دانشمندان جامعه شناسی *** درباره تورستين وبلن
ورستین بوند وبلن(Thorstein Bunde Veblen)؛ جامعه شناس، اقتصاددان و منتقد اجتماعی آمریکایی.
وبلن همچون بسیاری از متفکران اجتماعی از آرای مجموعه وسیعی از متفکران اجتماعی تأثیر پذیرفت که از جمله آنها عبارت بودند از: کارل مارکس، هربرت اسپنسر، چارلز داروین، ادوارد بلامی، کانت و پراگماتیستها.
یکی از بررسیهای اصلی وبلن، تحلیل چگونگی تأثیر تکنولوژی و ساختار طبقاتی الگوهای تفکر و اندیشه بود. وبلن تلاش میکرد که نشان دهد چگونه فرهنگ و روابط اجتماعی توسط تکنولوژی شکل میگیرد.
به نظر وی تحول جامعه عبارت است از فرایند پذیرش ذهنی و اندیشهای که تحت فشار اوضاع و احوال اجتماعی و تمدنی به بار میآید.
وبلن در سراسر آثارش، میخواهد نشان دهد که چگونه عادات فکری بر اثر عادتهای زندگی پدید میآیند و پیوسته بر دلبستگی سبکهای فکری با ساختارها و سازمانهای اجتماعی تأکید داشت.
در نظر وبلن هر چند واقعیت اجتماعی، تا حد زیادی بر معرفت تأثیر میگذارد، اما باید دانست که بیش از طبقات اجتماعی، این نهادهای اجتماعیاند که نقش عامل مسلط را در معرفت ایفا میکنند؛ چرا که نهادها خوشه هایی از عادات و رسوماند که اجتماع تصویب کرده است.
به نظر او تکامل جوامع بشری را باید به عنوان فرایند گزینش طبیعی نهادها در نظر گرفت.
او نظریه طبقه تنآسا (The Theory of the Leisure Class) را مطرح ساخت.وبلن اصطلاح طبقه مرفه را در وصف افرادی به کار میبرد که به لحاظ اقتصادی عملکری غیرمولد دارند.وبلن گناه طبقه مرفه را مصرف توام با اسراف میدانست. اعضای این طبقه برای جلب توجه دیگران به مصرف متظاهرانه (خرید کالاهایی که برای ادامه حیات ضروری نیستند) و فراغت متظاهرانه (استفاده غیرمولد از وقت)، میپردازند.
طرح
تکامل اجتماعی انسان از نظر وبلن، در اصل، الگویی از دگرگونی اجتماعی است
که ریشه در تحول فنون صنعتی دارد. او چهار مرحله را در تکامل انسان بر
میشمرد:
1- عصر بدویت؛ که مشخصه آن صلح و همیاری بود، در این زمانه توجه بشر به رفاه جامعه خود معطوف بود.
2- عصر بربریت؛
که ویژگی بارز آن رقابت و جنگطلبی بود. در این دوره، توجه بشر به منافع
شخصی و بهره گیری از فنون صنعتی برای دستیابی به تفوق اقتصادی بر دیگران
جلب شد.
3- عصر صنایع دستی و ماشین؛ در این عصر صنایع دستی و ماشین جانشین عصر بربریت شده که در آن، منافع مادی بر رفتار بشر احاطه دارد.
4- جامعه صنعتی مدرن؛ این جوامع باید از وسعت کافی برخوردار باشند؛ چرا که صنایع عظیم و گسترده فقط در جوامعی میتوانند شکل بگیرند که وسعت کافی برای تأمین مشاغل تخصصی متعدد داشته باشند. جامعه مدرن بیش از سایر جوامع، قادر به انطباق با تغییرات محیط است. افراد در تمدن مدرن بیش از دیگران قادر به اتخاذ بینشی غیرشخصی و بیطرفانه در برابر واقعیتهای مادی اند.