مراتب عقل در فلسفه اسلامی
نفس در ابتداى فطرت خويش از همه علوم خالى است و فقط قابليت استكمال دارد كه در اين مقام او را عقل هيولانى گويند كه مى تواند همه صور علوم را بپذيرد لذا او را به هيولاى اولاى مادى تشبيه كرده اند.نفس در مرحله عقل هيولانى اگر قدسى باشد استعداد آن را دارد كه به مرتبه عقل قدسى و روح قدسى برسد. و كسى را كه رتبت روح القدس است انسان كامل است .
پس از عقل هيولانى ، با آشنايى به اوليات و بديهيات عقل بالملكه مى گردد و اين علوم اوليه ، كه آنها را معقولات اولى نيز گويند، آلت اكتساب نظريات كه معقولات ثانيه و علوم مكتسبه اند، مى باشند
سپس عقل بالفعل مى شود، و آن گاهى است كه نفس ملكه و اقتدار بر استحضار علوم نظرى را تحصيل كرده است و به منت و ملكت حاصل در خويش هر وقت بخواهد تواند نظريات را به دست آورد كه او را عقل بالفعل تعبير مى كنند كه از قوت به فعل رسيده است .و در مقام عقل بالفعل نفس را استعدادى تام است كه با موجود مجرد مفارق پيوند مى يابد. و او را امكان استعدادى نيست و هيچ نحوه قوه در او راه ندارد.
و چون خود معقولات ثانيه ، كه كمالات علمى و معارف نورى عقلى اند، در نزد گوهر نفس حضور بالفعل يافته اند، حضور اين معقولات را عقل بالمستفاد گويند.و با حصول عقل مستفاد، اتصال به عقل فعال مى باشد و در اين مقام او را سزاوار وحى مى دانند.
هر يك از عقل هيولانى و بالملكه و بالفعل قوه اى از قواى نفس اند ولى عقل بالمستفاد قوه نيست بلكه نفس حضور معقولات ثانيه بالفعل در نزد نفس است .