نظریه کنش متقابل -و نظریه پردازان آن
نظریه كنش متقابل (Interaction theory)این نظریه به جای متمركز شدن بر موقعیت اجتماعی علل رفتار افراد بر طبیعت كنش متقابل اجتماعی كه بین افراد اتفاق میافتد، متمركز است.یعنی اینكه افراد در ارتباط با یكدیگر عمل میكنند و موجب ساختن عمل یكدیگر میگردند.
نظریه كنش متقابل بر كنش متقابل به جای شخصیت یا ساخت اجتماعی تأكید میكند.
این نظریه بر انسان فعال به جای انسان منفعل در ساخت اجتماع تأكید میكند.
انسان پاسخ دهنده و یا ساخته شده بر اثر پاسخهای جاری جامعه و دنیا نیست، بلكه انسان در این دیدگاه، درك و انتخاب و سپس تفسیر میكند و در نهایت، در این مسیر ساخته میشود.
نقد دیدگاه كنش متقابل نمادین در معرض این انتقاد است كه بیش از حد در سطح فرآیندهای خُرد متمركز میگردد. طرفداران این نظریه در پرداختن به ساختها و فرآیندهای بزرگتر با دشواری روبرو بودهاند.
طرفداران نظریه كنش متقابل نمادین استدلال میكنند كه عملاً همه كنشهای متقابل میان افراد انسانی متضمن تبادل نمادهاست. هنگامی كه ما در كنش متقابل با دیگران قرار میگیریم دائماً در جستجوی «سرنخهایی» هستیم برای اینكه چه نوع رفتاری در آن زمینه مناسب است و اینكه چگونه آنچه را كه منظور دیگران است تعبیر كنیم.
كنش متقابل نمادین توجه ما را به جزئیات كنش متقابل بین افراد جلب میكند و اینكه چگونه از آن جزئیات برای فهمیدن آنچه دیگران میگویند و انجام میدهند استفاده میشود.
یكی دیگر از كاربردهای نظریه كنش متقابل نمادین در تحلیل وضعیتهای چهره به چهره است.این نظریه همچنین میتواند نشان دهد كه چگونه شیوههای مختلف كنش متقابل نمادین بر انتظارات مردم اثر میگذارد،
بنابراین برای درك كنش متقابل نمادین، پژوهشگران هم فعالیتهای قابل مشاهده و هم فعالیتهای غیرقابل مشاهده (مثل افكار) مردم را مطالعه میكنند.