هربرت بلومر Herbert Blumer

ماهیت اشیاء از نظر بلومر؛ جهان انسانی از نظر بلومر متشکل از اشیایی است که محصول کنش متقابل نمادی هستند و شیء، هر موردی است که بتواند مشخص­ کننده چیزی بوده، معنایی را از طرف افراد در خود متبلور کند، معنایی ناشی از کنش متقابل که به شکل نمادی در شیء مستتر است. از نظر بلومر اشیاء در سه طبقه می­گنجد:
1. اشیاء طبیعی، مثل درخت و دوچرخه
2. اشیاء اجتماعی، نظیر محصلین، مادر، رئیس اداره و ...
3. اشیاء مطلق و انتزاعی، مثل اصول اخلاقی، مکتب­های فلسفی، عدالت، استثمار و ...
بنابراین شیء چیزی است که بتوان آن را مشخص کرد و به آن رجوع نمود. از این­رو ماهیت شیء متمرکز در معنایی است که برای شخص دارد و نه در خود آن.
به نظر بلومر معنا برخاسته از طبیعت و ذات شیء نمی­باشد، بلکه معنا حاصل جریان کنش متقابل بین افراد است. معنای یک چیز برای فرد، وابسته به واکنشی است که سایر افراد درباره شیء موردنظر انجام می­دهند. یعنی واکنش انسان­های دیگر در مقابل شیء معنای آن را برای فرد شکل می­دهد.
طبیعت کنش متقابل از نظر بلومر مبتنی‌بر سه قانون است:
1. انسان به اموری عمل می­کند که معانی خاصی برایش دارد.
2. معنی امور از کنش متقابل اجتماعی که یک شخص با دیگران دارد، اخذ می­شود.
3. معانی از طریق جریان تفسیری که خود در اثر مقابله با امور استفاده می­کند، به­دست می­آیند.[15]

بلومر با کاربرد روش درون­نگری همدلانه (Sympathetic Introspection) برای بررسی زندگی اجتماعی، اصرار می­ورزد. به­عبارت دیگر، نظریه­پردازان کنش متقابل در تحقیقاتشان باید خودشان را جای کنش‌گران مورد بررسی­شان بگذارند تا بتوانند موقعیت را از دیدگاه آن‌ها درک کنند.به نظر او جامعه­شناسان برای فهمیدن دیدگاه کنش‌گران مورد بررسی­شان، باید از قوه شهودشان استفاده کنند و در این راه، حتی تا آنجا پیش روند که همان مقولات کنش‌گران را به­کار برند.
از نظر بلومر تمام جهان تجربی را با یک طرح تجریدی توجیه کردن چیزی جز نظریه ­بافی فلسفی نیست.

ادامه نوشته

نظریه کنش متقابل -و نظریه پردازان آن

نظریه كنش متقابل (Interaction theory)این نظریه به جای متمركز شدن بر موقعیت اجتماعی علل رفتار افراد بر طبیعت كنش متقابل اجتماعی كه بین افراد اتفاق می‌افتد، متمركز است.یعنی این‌كه افراد در ارتباط با یكدیگر عمل می‌كنند و موجب ساختن عمل یكدیگر می‌گردند.

نظریه كنش متقابل بر كنش متقابل به جای شخصیت یا ساخت اجتماعی تأكید می‌كند.

این نظریه بر انسان فعال به جای انسان منفعل در ساخت اجتماع تأكید می‌كند.

انسان پاسخ دهنده و یا ساخته شده بر اثر پاسخ‌های جاری جامعه و دنیا نیست، بلكه انسان در این دیدگاه، درك و انتخاب و سپس تفسیر می‌كند و در نهایت، در این مسیر ساخته می‌شود.

 نقد دیدگاه كنش متقابل نمادین در معرض این انتقاد است كه بیش از حد در سطح فرآیندهای خُرد متمركز می‌گردد. طرفداران این نظریه در پرداختن به ساخت‌ها و فرآیند‌های بزرگ‌تر با دشواری روبرو بوده‌اند.

  طرفداران نظریه كنش متقابل نمادین استدلال می‌كنند كه عملاً همه كنش‌های متقابل میان افراد انسانی متضمن تبادل نمادهاست. هنگامی كه ما در كنش متقابل با دیگران قرار می‌گیریم دائماً در جستجوی «سرنخ‌هایی» هستیم برای این­‌كه چه نوع رفتاری در آن زمینه مناسب است و این‌كه چگونه آن‌چه را كه منظور دیگران است تعبیر كنیم.

  كنش متقابل نمادین توجه ما را به جزئیات كنش متقابل بین افراد جلب می‌كند و این‌كه چگونه از آن جزئیات برای فهمیدن آن‌چه دیگران می‌گویند و انجام می‌دهند استفاده می‌شود.

  یكی دیگر از كاربردهای نظریه كنش متقابل نمادین در تحلیل وضعیت‌های چهره به چهره است.این نظریه همچنین می‌تواند نشان دهد كه چگونه شیوه‌های مختلف كنش متقابل نمادین بر انتظارات مردم اثر می‌گذارد،

  بنابراین برای درك كنش متقابل نمادین، پژوهشگران هم فعالیت‌های قابل مشاهده و هم فعالیت‌های غیرقابل مشاهده (مثل افكار) مردم را مطالعه می‌كنند.

ادامه نوشته

هربرت بلومر

هربرت بلومر ، به عنوان ارائه کننده یکی از شاخص ترین سنت های جامعه شناسی یعنی تعامل گرایی نمادین – مورد توجه قرار دارد. محرک بلومر ناخشنودی وی از بسیاری از عرف های جامعه شناختی روزگارش بود و لذا در پی تدوین و پرداخت نگرش انسان باورانه خود یعنی تعامل گرایی نمادین بود.

اصول کلی مکتب کنش متقابل نمادین :

انسان های بر خلاف جانوران پست تر، استعداد تفکر دارند.

استعداد تفکر با کنش متقابل اجتماعی شکل می گیرد.

در کنش متقابل اجتماعی انسان ها معانی و نمادهایی را یاد می گیرند که به آنها اجازه می دهند تا استعداد متمايز انسانی شان را برای تفکر به کار اندازند.

معانی و نمادها انسان را قادر می سازند که کنش و کنش متقابل انسانی را انجام دهند.

انسان ها مي توانند معانی و نمادهایی را که در کنش ها و کنش های متقابلشان به کار می برند بر پایه تفسیری که از موقعیت .می کنند. تعدیل یا تغییر دهند.

انسان ها تا اندازه ای می توانند معانی و نمادها را تغییر و تعدیل دهند که توانایی کنش متقابل با خودشان را دارند.

الگوهای درهم تنیده کنش و کنش متقابل گروه ها و جامعه ها را می سازند.

ادامه نوشته