نظريه ي گروهي تحليل رفتار متقابل یا ارتباط محاوره ای برن


ادامه نوشته

کاشف کودک درون  Eric Berne 1910-1970

کودک درون , بالغ درون و والد درون مفاهیمی بودند که اولین بار اریک برن در کتابهایش آنها آفرید و در موردشان حرف زد.

اریک برن می گوید وقتی که ۲ تا آدم روبروی هم قرار می گیرند انگار ۲ شخصیت ۳ بخشی روبروی هم قرار گرفته اند.هر کسی یک جنبه از این ۳ بخش را وارد رابطه می کند.ما در ساده ترین شکل می توانیم ۶ رابطه اجتماعی داشته باشیم:

1-کودک-کودک:

وقتی که شما دارید با دوستان اب بازی می کنید وقتی که شروع می کنید به تعریف جوک و اس ام اس خواندن برای همدیگر و وقتی باهم شوخی های پاستوریزه می فرمایید دارید وارد یک رابطه کودک-کودک می شوید.

2-بالغ-کودک:

این هم وقتی است که یک طرف رابطه دارد با منطقش حرف می زند و می خواهد تصمیمات منطقی بگیرد اما طرف مقابل هی می خواهد قضیه را عاطفی کند و با گریه کردن و لوس بازی و ناز کشیدن بازی را به نفع خودش تمام کند. مثلا تصور کنید که اقای شوهر دارد یک قضیه را برای زنش توضیح می دهد و از او می خواهد که در این راه کمکش کند اما یک دفعه زن می زند زیر گریه و می گوید که تو اصلا به فکر من نیستی و به توجه نمی کنی و الی اخر.

3-بالغ-بالغ:

در این رابطه هم ما و هم طرف مقابلمان منطقی هستیم و همه چیز مطابق منطق پیش می رود و عاطفه دخالتی در رابطه ندارد.مثلا وقتی که ما با استادمان در مورد یک مفهوم اماری حرف می زنیم احتمال دارد این بازی را راه انداخته باشیم.

4-والد-کودک:

تا حالا هر دو طرف بخش های مشابه شخصیتشان را می گذاشتند وسط اما امان از وقتی که یک نفر یک بخش از شخصیت اش و دیگری یک بخش دیگر را می اورد توی میدان.در رابطه والد-کودک یک طرف رابطه نقش پدر و مادر را بازی می کند و نفر دیگر می رود در لاک کودکی اش.در بدترین حالتش (و متاسفانه رایج ترینش)والد جنبه سختگیرش را می اوردوسط و هی امر و نهی می کند و کودک بخش سازگارش را و هی می گوید :چشم چشم شما درست می فرمایید.اما رابطه والد-کودک همیشه اینقدر هم وحشتناک نیست کافی است که والد جنبه حمایت گرش را وارد کند و کودک طرف مقابل خودش را لوس کند.در این حالت چیزی شکل می گیرد که اریک برن اسمش را گذاشته نوازش و معتقد است که همه ما ادمها به نوازش کردن و نوازش شدن احتیاج داریم.

5-بالغ-والد:

این رابطه هم خیلی رایج است یعنی وقتی یک طرف دارد با منطق رفتار می کند یا حرف می زند اما طرف مقابل شروع می کند به انتقادهای سخت گیرانه خندیدن و مسخره کردن و هره بازی. مثلا تصور کنید یک نفر دارد سخنرانی می کند که یکدفعه یک نفر از وسط جمع شروع می کند به بلند بلند خندیدن و انتقاد کردن و مسخره کردن سخنران.

6-والد-والد:

در بازی والد-والد هر دو طرفمان می خواهیم ژست یک بزرگسال چیز فهم را بگیریماگر والد حمایت کننده مان وسط باشد,مثالش می شود حرف زدن در مورد آب و هوا و تایید همدیگر و گفتن ” به به ! به به!” به هم.اما خدا نکند والد کنترل کننده بیاد وسط ; آن وقت است که دعوا شروع می شود و هر کس می خواهد حرف های خودش را به کرسی بنشاند.همه می روند در نقش پدر و مادر سختگیر گذشته…

ادامه نوشته

دکتر اريک برن پدر تحليل رفتار متقابل

دکتر « اريک برن » از برجسته ترين و مشهورترين روان پزشکان و پر فروش ترين نويسندگان معاصر است که در سال 1910 در شهر « مونترآل » کانادا متولد شد . او در زمينه ي روان شناسي روابط بين فردي ، نظريه اي تحت عنوان «تحليل رفتار متقابل » ارائه داد که بسيار مورد توجه قرار گرفت و توسط ديگر روان شناسان ، بسط و گسترش پيدا کرد .

« تحليل رفتار متقابل » ، نظريه اي در مورد شخصيت و روش منظمي براي روان درماني به منظور رشد و تغييرات شخصي مي باشد ، از جمله خصوصيات اين نظريه ، اين است که فرآيند درمان ، فرآيندي يک سويه نيست بلکه با کمک اين نظريه ، درمان گر و بيمار هر دو زمان در کار درمان دخيل هستند .

طبق نظريه ي تحليل رفتار متقابل «اريک برن » ، شخصيت انسان از سه بخش کودک ، والد و بالغ تشکيل شده است .

بحث اصلي « تحليل رفتار متقابل » تعامل بين اين سه گانه يا سه بخش شخصيت انسان است . هر گاه فرد بتواند در مواقع مناسب و ضروري بخش مربوطه را به کار گيرد ، در واقع توانسته است نه تنها با بخش هاي دروني خود بلکه با ديگري نيز در موضع تعامل و سازگاري قرار بگيرد . آسيب رواني ، زماني ايجاد مي شود که يکي از اين سه گانه ، مستبد شود و بر بخش هاي ديگر مسلط شده و نگذارد آنها نقش خود را ايفا کنند .

انواع بازي ها :

 به باور « برن » ، تمام رفتارها و برنامه هاي ما هم چون بازي هاي دوران کودکي است با اين تفاوت که اين قبيل بازي ها ، کمي پيچيده و سناريوهايي از پيش نوشته شده هستند اما بازي هاي دوران کودکي، خودجوش و بدون طرح قبلي صورت مي گيرند ؛ بازي ها ، نشان دهنده ي موضع ما در برابر دنياي بيرون است . همه ي ما بازيگر هستيم و به طور معمول در سه نقش ظاهر مي شويم :
1 ـ من خوبم ـ تو بدي ( بازي برد ـ باخت ) : اين قبيل بازي ها به طور معمول با خودنمايي و خودبرتربيني و تحقير ديگران شروع مي شود و شخص در نقش يک والد همه چيز دان و اندرز دهنده ظاهر مي گردد و يا فردي اقتدارطلب است و يا نسبت به ديگران نفرت دارد و برخوردهاي چکشي مي کند .افرادي که دوران کودکي را در سختي و فشار گذرانده اند و پيوسته از جانب اطرافيان و اعضاي خانواده ، تحت استرس ، سلطه و تحقير بوده اند و از خودمختاري و آزادي عمل کمتري برخوردار بوده و نتوانسته اند از زير فشارهاي وارده ، رهايي يابند ، به طور معمول نفرت شديدي را در وجود خود پرورش داده اند و پيوسته در نقش يک بازيگر خشن و صاحب هيجانات بد و مخرب ظاهر مي شوند ، آرامش خود را در تحقير ديگري مي جويند و مدام به دنبال مقصر و متهم مي گردند .
2 ـ من بدم ـ تو خوبي ( بازي باخت ـ برد ) : اين بازي ، درست عکس بازي مذکور است . شخص در يک موضع انفعالي ظاهر مي شود و خود را کم و ناچيز مي داند . اين قبيل افراد ، موضعي منفي و بدبينانه در برابر زندگي دارند ، سناريوهاي خودآزاردهنده اجرا مي کنند ، هميشه در حاشيه هستند و ديگران را وارد متن مسائل مي کنند .
3 ـ من خوبم ـ تو خوبي ( بازي برد ـ برد ) :بازيگران اين سناريو ، افرادي منطقي و روشن فکر هستند . سعي مي کنند در مناسبات انساني ، فردي مثبت و متعارف باشند ؛ هم خودشان را به نيکي ابراز مي کنند و هم به ديگري اجازه ي ابراز وجود مي دهند . آنچه را براي خود نمي پسندند ، براي ديگران نيز لحاظ نمي پسندند .

ادامه نوشته

تحلیل رفتار متقابل ( کودک- بالغ - والد)

براساس نظریه‌ی «اریک برن»، روان‌شناس معروف و بنیان‌گذار نظریه‌ی تحلیل رفتار متقابل، «همه‌ی ما انسان‌ها دارای حالت‌های نفسانی کودک، بالغ و والد می‌باشیم که در هر لحظه از عمر خود، یکی از آن‌ها را در مقابل حالت‌های نفسانی کودک، بالغ و والد فرد مقابل، بازی‌می‌کنیم و حالت‌های نفسانی شامل احساس‌ها، عواطف، نوع تفکر، رفتار و سلوک آدمی است.»
بر طبق این نظر هریک از ما انسان‌ها در دوران کودکی و پیش از 7سالگی، پیش‌نویس زندگی خود را می‌نویسیم.
هر فردی دارای حالت‌های نفسانی کودک، بالغ و والد است و این حالت‌های نفسانی، دارای بُعد زمانی هستند. کودک و والد، هر دو پژواک و یا انعکاسی از گذشته و از دوران کودکی ما هستند. تنها بالغ است که این‌زمانی و این‌مکانی عمل می‌کند و زیاد تحت‌تأثیر گذشته‌ی خود نیست.

در حالت «کودک»، احساس‌ها، فکرها و رفتارهای گذشته‌ی خود را بازنوازی می‌کنیم یعنی با قهرکردن، زورگرفتن و یا با چشم گفتن و ناز کردن، می‌خواهیم کار خود را پیش‌ببریم.

در حالت «والد»، درگیر احساس‌ها، فکرها و رفتارهایی هستیم که در گذشته، پدر و مادر ما و یا افرادی که جانشین آنان بوده‌اند، داشته‌اند یعنی ما همان رفتار، کردار و برخورد آنان‌ را یاد می‌گیریم و در بزرگ‌سالی در زندگی خودمان، پیاده‌می‌کنیم.

در حالت «بالغ»، با تمام توانایی‌ها و منبع‌های فعلی خود به موفقیت‌ها، واکنش نشان می‌دهیم. رفتار و کرداری به‌طور کامل بالغانه و از روی خرد و تدبیر از خود، نشان می‌دهیم. از طرف دیگر، هریک از ما انسان‌ها در مقابل دیگری، نقش مقابل او را بازی می‌کنیم. برای نمونه، نقش‌های متقابل «والد- کودک»، یعنی اگر طرف مقابل ما، نقش والد را در این لحظه ایفا می‌کند، به‌احتمال زیاد، ما را به ایفای نقش کودک خود می‌کشاند.
نقش‌های متقابل «بالغ- بالغ»، یعنی اگر طرف مقابل ما در نقش بالغ خود باشد، ناخودآگاه، ما را نیز به نقش بالغ می‌برد.
«اریک برن» معتقد است که: «انسان روان‌سالم به داشتن هر سه حالت‌ها‌ی نفسانی نیاز دارد ولی باید بداند که آن‌ها را کجا و چگونه استفاده کند.» برای نمونه:
نقش بالغِ سالم: برای حل مشکل‌های این‌زمانی و این‌مکانی به‌طور کامل منطقی، برای‌مان ضروری است.
نقش والدِ سالم: برای سازگاری سالم با جامعه و قانون‌های آن لازم است.
نقش کودکِ سالم: برای خودانگیختگی، خلاقیت و توانایی شهودی، لذت بردن، احساس شادی، رضایت داشتن و قانع بودن، مهم است.

پس باید در زمان برنامه‌ریزی‌ها، تعیین هدف‌ها، حل مسأله‌ها و گفتمان بین فردی، به‌طور حتم، در نقش بالغ خود باشیم تا فکر کنیم و بالغانه تصمیم بگیریم و عمل کنیم. زمانی که باید مقررات و قانون‌های خاصی را در خانواده و یا اجتماع رعایت کنیم، بهتر آن است که در نقش والد خود باشیم و بهتر آن‌که خود، والد خود باشیم ولی زمانی که به یک سفر یا پیک‌نیک برای تفریح می‌رویم، خوب است که در نقش کودک خود باشیم تا از این تفریح، بسیار لذت برده و احساس شادی و نشاط در ما برانگیخته گشته و موجب نشاط و شادی دیگران نیز گردیم.

ادامه نوشته

تحليل رفتار متقابل چيست؟

از سال 1970 TA بصورت رسمي در جهان شناخته شد وبنيانگذار آن دكتر اريك برن ميباشد. اين نظريه داراي ديدگاههاي روانشناسي فردي و اجتماعي است.TA (تحليل رفتار متقابل) راهي است براي آنكه ببينيم بين مردم و درون مردم چه مي گذرد. با اين روش ميتوان روشن كرد كه در لايه هاي زيرين ارتباطات جاري بين انسانها به واقع چه چيزي در حال رخ دادن است و انتخابهاي ديگري را نشان ميدهد كه كساني كه درگير آن روابط ميباشند بتوانند چنانچه بخواهند از آن اجتناب كنند.TA بطور گسترده اي در اين زمينه ها مورد استفاده قرار ميگيرد:
در
TA افراد براي يافتن راه حل مشكلاتشان مشاركت دارند، آنها اين توانايي را ميابند تا از طريق بستن قرارداد به شناخت توانائيهاي بالقوه خود براي تغيير پي ببرند.
نهايت كاركرد
TA در آن است كه افراد را به نقطه اي هدايت كند تا با نگاهي نو به تجارب ناخوشايند گذشته شان بتوانند رفتارشان را اصلاح كرده يا تغيير دهند تا به اين طريق به خود كمك كرده و به يك برنده تبديل شوند.

ادامه نوشته