هنری لوفور
▪ این چهار شكل از منظر لوفور چنین است:
۱ ) بیگانگی كارگر از كالایی كه تولید می كند.
۲ ) بشریت به عنوان یك نوع انسانی از بشریت خود جدا شده و بیگانه میشود.
۳ ) هر فرد انسانی نه صرفا كارگر با زندگی انتزاعی خود، از خودش بیگانه میشود
۴ ) بیگانگی یك نوع انسانی از تن خود و جدایی تن از ذهن.
وی معتقد است از خودبیگانگی موجب فاصله گرفتن سوژهها از جهان میشود و علت اصلی و منشا از خود بیگانگی را زندگی روزمره می داند.
تكنولوژی كه در ابتدا برای رهایی انسان بوده، امروز وارد زندگی روزمره بشر شده و خود به عامل از خودبیگانگی انسان مبدل شده است و او این مساله را پارادوكس تراژیك انسان امروزی برمی شمرد.
به دو مفهوم مهم »لحظه« و »فستیوال« اشاره میكند و از این عناصر به عنوان ابزار رهاییبخش نام میبرد.
به عقیده لوفر، زندگی انسان از لحظاتی تشكیل شده كه میتواند از خودبیگانگی را خاموش كرده آن را از خود دور كند.
فستیوال نیز از منظر لوفر، لحظهها و گسستهایی در زندگی روزمره است كه قدرت انفجاری دارند و می توانند با گسست زمانی در زندگی روزمره و پیچ و خم دادن به مسیر صاف و مستقیم آن، انسان را از دام بیگانگی رهایی بخشند، به زعم لوفر، انقلاب اجتماعی یكی از این فستیوالهاست كه میتواند به عنوان یك عامل رهایی بخش در زندگی انسان مطرح شود.
لوفر معتقد است در جامعه مطلوب هر روز زندگی، باید حاوی یك كار هنری باشد هر وسیله تكنیكی باید به تغییر زندگی روزمره كمك كند و در این صورت است كه با انسان رهایی بخش و فارغ از بیگانگی روبرو هستیم.