ارتباط زیبایی محسوس با زیبایی معقول در فلسفه افلوطين

افلوطین معتقد است که زیبایی محسوس در عالم ماده، جنبه ضعیفی از زیبایی معقول و موجود در عالم برتر است. نفس در این عالم به دیدار زیبایی معقول دعوت شده است و زیبایی‌ها را متعلق به عالم عقل یا به تعبیر افلاطونی، عالم مثال می‌داند. وی مانند افلاطون بر این باور است که ایده‌ها و صور زیبایی در عالم عقل یا عالم مثال وجود دارد و همه زیبایی‌هایی که در عالم ماده دیده می‌شود، بر اساس زیبایی موجود در آن عالم، داوری می‌گردد.

وی در انئادها می‌گوید: نقاشی که یک تصویر زیبا را می‌کشد، در واقع از ایده زیبایی که متعلق به عالم ایده یا عالم عقل است، تقلید می‌کند و یا مجسمه‌سازی که یک مجسمه را با تراشیدن از دل سنگ بیرون می‌آورد، در واقع از ایده زیبایی در عالم عقل تقلید نموده است.

«تصاویری که هنرمندان می‌کشند از لحاظ زیبایی، به لحاظ اتصال به جهان علوی موجودیت دارند و در حقیقت تصاویری نیستند که نقاشان می‌کشند، بلکه تصاویری حقیقی‌اند».

بر این باور است که هنرمند در اثر هنری خویش صرفاً به تقلید از طبیعت نمی‌پردازد، بلکه هنرمند به سوی صورت‌ها و ایده‌های عالم عقل حرکت می‌کند و با ایجاد اثر هنری، به ترسیم و پیروی از عالم عقل می‌پردازد؛ به بیان دیگر، هنرمند در پدیده خارجی، نقص و کاستی را حذف می‌کند و صورت کامل را که در عالم عقل یا ایده‌ها وجود دارد، به تصویر می‌کشد.

ادامه نوشته

زیبایی محسوس در فلسفه فلوطین

هدف فلوطین از طرح مباحث فلسفی خود در انئادها(رساله‏ های نه‏ گانه)تعالی انسان از عالم‏ محسوس به عالم معقول و در نهایت یگانه شدن با مطلقی است که فراسوی تمامی محسوسات و معقولات‏ قرار دارد.
در نظر او این تعالی جز از طریق عشق ورزیدن به زیبایی و عروج انسان به زیبایی‏های برتر میسر نمی‏شود.

در واقع فلوطین مطابق با سلسله مراتب هستی به مراتبی از زیبایی قايل است.زیبایی محسوس‏ نخستین مرتبه از زیبایی است.مرتبه بعدی زیبایی معقول است که شامل فضایل و دانشها می‏باشد.بالاترین‏ مرتبه از زیبایی نیز زیبای مطلق است که از آن به‏"احد"یاد می‏کند.در این مقاله نخستین مرتبه از زیبایی‏ و عشق انسان را نسبت به آن مورد بررسی قرار می‏دهیم.لازم به ذکر است این مرتبه از زیبایی زیبایی‏ هنری و طبیعی را در برمی‏گیرد.

ادامه نوشته

زیبایی و هنر از منظر فلوطين (Plotinus)

فلوطین در قسمتی از نقاشی "مدرسه آتن" اثر رافائل


  . سرچشمه زیبایی در مرتبه‌ی احد است.لذا در مواجهه با زیبایی به وجد می‌آییم.

·   هنرمند در پی آن است تا سایه‌ای از مبدا نخستین (واحد) را در عالم محسوس متبلور کند و تنها به تقلید از طبیعت نمی‌پردازد.

·   هنر میانجی و اتصال‌دهنده‌ی عالم محسوس و عالم سرمدی است.

·   هنر دارای گوهری "عرفانی-مذهبی" و آثار هنری نمایش زیبایی حکمت الهی است.

·   زیبایی در اجسام را اولین بار نفس است که درک می‌کند.

·   در مورد نگارگری معتقد است که هنرمند باید از هر نوع رنگ ابهام‌برانگیز مات و سایه‌روشن پرهیز کند و از نور و روشنایی در ترسیم بهره‌ گیرد (رنگ‌های طلایی و نقره‌ای). چرا که خاستگاه امور عالم هستی همانا نور است.

ادامه نوشته

موسیقی در دیدگاه ابونصرفارابی

موسیقی سه نوع است اول نشاطانگیز، دوم احساسانگیز، سوم خیالانگیز. موسیقی طبیعی میباید یکی از این سه تأثیر را ایجاد کند. چه برای تمام مردم و همیشه اوقات و چه برای اکثر مردم و اغلب اوقات.

موسیقیهایی که تأثیرشان بیشتر عمومیت داشته باشد طبیعیتر هستند و موسیقی کاملتر و برتر و سودمندتر آن است که دارای ویژگیهای اقسام سهگانه فوق باشد و موسیقی عالیتر آن است که با گفتار توأم باشد.

موسیقی تحمل رنج را آسان میسازد تا آنجا که مفهوم گذشت زمان را از میان میبرد. انسانها برخی برای طلب احساسهای مطبوع، آرامش، فراموشی، خستگی و گذشت زمان آواز خواندهاند و برخی برای تقویت یا تضعیف یک حالت روحی یا یک میل و یا برای تغییر، تشدید فراموشی و تسکین آن و بعضی دیگر برای حالت دادن به حکایات منظوم خود و ایجاد و تحریک تصوّر و تخی‍ّل شنونده.

 فارابی میگوید: وقتی موسیقیدانان مشاهده کردند همراهی سازی آن را باصداتر، غنیتر و مطبوعتر میکند و یادگیری آن را به سبب شعر و ریتم آسانتر میسازد بر آن شدند در اجسام مختلف نتهای شبیه نتهای آواز پدیدار سازند. بدین منظور جستوجو نمودند در چه نقطهای از آن اجسام هر یک از نتهای آهنگهای شناخته شده و حفظ گشته پدیدار میشوند. همین که جای نتها تعیین شد آنها را پرده بندی کرده و با آنها آهنگ اجرا نمودند.

در عالم قدس، روح م‍ُستمع دائمی موسیقی جاویدان این عالم بوده و از هماهنگی و وزن آن بهره مییافت و در آن شرکت داشت. در این زندان تن، روح از طریق موسیقی، بار دیگر، یادآور سرزمین اصلی خود میشود و حتی آن طلسمی که روح را به تن پیوند میدهد از این راه شکسته میشود و برای لحظهای چند هم که شده روح اجازه مییابد تااز وجد و سروری که ذاتی این عالم است بهرهمند شود.

ادامه نوشته