان و تئوری پلورالیسم(تکثرگرایی)

کارل مارکس، نخستین تئوری پرداز مهم اجتماعی بود که تلاش و کار خود را عمدتاً بر اساس مدل طبقه استوار نمود.

هدف نهایی مارکس توسعه یک تئوری از تغییر اجتماعی بود و مدل تغییر اجتماعی، اساس همه کارهای وی بوده است.

تئوری مارکسیستی انتظار تنش و درگیری و تغییر به عنوان ضرورت برای پیشرفت بشر دارد. به ویژه نزاع میان طبقات اجتماعی از سوی مارکسیستها به عنوان منبع اساسی تحول اجتماعی تلقی می گردد. مارکس زندگی سیاسی را به عنوان انعکاسی از جدال طبقاتی می نگریست.

تئوری نخبه در جامعه شناسی سیاسی در پاسخ مستقیم به مارکسیسم مترقی بود. نخستین نظریه پردازان نخبه، محافظه کارانی بودند که نه تنها مخالف سوسیالیسم بلکه مخالف لیبرال دموکراسی آنگونه که از سوی هر جنبشی که تلاش می کرد تا به توده مردم نفوذ بزرگتری در امور سیاسی دهد، بود. آنها استدلال می کردند که نخبگان اجتناب ناپذیر و ضروری بودند و هر انقلابی که مدعی پایان دادن به نخبگان را داشت در نهایت به جایگزینی یک نخبه با دیگری می انجامید.

نظریه پردازان نخبه اغلب بر توانایی های ذاتی به عنوان منبع نخبگان تاکید می کنند. همه انسانها برابر خلق نشده اند: برخی قویتر، باهوشتر، هنرمند و غیره هستند.

ویلفردو پاره تو، که یک تئوری پرداز نخبه بوده این فرض را مطرح ساخت که توانایی ها به صورت یک منحنی آرام توزیع شده اند درست مانند توزیع ثروت.

با این وجود، او در کارهای خود پیرامون نخبگان، جوامع را به دو گروه تقسیم نمود: نخبه و توده.

پاره تو یک تئوری مفصل و دقیقی از رفتار اجتماعی مبتنی بر این فرض توسعه داد که بیشتر رفتارها از «مانده یا بقایا»ی غیر عقلانی عمیق درون روح انسان تعیین می شوند. این بقایا، اصول اساسی هستند که شالوده اندیشه و رفتار غیر منطقی را تشکیل می دهند. 

 این دو بقایا که در مرکز تئوری نخبگان پاره تو قرار دارند عبارتند از: «غریزه برای ترکیب» و «استمرار گروه».

«استمرار گروه» تمایل به مقاومت در برابر تغییر در ترکیبات را دارد. این امر شامل ثبات و اعتقادات سنتی می شود که اساس غیر عقلانی نظم اجتماعی هستند. تغییر و ثبات بستگی به نفوذ نسبی این دو طبقه از بقایا دارند. افرادی که تحت نفوذ غریزه برای ترکیب قرار می گیرند می توانند به عنوان افراد بی باک، با هوش، هوشیار، یا مدیر شناخته شوند (روباه در تمثیل ماکیاول). افرادی که غریزه استمرار گروه را به نمایش می گذارند محکم، خونسرد، محافظه کار، اخلاقی یا سنت گرا (شیرها) هستند.

معمولا، حکومت نخبه تحت تسلط افراد با «غریزه برای ترکیب» و توده ها تحت تسلط «غریزه استمرار گروه» قرار می گیرند. از آنجا که توده ها بعید است که ابتکار عمل کافی برای به چالش کشیدن حاکمیت نخبگان داشته باشند بنابراین، وضعیت ثبات همین است. اگر نخبگان و توده ها بوسیله بقایای استمرار گروه مسلط شوند، جامعه دچار رکود خواهد شد.

مدل پلورالیستی سیاست عمدتا توسط دانشمندان سیاسی توسعه یافت هر چند که اساساً بر اصول مسلم جامعه شناختی استوار بود. به تازگی این تئوری توسط جامعه شناسان برجسته مورد دفاع واقع شد.

این تئوری از تئوریهای طبقه اجتماعی یا بوروکراتیزه کردن عبور کرد و به گروههای کوچک جامعه شناسی متوسل شد. آنچه که پلورالیستها انجام دادند گرفتن ایده های اساسی از مطالعه گروههای خصوصی کوچک و تلاش برای عمومی کردن آنها برای سطوح اجتماعی بود.

ادامه نوشته

درس جامعه شناسی سیاسی

 مطالب ذیل که برگفته از سایت  احمد هجرت عاصم ،محصل علوم سیاسی رشته روابط بین الملل در کشور افغانستان است ، موارد زیر در حوزه جامعه شناسی سیاسی بحث می شود:

 

1- مفهوم جامعه شناسی سیاسی

2- تفاوت جامعه شناسی با علم سیاست

3- سطوح تحلیل جامعه شناسی سیاسی

4- ریشه های تاریخی جامعه شناسی سیاسی

5- تئوری های جامعه شناسی سیاسی

ادامه نوشته

10 روان‌شناس برتر جهان

روان‌شناسی رشته بسیار گسترده‌ای با موضوعات مختلف است. با نگاهی به نظریات معروفترین متفکران روان‌شناسی، این گستردگی و تنوع افکار به خوبی قابل مشاهده است.

بر اساس مطالعه‌ای که در ماه جولای 2002 در مجله معتبر Review of General Psychology به عمل آمد، 99 روان‌شناسی که بیشترین تاثیر را بر این رشته بر جا گذاشته‌اند، شناسایی و رده‌بندی شدند. این رده‌بندی براساس سه عامل صورت گرفت: بسامد ارجاع در مجلات علمی، ارجاع در کتاب‌های درسی و نظرخواهی از 1725 عضو انجمن روان‌شناسی آمریکا.

10 روان‌شناس برتر این لیست به قرار زیر بودند. این افراد نه تنها از معروفترین متفکران روان‌شناسی هستند بلکه همگی نقش مهمی در تاریخ روان‌شناسی و سهم عمده‌ای در شناخت ما نسبت به رفتار انسان‌ها ایفا کرده‌اند:

*****************************

1- بی. اف. اسکینر ( B.F. Skinner )
     (1904-1990)

این روان‌شناس آمریکایی یکی از رهبران نظریه رفتارگرایی ( behaviorism ) است. کارهای او در زمینه روان‌شناسی تجربی او را یکی از تاثیرگذارترین روان‌شناسان تاریخ نموده و روش‌های درمانی بر پایه نظریه‌های او هنوز در سطح گسترده‌ای مورد استفاده است.


2- زیگموند فروید ( Sigmund Freud )
     (1856-1939)

وقتی صحبت از روان‌شناسی می‌شود، بسیاری از مردم به یاد این روان‌شناس آلمانی می‌افتند. کارهای او این عقیده را تقویت کرد که تمام بیماری‌های روانی دلایل فیزیولوژیک ندارند. او همچنین شواهدی دال بر این که تفاوت‌های فرهنگی دارای تاثیر بر روی روان‌شناسی و رفتار است ارائه نمود. کارهای او به شناخت بهتر ما از شخصیت، روان‌شناسی بالینی، رشد انسان و ناهنجاری‌های روانی، کمک شایانی نموده است.


3- آلبرت بندورا ( Albert Bandura )
     (1925-)
کارهای این روان‌شناس کانادایی، بخشی از انقلاب «شناخت در روان‌شناسی» است که از اواخر دهه 1960 شروع شد. نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت بندورا بر اهمیت یادگیری مشاهده‌ای، تقلید و مدل‌سازی، تاکید گذاشت.



4- ژان پیاژه ( Jean Piaget )
     (1896-1980)

کارهای این روان‌شناس سوئیسی تاثیر عمده‌ای بر روان‌شناسی، به ویژه درک ما از رشد فکری و ذهنی کودکان، داشته است. پژوهش‌های پیاژه به توسعه روان‌شناسی رشد، روان‌شناسی شناخت، معرفت‌شناسی ژنتیکی و اصلاح روش‌های آموزشی، کمک شایانی نموده است. آلبرت اینشتین درباره مشاهدات پیاژه در مورد رشد فکری و ذهنی کودکان و فرایند تفکر چنین گفته است: «این کشفی است که آنقدر ساده است که فقط به فکر یک نابغه می‌رسد.»


5- کارل راجرز ( Carl Rogers )
     (1902-1987)

تاکید اصلی این روان‌شناس آمریکایی بر تاثیر شگفت توانائی‌های بالقّوه انسان بر روان‌شناسی و آموزش است. کارل راجرز یکی از مهمترین متفکران انسان گراست و روش درمان ابتکاری او که به «درمان راجرین» معروف است، تاثیر عمده‌ای بر روش‌های درمانی داشته است.

 


6- ویلیام جیمز ( William James )
     (1842-1910)

از این روان‌شناس و فیلسوف معروف، غالباً به عنوان «پدر روان‌شناسی آمریکا» یاد می‌شود. کتاب درسی 1200 صفحه‌ای او به نام «اصول روان‌شناسی»، مهمترین منبع کلاسیک درسی بود و درس‌ها و نوشته‌های او کمک شایانی به تثبیت روان‌شناسی به عنوان یک علم کرد. او در طی 35 سال تدریس خود، تاثیر بسیاری بر روی روان‌شناسان اوایل قرن بیستم گذاشت.


7- اریک اریکسون ( Erik Erikson )
     (1902-1994)

نظریه این روان‌شناس آلمانی درباره «رشد روانی- اجتماعی» علاقه‌مندی و تحقیقات بسیاری را در زمینه رشد انسان در دوره حیاتش به وجود آورد. اریکسون که از همکاران آنا فروید (دختر زیگموند فروید) بود، از طریق کشف رشد در طول حیات، شامل دوران کودکی، بلوغ و پیری، به توسعه نظریه روانکاوی کمک بسزایی نموده است.


  8- ایوان پولوف ( Ivan Pavlov )
       (1849-1936)

این روان‌شناس روسی با تحقیقاتش در زمینه واکنش‌های شرطی، به پیدایش رفتارگرایی در روان‌شناسی کمک شایانی نموده است. روش‌های تجربی پاولوف در تغییر روش روان‌شناسی از درون‌نگری و سنجش ذهنی به معیارهای عینی رفتاری، تاثیر عمده‌ای داشته است. پاولوف در سال 1904 برنده جایزه نوبل روان‌شناسی شد.


9- کرت لوین ( Kurt Lewin )
     (1890-1947)

از این روان‌شناس آلمانی به عنوان پدر «روان‌شناسی اجتماعی مدرن» نامبرده می‌شود زیرا او یکی از نخستین کسانی بوده است که روش‌های علمی و تجربه را برای نگریستن به رفتارهای اجتماعی به خدمت گرفته است.

 


10- به انتخاب خواننده
آخرین مکان این لیست را خالی می‌گذاریم تا خواننده، مناسب‌ترین فردی را که خودش ترجیح می‌دهد در این مکان قرار دهد!

رويكردهاي روان شناسي Psychological approaches

رفتارهایی که از انسان سر می‌زند، از دیدگاه‌های گوناگون قابل تبیین است. هر یک از دیدگاه‌ها با تکیه بر روش‌هایی، فرآیندها و رفتارهای روانی را توصیف می‌کنند؛ این الگوهای فکری که رفتار آدمی را با مفهوم و برداشت خاصی تحلیل می‌کنند، رویکرد[1] نام دارد. پنج رویکرد اصلی در روان‌شناسی شناخته شده‌اند که عبارتند از: زیستی، رفتاری، شناختی، روان‌کاوی و پدیدارشناختی.






ادامه نوشته

خلاصه مکتب های و ایدئولوژی های سیاسی


ادامه نوشته

خلاصه مباحث فلسفه اخلاق/ مصطفي ملكيان

نگاهى به فلسفه اخلاق در سده بيستم ، نوشته استيون دارول، آلن گيبارد و پيتر ريلتن است كه هر سه از اساتيد گروه فلسفه دانشگاه ميشيگان آمريكا هستند.
به اذعان مترجم فرهيخته و صاحب نام اين اثر استاد مصطفى ملكيان اين كتاب دقيق ترين، عميق ترين و جامع ترين نوشته اى است كه تاكنون در زبان انگليسى در باب سير فلسفه اخلاق در سنت آنگلوساكسونى در فاصله سال هاى ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۰ انتشار يافته است.ايشان در مقدمه كوتاه اما عميق كتاب مهم ترين مباحث نظرى و فلسفى در اخلاق و درباره اخلاق را به چهار گروه عمده تقسيم مى‌كند:
(1) اخلاق تحلیلی یا فرا اخلاق ، یعنی مجموعه ای از مباحث درباره اخلاق که جنبه مفهومی دارند . (2) اخلاق دستوری یا هنجاری ، یعنی مجموعه ای از مباحث در اخلاق که جنبه مصداقی دارند .
(3) اخلاق توصیفی ، یعنی مجموعه ای از مباحث در این باب که چه نظرات یا قواعد یا افعال اخلاقی ای ، بالفعل و عملا، در جامعه ای خاص یا در میان همه انسانها رایج و مشترک اند ؟ ؛ و این نظرات یا قواعد یا افعال اخلاقی چه آثار و نتایجی به بار می آورند ؟
(4) علم النفس اخلاقی ، یعنی مجموعه ای از مباحث فلسفی ، و احیانا تجربی ، ناظر به امور نفسانی و روانی ای که آدمی ، در مقام فاعل و عامل اخلاقی یا در مقام ناظر و داور اخلاقی ، با آنها سر وکار می یابد .

ادامه نوشته

مهمترین مکاتب فکری در روان شناسی

ساختارگرایی در برابر کارکرد گرایی ساختار گرایی نخستین مکتب فکری روان شناسی است و بر شکستن فرایندهای ذهنی به پایه ای ترین مؤلفه ها تمرکز دارد. مهم ترین متفکران ساختارگرا، ویلهلم ووندت و ادوارد تیچنر بوده اند.

کارکردگرایی یا کنش گرایی در واکنش به نظریه ساختارگرایی شکل گرفت و به شدّت تحت تاثیر کارهای ویلیام جیمز است. در این مکتب عملکردهای هشیاری را مورد مطالعه قرار میدهند نه عناصر تشکیل دهنده آن.جان دیویی ذهن را به عنوان یک ابزار بررسی میکند.

رفتارگرایی کلیه رفتارهای انسان را توسط علل و عوامل محیطی، به جای نیروها و عوامل درونی، قابل توضیح و تشریح می داند. نظریه های یادگیری از جمله شرطی شدن کلاسیک و شرطی سازی عامل، مورد پژوهش های گسترده ای قرار گرفته اند.

روان کاوی زیگموند فروید بنیان گذار رویکرد روان کاوانه بود. این مکتب فکری بر تاثیر ذهن ناهشیار یا ناخودآگاه بر رفتار انسان تاکید دارد.

روان شناسی انسان گرایانه این مکتب فکری در پاسخ به روان کاوی و رفتارگرایی به وجود آمده است. روان شناسی انسان گرایانه بر خلاف آن دو، بر اراده آزاد انسان، رشد شخصی و خودشکوفایی تمرکز دارد.

روان شناسی گشتالت بر پایه این ایده است که ما چیزها را به صورت یک کلّ یکنواخت تجربه می کنیم. این متفکران به جای شکستن افکار و رفتار به کوچکترین عناصر، عقیده دارند که باید کلّ تجربه را مورد نظر قرار داد. 

روان شناسی شناخت، شاخه ای از روان شناسی است که به مطالعه فرایندهای ذهنی شامل چگونگی تفکر، ادراک، به یادآوردن و یادگیری می پردازد.

اجتماع و فرهنگ گرایی:محققان این مکتب در رشته های جامعه شناسی _تعلیم و تربیت و روانپزشکی فعالیت دارند .نهضت های این مکتب روانشناسی مردم شناسی و طرفداری از حقوق زنان.

زیست گرایی:رفتار را با مطاله اندام ها و سلول های عصبی و توارث تعریف کرده و معتقدند که رفتار اساس عضوی دارد.

ادامه نوشته

فلسفه های معاصر(contemporary of Philosiphy)

تعبیر «فلسفه معاصر» به مجموع اندیشه ها و عقایدی که از اواسط نیمه دوم قرن نوزدهم تا پایان قرن بیستم در کشورهای اروپا و کانادا و آمریکای شمالی در جریان بوده، اطلاق میشود.نفی الهیات که از ویژگی های عصر جدید بود، در دوران معاصر به نفی مابعدالطبیعه منتهی شد و نفی مابعدالطبیعه موجب پراکندگی و تا حدودی بی سامانی فلسفه معاصر گردید. وقوع دو جنگ جهانی در نیمه اول قرن بیستم یکی دیگر از عوامل پراکندگی نظام فلسفی در این دوره است.

در کنار این امور رشد صنعت و تجارت و اقتصاد در کشور های غربی خود یکی دیگر از عوامل دگرگونی های فکر فلسفی معاصرشد.

از جمله شاخصه اصلی فلسفه های جدید و معاصر اصالت انسان است.اصالت انسان یا انسان گرایی اجمالا عبارت است ازاعتقاد به اینکه در جهان هر چه هست در خدمت انسان است.در دوران معاصر فلسفه به جای هستی شناسی به نوعی انسان شناسی مبدل شد و جامعه شناسی با مذاق فلسفی و تامل در مبانی هنر، دین، اقتصاد، سیاست، و .. جای هستی شناسی فلسفه متعارف را گرفت.

در ذیل بطور اجمال به هشت مکتب فلسفی معاصر پرداخته می شود

ادامه نوشته

گزیده نظریات جامعه شناسی **** جزوه کامل استاد روحبخش

دانلود

منبع اینترنتی

دانلود خلاصه کتاب نظريه هاي جامعه شناسي در دوران معاصر

لینک دانلود خلاصه کتاب نظريه هاي جامعه شناسي در دوران معاصر .قابل توجه اینکه خلاصه این کتاب تماما از سایت مجله اینترنتی فصل نو تهیه شده است.

لینک دانلود