مکاشفه عرفانی در اندیشه سهروردی

سهروردی کشف و شهود را با رویکردی پیشینی و با توجه به انسان‌شناسی، نفس‌شناسی و جهان‌نگری فلسفی – اشراقی خود مورد تحقیق قرار داده است.

طرح مسئله و فرضیه {این}پژوهش یکی از مسائل مهم فلسفه عرفان، ماهیت کشف و شهود و یا تجارب عرفانی است. در این باره دو دیدگاه از اهمیت بیشتری برخوردار است:

الف) ذات‌گرایی1 که طبق آن تجارب عرفانی در اعصار و اقالیم مختلف جهان و در سنت‌های گوناگون دینی دارای اوصاف مشترکی هستند ازاین­رو مکاشفات عرفا از حقیقت و ذات یکسانی – به­ویژه در اینکه تجاربی وحدانی و یکتابین هستند- برخوردارند ( استیس: 136-134 ).

ب) ساختگرایی2 طبق آن، اوصاف مشترک مکاشفات، تنها ظاهر قضیه است و زمینه‌های ذهنی، اعتقادی و فرهنگی عرفا و انتظارات آن‌ها که اصولاً تفاوت بسیاری باهم دارند، درشکل‌دهی به تجربه عارف نقش اساسی دارند( katz: 65 ) در بیانی افراطی این دیدگاه، زمینه‌ها نقش مکو ّ ن و ایجادی نسبت به مکاشفه دارند proudfoot: 123 ) ). بنابراین تجارب عرفانی بر ساخته‌ای از زمینه‌های ذهنی عارف بوده است و دلالتی بر ذات مشترک میان آن‌ها ندارد.

در این نوشتار پاسخ شیخ اشراق به این پرسش مهم مورد تحقیق قرار می‌گیرد. فرضیه ما در اینجا آن است که مکاشفات عرفانی نزد سهروردی با وجود تنوع گسترده‌ای که دارد دارای اوصاف مشترکی هستند که در سنت‌ها و آیین‌های مختلف در طول تاریخ به وقوع پیوسته‌اند، از این‌رو دیدگاه وی به ذات‌گرایی نزدیک­تر است.

حکیم متأله انسانی است که پیکرش همچون پیراهنی شود که هرگاه بخواهد برکند و یا بر تن کند و بر خلع بدن و عروج به عالم نور توانا باشد ... نبینی آهن که چون تفته شود و آتش در آن اثر کند خود بسان آتش گردد! روشنی بخشد و بسوزاند. همین طور نفس انسانی نیز که جوهری قدسی است آنگاه که به (عالم) نور متصل می‌گردد و لباس اشراق می پوشد، خود فاعل و مؤثر می‌شود و به هر چه اشاره کند تحقق پذیرد ( سهروردی: 503 ).

کمال جوهر عاقل ما، انتقالش به حقایق و معرفت حق و شگفتی‌های ملکوت و ملک حق­تعالی است. و از آن جهت که (جوهر عاقل یا نفس ناطقه) با بدن علاقه‌ای دارد، (کمال انسان) آن است که بر قوای بدنی استیلا یابد و آن‌ها بر او (جوهر عقل) مسلط و مستولی شوند. (تا بدین وسیله) شهوت، غضب و فکر او در تدبیر حیات، به نحو معتدل و رأی صحیح باشد ( همو: 82 ).

 نفس ناطقه انسانی که از نظر سهروردی «نور اسفهبد» نامیده می‌شود ( همو: 147 ) که وظیفه و شأن آن مانند نفوس فلکی و دیگر انوار اسفهبدیه، تدبیر بدن است. با این همه به علت هویت نورانی خود احکام و قوانین خاصی بر او حاکم است. بدین معنا که در نظام نورشناسی و جهان‌نگری نورگرایانه سهروردی، این قاعده کلی حاکم است که هر نور عالی بر نور سافل و مادون خود قهر و غلبه دارد و نور سافل نسبت به نور مافوق خود، دارای عشق و محبت است ( همان: 135 ).

از نظر شیخ اشراق نفس انسان در اثر ریاضت از عالم ظلمانی و برزخی خود قطع ارتباط می‌کند و تدریجاً به سبب همان قاعده کلی که هر نور سافل عاشق و مشتاق نور عالی است، به­سوی عالم انوار سیر می‌کند:

هنگامی‌که سرگرمی­ها و شواغل بدن مرتفع گشت، نفس آگاه و عارف (به حقایق) از مشاهده ملکوت و اشراق انوار حق مسرور و ملتذ می­گردد ( همو: 82 ).

... کاهش غذا، شب زنده‌داری، تضرع به سوی خداوند برای تسهیل طی طریق به سوی او، تلطیف باطن و سر به وسیله افکار لطیف، درک اشارات کائنات که معطوف به خداوند است و دوام ذکر و یاد عظمت و جمال خداوند به این امور منجر می‌شود و اخلاص در توجه به نورالانوار اصل و قرائت قرآن اصل و اساس این باب است ( همو: 257 ).

اول برقی که از حضرت ربوبیت به ارواح طلاب رسد، طوالح و لوایح باشد و آن انواری است که از عالم قدس بر روان سالک اشراق کند و لذیذ باشد و هجوم آن چنان ماند که برق خاطف ناگاه درآید و زود برود. اوست خدایی که برق را برای بیم و امید، به شما می‌نمایاند، ( رعد: 12 ) «خوفاً من الزوال و طمعاً من الثبات» ( همو: 319 ).

این حالات زودگذر را شیخ اشراق به تبع صوفیه و اصحاب تجرید «وقت» می‌نامد و بر خلاف ابن سینا که وقوع این حالات و اوقات را برای سالک همراه با لذت و ابتهاج می‌دانست، معتقد است که لزوماً همه اوقات چنین نیست، گاهی همراه با لذت است و گاهی که سالک را قبض حاصل آید، برای او لذت‌بخش نخواهد بود.

در اثر استمرار ریاضات و مراقبت‌های سالک، حالات ناپایدار و گذران معنوی و قدسی به حالات ماندگار تبدیل می‌شود، شیخ اشراق چنین حالتی را «سکینه» می­نامد:

صاحب سکینه از جنت عالی نداهای به غایت لطیف بشنود و مخاطبات روحانیت بدو رسد و مطمئن گردد چنانکه در وحی الهی است: « الا بذکر الله تطمئن القلوب»، و صوری به غایت طراوات و لطافت مشاهده کند ... و این مقام متوسط است از مقامات اهل محبت ... و این سکینه نیز چنان است که اگر فرد (انسان) خواهد از خودش باز دارد میسرش نگردد ( همو: 323 ).

پس مرد (عارف) چنان می‌گردد که هر ساعتی که خواهد قالب رها کند و قصد عالم کبریا کند و معراج او بر افق اعلی زند و هرگاه که خواهد و بایدش، میسر باشد ( همو: 323 ).

چون از این مقام (یعنی خلع اختیاری بدن و حضور در عالم مثال و ملکوت) بگذرد چنان شود که البته به ذات خویش نظر نکند و شعورش به خودی خود (به انانیت خود) باطل گردد و این را «فنای اکبر» خوانند و چون خود را فراموش کند و فراموشی را نیز فراموش کند، آن را «فناء در فناء» خوانند ( همو، ج6: 324 ).

از برخی عبارات شیخ اشراق چنین به نظر می‌رسد که عالم خیال خواه متصل یا منفصل که از آن به عالم مثال یاد می‌کند، دو ویژگی مهم دارد: یکی محاکات اضداد و دیگری صورت­بخشی یا نقش‌بندی به معانی:

از سوی دیگر عالم مثال یا خیال منفصل را سهروردی «اقلیم هشتم» نامیده و بر این باور است که عالم ذومقدار و جهان اندازه‌ها به هشت اقلیم قابل تقسیم است، و مقادیر حسی، اقالیم سبعه را تشکیل می‌دهد اما در اقلیم ثامن جز مثل معلقه چیز دیگری نیست. در همین عالم است که حوادث عجیب و غریب مانند راه‌رفتن روی آب یا در هوا رخ می‌دهد. این‌ها همه از احکام اقلیم هشتم است که شهرهای جابلقا و جابلثا و هورقلیا در آن است ( همو، ج2: 254 ). از سوی دیگر هرگاه اشراقات علوی بر نفوس ادامه یابد، آنگاه این نفوس صاحب قدرت و علم شده است و ماده عالم به ایشان اعطا می‌شود. به گونه‌ای که قادر به تصرف در آن هستند و دعای این نفوس مصفا در عالم اعلی به اجابت می‌رسد.

شیخ اشراق بر تصفیه نفس حاکی از آن است که خیال متصل غیر مزکّی نیز می‌تواند باعث نقش‌بندی‌هایی غیرواقعی شود. به­نظر سهروردی در عالم خیال منفصل، اشیاء در انتقالی سریع به هیئت و صورتی شبیه شیی یا ضد آن متمثل و متصور می‌شوند و به همین دلیل نیازمند تعبیر یا تأویل هستند.

 از نظر شیخ اشراق مکاشفه و تجربه عرفانی، واقعیتی از سنخ معرفت و ادراک است. معرفتی که در حصول آن مقدمات اکتسابی یعنی علوم بحثی بدون تاثیر نبوده است. اگر چه شرط لازم آن هم نیست.

سهروردی معتقد است که برخی از ملوک فارس که به آئین زرتشت بودند همچون فریدون و کیخسرو، از طریق تجرید به شهود عرفانی رسیده‌اند ( همو، ج4: 93-92 ).

 

ادامه نوشته

اختلال شخصیت دوری گزین

تعریف:

عبارتست از شخصیت خجول و ترسو، به طوری که این افراد نسبت به طرد شدن از جانب دیگران فوق العاده حساسند، که خود، به زندگی دور از اجتماع می انجامد. علی رغم این مسئله، مبتلایان، خجالتی و غیر اجتماعی نیستند و شدیدا ً به داشتن همنشین علاقه دارند، اما برای پذیرش بدون انتقاد خود ضمانت مطالبه می کنند. این افراد در  10 ICD به عنوان اختلال شخصیت اضطرابی طبقه بندی می شوند.

شیوع:

میزان شیوع این اختلال 1-10 % است و در مجموع اختلال شایعی به شمار می رود.

خصوصیات بالینی:

حساسیت نسبت به طرد شدن از جانب دیگران علامت اصلی این اختلال است و در عین حالی که شخص علاقه به برقراری ارتباط با دیگران دارد، می ترسد که از جانب جمع طرد شود و بنابراین دوست نزدیک ندارد. این اشخاص خود را دست کم می گیرند و اعتماد به نفس پایینی دارند و از اظهار نظر در حضور جمع بیم دارند و ممکن است اشارات دیگران را تحقیر خود تعبیر کنند. معمولا ً مشاغل حاشیه ای را انتخاب می کنند و در کار خود تمایل به راضی کردن دیگران ندارند. ویژگی عمده این مبتلایان ترسو بودن آنهاست.

 معیارهای تشخیصی DSM IV برای اختلال شخصیت دوری گزین:

الگوی نافذ مهار اجتماعی، احساس بی کفایتی و حساسیت مفرط نسبت به ارزیابی منفی که از اوایل بزرگسالی شروع و در زمینه های مختلف وجود دارد و با 4 علامت (یا بیشتر) از علائم زیر مشخص می شود.

1- اجتناب از فعالیت های شغلی که مستلزم تماس های بین فردی قابل ملاحضه، به دلیل ترس از انتقاد، طرد شدن یا عدم پذیرش می باشند.

2- بدون اطمینان از اینکه مورد محبت قرار خواهد گرفت، میل به معاشرت نشان نمی دهد.

3- در برقراری روابط صمیمانه با دیگران به دلیل ترس از تحقیر و شرمساری محدودیت قائل می شود.

4- اشتغال ذهنی با مورد انتقاد قرار گرفتن و طرد شدن در موقعیت های اجتماعی.

5- در موقعیت های بین فردی جدید در بین احساس بی کفایتی، حالتی مهار شده دارد.

6- خود را از نظر اجتماعی نالایق، فاقد جذابیت یا پایین تر از دیگران تصور می کند.

7- در دست زدن به امور مهم شخصی یا شرکت در فعالیت های تازه، به دلیل ترس از شرمندگی، بسیار مردد است.

پیش آگهی و درمان:

این بیماران در صورت حمایت از نظر روانی عملکرد خوبی دارند و در صورت نارسا بودن محیط زندگی، ممکن است به افسردگی، اضطراب و عصبانیت مبتلا شوند. مبتلایان در سیر بیماری و یا سابقه خود ممکن است شخصیت ضد اجتماعی را تجربه کنند.

درمان اصلی این بیماران روان درمانی است. از دارو های ضد اضطراب و ضد افسردگی گاها ً استفاده می شود. در بعضی بیماران، بتا بلوکر ها از جمله آتنولول برای کاستن از فعالیت زیاد سیستم خودکار به خصوص در مواقع و موقعیت هایی که بیمار از آنها واهمه دارد، مفید است.

منبع اینترنتی:http://ravanshenasiy-balini.blogfa.com/post-8.aspx

عشق و قتال (سرانجام عشق به خدا)

در حديث قدسي است كه خدا مي فرمايد: من طلبني وجدني و من وجدني عرفني و من عرفني احبني و من احبني عشقني و من عشقني عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعليّ ديته و من عليّ ديته فانا ديته.

آن كس كه مرا طلب كند، من را مي يابد و آن كس كه مرا يافت، من را مي شناسد و آن كس كه مرا شناخت، من را دوست مي دارد و آن كس كه مرا دوست داشت، به من عشق مي ورزد و آن كس كه به من عشق ورزيد، من نيز به او عشق مي ورزم و آن كس كه من به او عشق ورزيدم، او را مي كشم و آن كس را كه من بكشم، خونبهاي او بر من واجب است و آن كس كه خونبهايش بر من واجب شد، پس خود من خونبهاي او مي باشم.

گزارشهایی از وحدت وجود نزد ابن عربی (7)

خداوند عالم را جز بر صورت خودش نیافرید ، او جمیل و زیباست ، پس عالم تمامش زیباست و او سبحانه تعالی جمال را دوست می دارد ....
فتوحات مکیه - باب 242- ترجمه استاد خواجوی

گزارشهایی از وحدت وجود نزد ابن عربی (6)

خداوند فرموده :" لیس کمثله شی 11/ شوری" این بر وجوه بسیاری است ، خداوند می دانست که سخن هر تاویل کننده ای در این آیه به چه چیزی باز می گردد ، بالاترین قول آن این است که :

در وجود چیزی مماثل حق نمی باشد ، پس در وجود ، چیزی جز او نمی باشد که مثل او و یا خلاف او باشد، این چیزی است که تصور نمی شود.

اگر گویی این کثرت مشهود چیست ؟ گوییم اینها نسبتهاب احکام استعدادات ممکنات اند در عین وجود حق ....اعیان ممکنات جز وجود را بهره مند نگشتند و وجود ، غیر عین حق نمی باشد....

فتوحات مکیه - باب 222 - ترجمه استاد خواجوی


اختلال شخصیت وسواسی جبری

تعریف:

عبارتست از نوعی اختلال شخصیت که در آن کمال طلبی و انعطاف نا پذیری تسلط دارد. این اختلال با وجود نظم، پشتکار، لجاجت و خونسردی و دو دلی مشخص می شود.

خصوصیت اصلی این مبتلایان، میل به کمال و عدم وجود انعطاف پذیری است

شیوع:

میزان شیوع آن مشخص نیست. در مردها شایع تر بوده و در فرزندان ارشد خانواده بیشتر دیده می شود. همچنین در بستگان درجه اول نیز شیوع بیشتری دارد.

خصوصیات بالینی:

مسائلی مانند مقررات، آداب و قوائد، نظافت، جزئیات امور و کمال طلبی، ذهن آنها را به خود مشغول می سازد. این افراد بسیار رسمی و جدی بوده و به رعایت دقیق مقررات تأکید می ورزند و در این رابطه انعطافی از خود نشان نمی دهند. مهارت های بین فردی آنها بسیار محدود است و قادر به سارش با دیگران نبوده و اطرافیان را فراری می دهند. با وجود این در برابر خواسته های افرادی که آنها را قوی تر از خود می دانند، تسلیم می شوند

از تصمیم گرفتن طفره می روند و بیم دارند که مرتکب اشتباه شوند. با اینکه دوستان زیادی ندارند، زندگی آنها چه از نظر حرفه ای و چه از نظر زناشویی کارآ و با ثبات است

معیارهای تشخیصی DSM IV برای اختلال شخصیت وسواسی جبری:

الگوی نافذ اشتغال ذهنی با نظم و ترتیب، کمال طلبی و کنترل روانی و فردی به بهای از دست دادن انعطاف پذیری، صراحت و کارآیی است. از اوایل بزرگسالی شروع می شود و در زمینه های گوناگون وجود دارد و با 4 (یا بیشتر) از علائم زیر مشخص می شود.

اشتغال ذهنی به جزئیات، اصول، فهرست ها، ترتیب، سازمان یا برنامه ها به گونه ای که هدف اصلی فعالیت گم می شود.

کمال طلبی، به حدی که در تکمیل کردن امور تداخل کند.

علاقه مندی مفرط به کار و کارآیی، به بهای کنار گذاشتن فعالیت های تفریحی و ارتباط با دوستان.

- در امور اخلاقی و رعایت ارزش ها بیش از حد جدی و وظیفه شناس، دقیق و انعطاف ناپذیر است.

از به دور انداختن اشیای فرسوده و فاقد ارزش ناتوان است.

در تفویض امور و یا همکاری با دیگران مردد است. مگر آنکه تسلیم محض روش او در انجام امور باشند.

خِسّت در خرج کردن پول برای خود و دیگران دارد و از نظرش پولی چیزی است که برای حوادث ناگوار آینده باید پس انداز شود.

ابراز سرسختی و انعطاف ناپذیری. 

پیش آگهی و درمان:

سیر بیماری متغیر است، گاها ً در جریان آن اختلال وسواس ظاهر می شود. سیر اختلال ممکن است بعدها به اسکیزوفرنی یا ملانکولی بی انجامد.

درمان اصلی بیماری روان درمانی است و گاها ً دارو درمانی با داروهای ضد اضطراب و ضد افسردگی در دفع علائم مفید واقع می شود.

http://ravanshenasiy-balini.blogfa.com/post-6.aspx

گزارشهایی از وحدت وجود نزد ابن عربی (5)

کشف در این مساله امر شگفتی را کشف می کند که بدان هم قرآن گویاست و هم به عیان مشاهده می شود، خداوند فرموده " و هو الله فی السموات و فی الارض = خدای یگانه - در آسمان و زمین اوست-....زیرا او در زمین است همو در آسمان است، هم اوست که در سنگی است ، و هر کجا که باشیم با ماست ، زیرا خالق ، جدای از مخلوق نیست...چون اگر از او جدا گردد ، این وصف از وی جدا شده و آن اسم از او زایل می شود...
فتوحات مکیه - باب 198  (فصل 50)- ترجمه استاد خواجوی

گزارشهایی از وحدت وجود نزد ابن عربی (4)

منزه است آنکه اشیا را پدید آورد و خود عین آنهاست:

فما نظـرت عینی الی غیر وجهه

و ما سـمعت اذنی خلاف کلامه

فکل وجـــــــــود کان فیه وجوده

و کل شخیص لم یزل فی منامه

فتعبیر رویانا لها فـــــــــی منامنا

فمن لام فلیــلحق به فی ملامه

ترجمه شعر:

دیده ام غیــــــــر صورت او را نظر نکـــــــرد

و گوشـــــــــــم غیر سخن او را نشـــــنید

پس هـر وجودی ، در آن ، وجود اوســـــت

و هر فـــــردی پیوسته در خواب اوســـــت

پس تعبیر رویای ما در خواب ما وی راست

هر کس هم که نکوهش می کند در نکوهشش هم بدو ملحق می شود

فتوحات مکیه - باب 198  (فصل 31)- ترجمه استاد خواجوی


اختلال شخصیت افسرده

تعریف

عبارتند از افرادی بدبین، فاقد توانایی لذت بردن، وابسته به کار، فاقد اعتماد به نفس و مداوم ناشاد به صورتی که افسردگی در تمام جنبه های زندگی آنها دیده می شود.

 

خصوصیات بالینی

این افراد بدبین، فاقد انگیزه لذت طلبی، وظیفه شناس، شکاک به خود و به طور مزمن غمگین اند. لذت اندکی از زندگی کردن می برند و وقار و تنهایی را دوست دارند. اکثرا ً دلتنگ، بلا تکلیف و نا امید هستند. به سادگی و اکثرا ً در تنهایی می گیرند. این افراد از اعتماد به نفس اندکی برخوردارند و هیچ چیز در زندگی وجود ندارد که خوشحالشان کند. ظاهر آنها افسرده و صدایشان گرفته است و کُندی روانی - حرکتی دارند.

 

شیوع

اطلاعات کافی در مورد شیوع این بیماری در دست نیست، ولی به نظر می رسد اختلالی شایع باشد. در مرد و زن یکسان بوده و در خانواده هایی که اختلالات افسردگی در آنها شایع است، بیشتر دیده می شود.

 

معیارهای تشخیصی DSM IV برای اختلال شخصیت افسرده

الگوی نافذ رفتارهای افسردگی که در اوایل بزرگسالی شروع شده، و در انواع زمینه ها وجود دارد به گونه ای که با  پنج یا بیشتر از علائم زیر مشاهده می شود

خلق مهمول به صورت غمگینی، پژمردگی، ناشادی، فقدان لذت و بشاشیت.

خود پنداری متمرکز به باورهای، بی کفایتی، بی ارزشی و احترام به نفس پایین.

نسبت به خود، انتقاد کننده، ملامتگر و خوارکننده است.

مُشوش و غرق در فکر است.

نسبت به دیگران منفی گرا، انتقاد کننده و قضاوت گرا است.

بدبین است.

مستعد احساس گناه و پشیمانی است.

* این اختلالات، منحصرا ً در دوره افسردگی اساسی روی نداده و با بیماری های دیگر قابل توجیه نیست.

 

پیش آگهی و درمان

مبتلایان به اختلال شخصیت افسرده، از شانس بالایی برای ابتلاء به اختلالات خلقی، به خصوص اختلال افسردگی اساسی و اختلال افسرده خویی برخوردارند.

روان درمانی به خصوص روان درمانی بینش گرا، درمان انتخابی این بیماران به شمار می رود.

شناخت درمانی و سایر انواع روان درمانی گروهی و بین فردی کمک شایانی به درمان این افراد می کند. داروهای ضد افسردگی در درمان کمک مؤثری دارند

منبع

http//ravanshenasiy-balini.blogfa.com/post-4.aspx

گزارشهایی از وحدت وجود نزد ابن عربی (3)

پس او در ظهور عین هر چیزی است ، نه اینکه ذات اشیا باشد ، منزه است خداوند سبحان ! بلکه او ، اوست و اشیا ، اشیا می باشند....
فتوحات مکیه -باب 205 - ترجمه استاد خواجوی


متن عربی: فهو عین کل شی فی الظهور و ماهو عین الاشیا فی ذاتها ، سبحانه و تعالی ، بل هو هو و الاشیاء اشیاء