رويكردهاي روان شناسي Psychological approaches

رفتارهایی که از انسان سر می‌زند، از دیدگاه‌های گوناگون قابل تبیین است. هر یک از دیدگاه‌ها با تکیه بر روش‌هایی، فرآیندها و رفتارهای روانی را توصیف می‌کنند؛ این الگوهای فکری که رفتار آدمی را با مفهوم و برداشت خاصی تحلیل می‌کنند، رویکرد[1] نام دارد. پنج رویکرد اصلی در روان‌شناسی شناخته شده‌اند که عبارتند از: زیستی، رفتاری، شناختی، روان‌کاوی و پدیدارشناختی.






ادامه نوشته

رویکرد روانکاوی

کار خاص فروید این بود که مفاهیم شناختی رایج زمان خود را در زمینهٔ هوشیاری، ادراک، و حافظه با مفاهیم زیست‌شناختی غریزه‌ها در هم آمیخت تا از این راه نظریه‌ای نوین و متهورانه در باب رفتار آدمی بنا نهد.

فرض بنیادی در نظریهٔ فروید این است که بخش عمدهٔ رفتار، ریشه در فرآیندهای ناهوشیار (unconscious) دارد. مقصود فروید از فرآیندهای ناهوشیار عبارت بود از باورها، ترس‌ها، و خواست‌هائی که شخص از وجود آنها آگاه نیست. اما در هرحال بررفتار او اثر می‌گذارند.

فروید معتقد بود بسیاری از تکانه‌هائی (impulses) که در دورهٔ کودکی با منع یا تنبیه والدین یا جامعه روبه‌رو شده‌اند، برخاسته از غریزه‌های فطری هستند. این تکانه‌ها از آنجا که از بدو تولد در همهٔ ما وجود دارند از قدرت اثرگذاری فراگیری برخوردار هستند که باید به‌نحوی آن را حل و فصل کرد. منع آنها فقط سبب می‌شود از حیطهٔ آگایه به حیطهٔ ناهوشیار رانده شده، همانجا ماندگار شوند و بر رؤیاها، لغزش‌های لفظی (slipe of speech)، و اطوار قالبی (mannerisms) اثر بگذارند و به‌صورت مشکلات هیجانی و نشانه‌های (symptoms) بیماری روانی، یا برعکس به‌شکل رفتارهای مورد پذیرش جامعه مانند فعالیت هنری و ادبی جلوه‌گر شوند.

ادامه نوشته

تست روانشناسي منسوب به زيگموند فرويد


ادامه نوشته

ساختار شخصیت از نگاه روانکاوان

فروید در جریان درمان بیماران خود مشاهده کرد که گفته های اکثر آنان غیر منطقی و کم بیش خارج از شرایط زمانی و مکانی شخصیت آنهاست. فروید به این نتیجه رسید که این افکار نمی تواند از آگاهی بیاد و فکرمی کرد باید آگاهی داری چندین سطح باشه هشیار،نیمه هشیار،ناهشیار.

فروید برای راه یافتن به ناخودآگاه از تعبیر رویاها استفاده می کرد یعنی رویاها گوشه های از ناخودآگاه ما رو در بر داره همچین میشه برای ورود به ناخوآگاه به افکار سرکوب شده و خاطره های واپس زده فکر کرد.در هر صورت حرف زدن ما،کنایه ها،متلک ها،رویاها،خاطرات،خواب ها به ناخودآگها ارتباط های دراند.

سازمان شخصیتی انسان از نظر فروید شامل نهاد ، من و من برتر است.

 نهاد ؛بزرگترین بخش سازمان روانی شخصیت که شامل کلیه غرایز و انگیزه های ابتدای بشر وبه طور کلی طالب لذت ودوری ازدرد نهاد خواستار لذت از هر نوع سیری ناپذیر .نهاد در سطح ناخودآگاه عمل می کنه.

 من؛ به تدریج که کودک رشد  میکنه و خواه  یا ناخواه باواقعیت محیط روبه رو میشه برای ارضای نهاد راهی نیست جز قبول شرایط محیطی و اجتماعی و در سنین 1تا 2سالگی . جزءدیگر  شخصیت  یعنی  من  به وجود  میاد .

هنگامی که من نتواند با تعارض ها کنار بیاد می گوییم من در هماهنگ کردن تعارض ها شکست خورده و این اساس ((نوروز)) است.

من برتر:من برتر آخرین مرحله تکامل روان ومظهر قانون اجتماع ودر حقیقت همان قسمت اخلاقی وقضایی شخصیت ماست این قسمت از شخصیت متوجه ایده آلهای اخلاقی ومدافعی سرخت برای قوانین و مقرارات اجتماعی ومانع بزرگی در راه تحقق انگیزه های نهاد است.

ادامه نوشته

تاریخچه روانکاوی


ادامه نوشته

مكتب روان كاوي

نظریه روان‌کاوی درباره رفتار انسان را زیگموند فروید((Sigmund Freud در اروپا تقریبا یک قرن پیش، زمانی وضع کرد که در ایالات متحده رفتارگرایی در حال شکل‌گیری بود. نظریه روان‌کاوی فروید از برخی جهات، آمیزه‌ای از گونه‌های قرن نوزدهمی علوم شناختی و فیزیولوژی است.[1]

روش تحقیق فروید، تداعی آزاد(Free association) است.[4] این متد، متد اصلی روان‌کاوی در زنده کردن خاطرات و ارتباط آن‌ها با موارد واپس‌زده شده و عقده‌های روانی موجود در ناخودآگاه است. در این روش، بیمار هر آن‌چه به ذهنش می‌رسد را باید بدون سانسور به روان‌کاو بگوید.[5]

روان‌شناسی عرضه شده به وسیله فروید اغلب به یک نظام هیدرولیک تشبیه شده است.

فروید معتقد بود که، وقتی یک اندیشه و تصور مستعد بالا بودن سطح انگیزش دستگاه عصبی در حدی بالاتر از میزان تحمل آن باشد، این انرژی به ترتیبی توزیع مجدد می‌شود که عناصر تهدید کننده نتوانند وارد سطح خودآگاه( Conscious) شوند و در ناخودآگاه(unconscious) باقی بمانند.

در نظام روان‌کاوی فروید، اعتقاد بر این است که کل نظام روانی می‌کوشد تا با دفاع از خود، به طرق مختلف، تعادل خود را در برابر این توزیع انرژی و تهدیدهایی که از درون و بیرون ایجاد می‌شود، حفظ کند.

  این مکانیسم‌های دفاعی که هر فرد در موقعیت‌‌های مختلف به طور ناخودآگاه از آن‌ها استفاده می‌کند و نام هر یک تقریبا بیان‌گر محتوای آن‌هاست، عبارتند از؛ والایش((Sublimation، فرافکنی(( Projection، دلیل تراشی((Rationalization، و غیره.[6]

روان‌شناسی فرویدی، همچنین مراحل معینی را فرض می‌کند که طی آن‌ها کودک رشد خود را به سوی بلوغ طی می‌کند. اگر این رشد، به نحو مطلوب و مناسبی صورت نگیرد، در آن صورت شخص در بزرگسالی احتمالا رفتارهای روان‌پریشانه خواهد داشت.[7]


ادامه نوشته