عشق روحاني

«عشق به خدا از مقولات بسيار اساسي است که ترزا آويلايي [1515-1582] در آثار خويش به آن ها پرداخته است. انواع عشق مورد توجه وي بوده  و در نوشته‌ها، بيان و نامه‌هايش آن‌ها را بحث و بررسي کرده است. جان کلام ترزا آويلايي درباره عشق اين است که عشق اصيل منحصر به خدا است و تمام عشق‌ها در امتداد اين عشق قابل توجيه و تفسير هستند. از  ميان اين نظرها، رخصت ساير دوستي ها در اين نکته نهفته است که سرانجام به عشق الهي منجر شود يا در راه عشق به خدا مانعي نشود. او هميشه مخاطبان خود را به عشق  خداوند متعال دعوت مي‌کند. مقاله حاضر ترجمه بخش‌هايي از کتاب "راه کمال "وي است که به اين موضوع اختصاص يافته است.

ادامه نوشته

ترزا آويلايي Teresa of Avila

ترزا مکاشفه‌ای را از خود نقل می‌کند و آن را سر منشا دگرگونی خود می‌داند. جریان از این قرار بود که ترزا مجسمه مصلوب و مضروب مسیح را دید و عمیقا در فکر فرو رفت:«... دریافتم که چقدر به خاطر زخم‌هایی که بخاطر من بر او وارد شده کم، شکرگزاری کرده‌ام. سپس احساس کردم که قلبم شکست... از او خواستم که یک بار برای همیشه آن چنان مرا تقویت کند که با گناهانم او را آزرده خاطر نسازم.» او پس از این جریان به مطالعه "اعترافات" آگوستین (در این کتاب آگوستین سیر زندگی خود را از گناه کار بودن تا انتها آورده است) پرداخت و عمیقا دگرگون شد.

آثار و اندیشه‌های بانو ترزا
ترزا علاوه بر اینکه عارفی شهیر در جهان مسیحیت شناخته می‌شود در ادبیات و نوشته‌های ادبی اسپانیا و اروپا نیز شهرت بسزایی دارد. در واقع در نتیجه همین ادبیات قوی اوست که امروزه از ترزا شناخت بهتری نسبت به دیگر عرفا موجود است. برخی از آثار او از این قرارند:
1- قلعه ( قصر) درونی:
این کتاب که مهم‌ترین اثر ترزا به شمار می‌رود درباره پارسایی عرفانی است. او در این کتاب برای راهبه‌های کارملیت توصیه‌هایی دارد. «...خود شناسی چنان مهم است که من در این باره هرگز نمی‌خواهم هیچ گونه سستی روا دارید. هر چقدر هم به آسمان‌‌ها بالا رفته باشید تا موقعی که روی این زمین هستید چیزی مهم‌تر از تواضع نیست... دخترانم خود را اندیشه‌های نا مربوط حفظ کنید... در فهمیدن حیله‌های شیطان بی‌مبالاتی نکنید... او اندک اندک وارد می‌شود و تا زمانی که به ما زیان نرساند او را نمی شناسیم...»
2- طریق کمال:
این کتاب را ترزا در زمینه دعا به نگارش درآوردترزا بر  اهمیت دعایی که آگاهانه و با به کارگیری فکر باشد تاکید می‌کرد.
3- بنیاد‌‌ها :
این کتاب که یکی از دو کتاب زندگینامه خود نوشتِ اوست به علایق و حوادث حاکم بر دوره دوم زندگی او به عنوان اصلاح‌گر و بنیان‌گذار می‌پردازد .

ادامه نوشته

جذبه‌ی قد‌یسه ترزای آویلایی

جذبه‌ی قد‌یسه ترسا (سنت ترز؛ Saint Teresa) یکی از مشهورترین آثار جانلورنتسو بِرنینی (Gianlorenzo Bernini) ـ مجسمه‌ساز، نقاش، طراح و معمار است. این مجسمه د‌ر کانون د‌ید‌ بازد‌ید‌کنند‌گان کلیسای سانتا ماریا د‌لا ویتوریا د‌ر رم قرار د‌ارد‌. ترسا (1582؟ - 1515؟) راهبه، عارف و اصلاح‌گر مذهبی بود‌. این مجسمه یکی از جذبه‌های روحانی او را به تصویر می‌کشد‌. به موجب روایات مذهبی، د‌ر این خلسه خد‌اوند‌ پیکانی از جنس آتش زرین را بر قلب وی می‌نشاند‌. پیکانی را که د‌ر این مجسمه د‌ر د‌ست فرشته است با کمک میله‌هایی طلایی د‌ر پشت سر و بر فراز پیکره‌ی مرمرین برجسته شد‌ه است.سنت ترسای آویلایی ( 1582-1515 ) راهبه و عارفه‌ی اسپانیایی بود که د‌ر د‌وران اصلاحات کلیسای کاتولیک نقشی بسیار مهم را ایفا می‌کرد. کلیسای کاتولیک او را یکی از 33 آموزگار کلیسا (Doctors of the Church) می‌د‌اند که آموزه‌های کلیسای کاتولیک از نوشته‌های ایشان مشتق شد‌ه است.
ادامه نوشته

کاخ درونی ×× قدیسه ترزا آویلی

قدیسه ترزا آویلی در کتاب «کاخ درونی» تقریر جالبی دارد. کسی از او می‌خواهد که برای راهبه‌های درون صومعه دستورالعملی بنویسد که بتوانند سیر و سلوک کنند.

این قدیسه می‌گوید: «I write as mechanically as birds, thought to speak which knowing nothing but what is thought them. Repeat the same thing…». یعنی من چیزی از خودم برای گفتن ندارم و آنچیزی را به زبان می‌آورم که به من آموخته شده است. او در ادامه می‌گوید من تضرع می‌کردم از درگاه خدا می‌خواستم که از طریق من سخن بگوید. نمی‌دانستم در این مسئله چه بگویم. خداوند به من الهام کرد که نفس انسان مجموعه‌ای از عمارت‌هاست (کاخ درون). این مجموعه، دیواری دارد که همین جسم ماست. مهم‌ترین کاری که ما باید در طول زندگی‌مان انجام بدهیم خودشناسی از طریق ورود به این کاخ است. این خیلی بد است که انسان دربارهٔ‌ خودش نداند. انسان باید وارد این کاخ شود و مرحله به مرحله به عمق جان خویش، نفوذ کند.

یک عمارت مرکزی در وسط قرار گرفته است و پادشاه در این عمارت مستقر است. پادشاهی که نورش به کل این مجموعه ساطع شده است و زیبای مطلق است. در پرتو درخشش این نور، همه جای این ساختمان تحت تأثیر نور قرار می‌گیرد. این پادشاه، عیسی مسیح است. ما نمی‌توانیم مستقیما به عمارت مرکزی وارد شویم و باید گام‌به‌گام عمارت‌های مختلف را طی بکنیم تا نهایتا بتوانیم وارد عمارت مرکزی شویم.

بیرون از عمارت نیز پر از حیوانات موزی و خزنده‌هاست. این حیوانات همان تعلقات دنیوی و اشتغالات ما هستند. اکثریت انسان‌ها در همین دروازه‌ٔ ورودی می‌چرخند و نمی‌توانند وارد این کاخ شوند. حالا باید به این بپردازیم که هر یک از این عمارت‌ها چیست و درون آن چه اتفاقی برای سالک می‌افتد.

او می‌گوید در این سیر عرفانی نمی‌شود به خود متکی بود؛‌ چون قوای درونی انسان ضعیف است و باید از خدا استمداد بکنیم. (من أین لی النجاة… إلا بک). «در این مرحلهٔ آغازین، از آنجا که روح انسان گرفتار امور دنیوی است، چندان قدرتی ندارد و به آسانی شکست می‌خورد. آرزو دارد ولی به آسانی شکست می‌خورد. آن‌هایی که در این وضعیت هستند که تازه می‌خواهند وارد شوند، نیاز دارند که هر فرصتی را غنیمت بشمارند و متوسل شوند به پادشاهی که در کاخ مرکزی نشسته است و مادر مقدس او را واسطه قرار دهند. و همین‌طور مقدسانی که قبلا بودند را مورد استمداد قرار دهد. تا اینکه این‌ها از طرف سالک، مبارزه کنند. چون بندگان آن‌ها قدرت کمی دارند برای دفاع کردن از خودشان. در هر یک از مراحل زندگی لازم است که کمک از خدا بیاید. برای ورود به این قصر شما باید همهٔ اشتغالات خود را کم کنید.»

کلید ورود به این کاخ، «دعا» و «مراقبه» است. با این کلید می‌شود به عمارت اول وارد شد.

عرفان عملی مسیحی بر چند اصل مبتنی است. اول این که چنین فرض گرفته می‌شود که انسان دارای اصلی است که از آن دور افتاده است و به وسیلهٔ عرفان عملی سعی می‌کند به آن اصل بازگردد. به بیان دیگر، عرفان عملی به دنبال برداشتن حجاب‌هایی است که میان انسان و اصل او فاصله انداخته است.

مراحل سیر صعودی انسان به سوی خداوند (بر اساس دیدگاه آندرهیل):
۱. تهذیب
۲. اشراق
۳. اتحاد وجودی (یگانه شدن)

منبع اینترنتی این پست