نظریه مبادله و نظرهای گوناگون
در زمینه اثرگذاری هومنز میتوان گفت که مهمترین کمک هومنز به پیشرفت نظریه جامعه شناختی، تدوین نظریه مبادله اجتماعی است.
آرای اسکینر (Burrhus Frederic Skinner: 1904-1990)، نقش تعیین کنندهای در تفکرات هومنز و در تکوین نظریه مبادله او داشتند. وی در این کتاب به تجزیه و تحلیل ساختارهای گروههای انسانی درشرایط گوناگون و فرایند تکوین آنها، از گروههای کارگری در کارخانه ها گرفته تا قبایل بومی اقیانوس آرام پرداخته است. او در این کتاب در پی دستیابی به حکمی بود که در مورد کنشهای انسانی در هر شرایطی صادق باشد.
اساسیترین فرض نظریه مبادله این است که افراد رفتارهایی را که در قبال انجامشان، پاداش می گیرند، تکرار میکنند و از رفتارهایی که قبلاً هزینه زیادی برای آنان دربر داشته است پرهیز میکنند.
این نظریه بر نوعی از کنش اجتماعی که ارادهگرایی نام دارد، تأکید میکند. این نظریه رفتار روزمره را پاسخی به خواسته و محاسبه فردی میداند و بر این اعتقاد است که کنشکنندگان در انتخابهای خود از آزادی زیادی برخوردارند.مزیت نظریه مبادله این است که میتواند جامعه شناسی را به اقتصاد نزدیک کند.
هومنز با طرح پنج قضیه کوشید تمام رفتارهای انسان را توضیح دهد.
هومنز در تعریف گروه میگوید: اگر افراد در دوره معینی از زمان، کنش و واکنش بیشتری روی هم داشته باشند، بهطوری که کنش و واکنش آنها با یکدیگر بیش از کنش و واکنش هر یک از آنها با افراد دیگر باشد آنها یک گروه را تشکیل میدهند.
هومنز از سطح مبادله فرد با دیگری فراتر رفته، در نظریه خود مسأله نهادها و زیرنهادها را مورد بررسی قرار داده است.وی میگوید نهادهای اجتماعی بر همان اصول اساسی مبادله استوار است تا رفتارهای میان دو فرد، و تفاوت آنها صرفاً در این است که نهادها شبکه روابط بسیار پیچیده تری را شامل میشوند.هومنز دلیل وجودی نهادهای اجتماعی را طبیعت عام بشر میداند.
هومنز فردی را که قابلیت تأثیرگذاری بر روی سایر اعضای گروه دارد، برخوردار از اقتدار میدانست. فرد با کسب احترام، اقتدار مییابد و با پاداش دادن به دیگران، احترام کسب میکند.