رالف گوستاو دارندورف Ralf Gustav Dahrendorf

او یک جامعه ­شناس آلمانی- انگلیسی، فیلسوف، سیاست ­شناس و سیاست­ مدار بود.

داندروف از نظریه ­پردازان تئوری کشمکش بوده و برخلاف جامعه ­شناسان معاصر که تحلیل اجتماعی را در رابطه با وفاق اجتماعی مورد توجه قرار دادند، دارندورف مدعی است که جامعه­ شناسی معاصر باید به مسائل مربوط به تغییرات اجتماعی و تضاد نیز بپردازد.[2] لذا از دید وی نه کارکردگرایی ساختاری و نه مارکسیسم نمی­تواند به ­تنهایی دیدگاهی رضایت­بخش درباره جامعه ارائه دهند زیرا اولی به تضاد اجتماعی توجه چندانی نمی­کند و دومی شواهد آشکار توافق و هماهنگی در ساختارهای اجتماعی جدید را نادیده می­گیرد.

دارندروف برای فرار از مدل یکجانبه کارکردگرایی و نواقص آن پیشنهاد تركیب عناصر سودمند آراء مارکس با دیدگاه کارکردگرایی را مطرح نموده و رویكردی تلفیق­ گرا اتخاذ می­کند که پیوند دهنده و ترکیب­کننده دیدگاه­های نظم و تضاد است.

مجموع نظریه دارندورف مبتنی بر دو اصل است: 

1) انسجام و ارزش­ها

2) اجبار و منافع.

او مدعی است که مکتب جامعه ­شناسی مارکسی و کارکردگرایی ساختی در جهت بیان یکی از دو اصل همگرایی و یا اجبار بوده­ اند. در صورتی­که دو مکتب در یک دیدگاه ترکیبی و تکمیلی می­توانند در تحلیل و بررسی وقایع اجتماعی موثر باشند.

ادامه نوشته

دارندورف و تفکر آزادی

رالف گوستاو دارندورف در سال 1929 در خانواده یی سیاسی ساکن هامبورگ به دنیا آمد.

وی یکی از معدود متفکران اجتماعی است که در دوره زندگی خود وقایع برجسته تاریخی را لمس کرده؛ آثار و نتایج جنگ جهانی اول، بحران اقتصادی 1930 اروپا، جنگ جهانی دوم و پدیده فاشیسم، نتایج جنگ جهانی دوم و لیبرالیسم، سوسیالیسم و سقوط آن از جمله مهم ترین آنها هستند. این وقایع از اصلی ترین شرایط شکل دهنده حیات علمی وی به عنوان یکی از صاحب نظران بزرگ جامعه شناسی است.

عمده شهرت وی در مسائل جامعه شناسی سیاسی است و علاقه اش به مساله «آزادی» چشمگیر است چرا که در بیشتر آثار خود این مفهوم را مورد تاکید ویژه قرار داده است.
او ویژگی ها و مراحلی برای جامعه آزاد یا مدنی  به شرح ذیل بیان کرده است:

1-دارندورف لازمه رسیدن به آزادی و جامعه مدنی را طی کردن مراحلی می داند که اولین و مهم ترین آنها «محتوای قانون اساسی» است.باید قوانینی به تصویب رساند که آزادی و عدالت را در جامعه تضمین کنند و راهی برای تجاوز به حقوق عمومی و انحصارطلبی و قدرت گرایی باقی نماند.

2- دومین مرحله در تفکر وی، انتخاب نماینده پارلمان با انجام همه پرسی های سراسری است.

3-اما مرحله سوم و آخر نیل به آزادی فراهم آوردن مقدمات تهیه و تدارک بنیادهای اجتماعی و اقتصادی است .

در این راستا، عمده ترین ویژگی های جامعه آزاد را نیز ارائه می کند؛

1- نبود تمامیت خواهی و انحصارطلبی؛ «در جامعه آزاد انحصار وجود ندارد و در آن از عمومیت یافتن انحصار به هر شکل ممکن ممانعت به عمل می آید. اگر هم انحصارطلبی حامیانی دارد آنها باید دلایل خود را به طور صریح برای عموم ارائه کنند اما اصل را باید بر ممنوعیت انحصار قرار داد. »


2- همگانی بودن رسانه های جمعی؛


3- استقلال احزاب سیاسی؛


4- حق آزادی و انتخاب؛


5- وجود مدنیت و شهروندی؛

به رغم برشمردن این مراحل باید به اصلی ترین دغدغه ذهنی دارندورف در مبحث آزادی نیز توجه کنیم و آن مقوله «آسیب شناسی وضعیت آزادی» است. او به این مورد نیز پرداخته و وضعیت های تهدیدکننده آزادی را به پدیده هایی چون فاشیسم، عدم ترویج قانون و قانون گرایی، خشونت و دولتی شدن زمینه ها و شرایط مربوط به آزادی، مرتبط می داند.


ادامه نوشته