اخلاق تکاملی - دارونیسم اخلاقی
اخلاق تکاملی چنانچه از نامش پیداست بر اثر تأثیرات دیدگاههای داروین بر اخلاق پدید آمد. البته برخی معتقدند بنیانگذار اصلی این مکتب اخلاقی هربرت اسپنسر فیلسوف انگلیسی است. زیرا وی مدتی پیش از داروین این مسأله را در رسالهای به نام نظریه تکامل در کتاب خود به نام اصول روانشناسی مطرح کرده بود.
داروین، اخلاق را نیز مانند تکامل انسان محصول انتخاب طبیعی میداند. به نظر او رفتاری از نظر اخلاقی درست است که انسان را در تنازع بقاء پایدار نماید. از آنجا که انسان تکامل یافته حیوانات است اخلاق او نیز در واقع باید یک رفتار حیوانی تکامل یافته باشد. این رویکرد به اخلاق به اخلاق داروینی شهرت یافته است. در دیدگاه اخلاقی مبتنی بر نظریه تکاملی داروین اصل مسلمی که تمام رفتارها بر اساس آن تفسیر میشوند تنازع بقاء است زیرا تنازع بقاء و انتخاب اصلح ناموس طبیعت است.
آنان فرق بارزی میان روند تکامل و حیات اخلاقی انسان قائل نیستند و میگویند حیات اخلاقی انسان ادامه روند تکامل است و آنچه ما احساسات اخلاقی مینامیم مانند سایر پدیدهها تکامل یافته است.[9]
نظریه تکامل اجتماعی اسپنسر در واقع میگوید یک جامعه نیز برای تحول و تکامل مراحلی مانند مراحل تکامل بدن یک موجود زنده طی میکند. بنابراین تنها یک قاعده عام در تکامل چه تکامل طبیعی و چه تکامل جوامع انسانی حاکم است و قانون تکامل پدیدههای فرهنگی را نیز در بر میگیرد.
«رفتار خوب به افعالی اطلاق میشود که تحول یافته و از حالت سادگی گذشته و رفتار بد رفتاری است که کمتر متحول شده و در حالت ساده باقی مانده است».[15]
او انسان اخلاقی را این گونه تصویر میکند:
«انسان اخلاقی کسی است که عملکرد حیاتی او با همه تنوعی که دارد متناسب با شرایط وجودی او اجراء و اعمال گردد... . اجرای هر یک از کارکردهای حیاتی یک الزام اخلاقی است. بدین ترتیب انسان محصول تطور است، جامعه محصول تطور است و ارزشهای اخلاقی نیز محصول تطور است. رفتار به حکم قانون کلی تطور پدیدهای است متطور و رفتار اخلاقی در این مورد از قانون تطور مستثنی نیست».[17]