شر و رنج و آلام در دین بودا

مکاتب بودایی تأکید خاصی بر مسأله رنج آدمی، منشأ پیدایش آن و شیوه رهایی از آن دارند. آنها ریشه اصلی رنج را «نفس» می دانند و می گویند آدمی زمانی به شادمانی می رسد که از این دنیا برود. می گویند «من»، آفریده تخیل است و دارای هستی نیست، اگر خود را از شر آن خلاص کنیم از شر دردها و رنجهای آن رها می شویم. آیین بودایی به چهار رنج اصلی باور دارد: ندانستن رنج؛ ندانستن مبدأ رنج؛ ندانستن لزوم مبارزه با رنج و ندانستن راه بر طرف ساختن رنج.
 زندگی بشر به طور کلی مملو از رنج و تنها رنج (ساروام دوکام) است. تولد، بیماریهای گوناگون، پیری و مرگ (جارآماران) طبیعت رنج آدمی را تشکیل می دهند. بودا می گوید زاییده شدن رنج است؛ پیری رنج است؛ بیماری رنج است؛ مرگ رنج است؛...

 بودا می گوید: خاستگاه رنج، تشنگی است، یعنی تشنگی کام، تشنگی هستی و تشنگی نیستی. و همین تشنگی است که به دوباره زاییده شدن می برد و به کامرانی بسته است. آمال و آرزوها، هوسها و علائق فراوان آدمى که بنیادش بر شوق شدید به زیستن است، منشاء رنج است. این منشاءها را نیز باید شناخت.

اعتقاد بودا به نظریه منشأ وابسته او را قادر می سازد تا منشأ رنج را در نهایت در جهل (اجنانا) از طریق دوازده زنجیر متصل (دواداسا نیدان) که در آن هر معلولی وابسته به علت پیشین است بیاید. دوازده حلقه زنجیره پیدایى وابسته عبارت اند از: 1- نادانى 2- عادات اکتسابى (عادات ارادى) 3- دانستگى 4- نام و شکل(بدن و روان) 5- شش بنیاد شناخت(قواى حسى) 6- تماس (قواى حسى با موضوع محسوس) 7- احساس (مادى و روانى) 8- تشنگى 9- دلبستگى 10- وجود 11- تولد مجدد 12- پیرى و مرگ.

مرتبه ای از هستی وجود دارد که رها از تمام انواع رنجهاست و آن مرتبه نیروانا نام دارد. فقط این نیروانا، که مرتبه توقف کامل تمام دردهاست، ابدی است.

 روش ریشه کن کردن میل و هوس استفاده از هشت راه است. این هشت راه که «هشت منزلت والا» نامیده مى شوند عبارت اند از:
1. بینش درست یا شناخت، دید، نظر (یا فهم ) درست (سمادیتی)
2 - نیت (یا اندیشه ) درست
3 - گفتار درست
4- کردار درست
5- معیشت درست
6- کوشش درست
7- بینش درست
8- تمرکز درست یا تمرکز کامل اندیشه (گونه ای از مراقبه بودایی )

ادامه نوشته

دیدگاه های بودایی درباره خاستگاه رنج

واژه پرتیتیه سموتپاده (به پالى، پتجه سموپاده) را به «پیدایى چیزى از علت ها و شرایط» ترجمه کرده اند. این لفظ، که معمولا آن را «پیدایى وابسته»، «هم پیدایى مشروط» یا «پیدایى به هم وابسته» ترجمه مى کنند، بیانگر آموزه بودایى علیت است.

این آموزه، علاوه بر آن که راه آزادى از رنج را تبیین مى کند، معمولا براى تبیین خاستگاه رنج نیز به کار مى رود. طبق سنت بودایى، بودا قانون پیدایى وابسته را از راه مراقبه و در شبى که به بیدارى رسید، کشف و شهود کرد. در گزارش هاى سنتى آمده است که او زندگى هاى قبلى خود و دیگر موجودات، اصل حاکم بر تناسخ، وراه آزادى را دریافت و آنگاه [تعالیمى] معروف به چهار حقیقت عالى، راه هشت گانه عالى، و قانون پیدایى وابسته را تنسیق کرد.

ادامه نوشته

مذهب ذِن ( Zen )

ذِن آمیخته بیمانندی از فلسفه ها دور از تفکر های ویژه سه فرهنگ مختلف است . و آن راهی از زندگی است که نوعاً ژاپنی بوده و اکنون یادآور تصّوف هندی طبیعت دوستی بودایی ، غریزی بودن و اصالت عملی کامل العیار اندیشه کنفوسیوسی است . مذهب ذِن با وجود خصیصه ویژه ای که دارد روحاً بودایی خالص است . زیرا هدفش چیز دیگری جز هدف خود بودا نیست . یعنی : تنویر افکاری در کمال خود و آن تجربه ای است که در مذهب ذِن به ( ساتوری )معروف است .

ذن به هیچ فلسفه و مفهوم مذهبی دیگری نیاز نداشته و فاقد هر گونه نظریه ، فلسفه و عقیده رسمی یا دینی ویژه و مدعی است . که همین رهایی از تمام عقاید ثابته ، روحانیتی واقعی به آن بخشیده است . ذن بیشتر از هر مکتب تصوفی دیگر متقاعد شده است که کلمات هرگز نمی توانند بیانگر حقیقت غایی باشند و این تقاعد را باید از تائویسیت که دارای همین برداشت است به ارث برده باشد .

مرشدان ذن نیازی به بحر طویل نویسی نداشته و تمام تئوری پردازیها و تحقیقات نظری را تحقیر می کنند و به این ترتیب روشهای توجه دادن مستقیم به حقیقت را با اعمال و اقوال فی البدیهه و خلق الساعدای که نمایانگر راز و رمزهایی از تفکر ادراکی ومعنای آنها متوقف ساختن روندهای فکری جهت آماده کردن شاگرد برای تجربه تصوفی هستند ، ثبت و گسترش داده اند .

مرشدان چینی پیوسته بر این تکیه دارند که ( چ ـ آن ) یا ذِن تجربه روزانه و تفکر یومیه ماست . و تأکیدشان بر اجتناب از رخوت و سستی و توجه بر بیداری و هوشیاری در وسط کار روزانه است و روشن کرده اند که آنان نه تنها به زندگی روزانه به عنوان راهی برای تنویر افکار می نگرند که به عنوان خود تنویر افکار .

در مذهب ذن واژه ساتوری معنای تجربه فوری از سرشت بودایی تمام چیزهاست که اولین و آخرین از میان آنها اشیاء کارها و مردمی هستند که درگیر زندگی روزانه اند به قسمتی که با وجود تأکید بر عملی بودن زندگی باز هم ذِن عمیقاً تصوفی است .

امروز در ژاپن دو مکتب اصلی ذِن وجود دارد . که در روش آموزش با هم اختلاف دارند :

1 ـ مکتب رنیزائی یا مکتب ( ناگهانی ) که شیوه کو آن را  مورد استفاده قرار می دهد . این مکتب به محاسبه های صوری ، ادواری با مرشدی که ( سان ذن ) نامیده می شود و در مدت مصاحبه از شاگرد خواسته می شود ، نظرش را درباره کو آنی که مشغول حل آن است ابراز دارد ، امتیاز خاص

ـ مکتب ( سوتو ) یا مکتب تدریجی که از روش ضربه ای و نیزایی اجتناب می ورزد و هدفش پیشبرد گام گام به گام طلبه ذِن است . همچون نسیم بهاری که گلها را نوازش داده و به شکوفایی آنها کمک می کند ، این مکتب از جلوس آرام ـ و استفاده از کار معمول هر فرد به عنوان دو شکل از تعمق و تمرکز

هر دو مکتب ، رنیزایی و سوتو به ( زاذن ) و یا تمرکز فکری نشسته که در صومعه های ذن هر روز به مدت چند ساعت تمرین می شود اهمیت فوق العاده می دهند . وضع درست حرکت بدن به وژه دست و بازو و شیوه تنفس صحیحی که لازمه این شکل تعمق است نخستین چیزی است که هر طلبه ذن باید فرا گیرد . در مکتب رنیزایی از ( زاذن ) برای آماده کردن وجه شهودی فکر به منظور استنباط کو آن استفاده می شود و در مکتب سوتو از آن به عنوان مهمترین وسیله برای کمک در تکمیل رشد تجربی طلبه و باز کردن راهی به سوی ساتوری بهره گیری می شود فکر حمایت می کند . می دهد .

ادامه نوشته

تاريخچه ذن

بوديدارما در راه رسيدن به شمال چين با آيين دائو آشنا شده وآن رابسيار عميق يافت . وی پس از ورودش به معبد شائولين ، مكتب ذن را پايه گذاری كرده وبه آموزش رهروان پرداخت . هر چند نحوه نشستن در هنگام مراقبه در ذن ، همان است كه بودا مبتكرآن بود ، بوديدارما ديدگاه جديدی از اين مراقبه را پايه نهاد كه بر اساس مراقبه مستمر استوار بوده وپيوندی بود ميان انديشه های دائويی وبودايی.

ذن واژه ايست ژاپنی و معادلی ست برای لغت چن13 در زبان چينی كه آن نيز خود بر گرفته از واژه ديانا14 در زبان سانسكريت است ، به معنای مراقبه .

ادامه نوشته

معرفی اجمالی مکتب ذن بودایی

دو سه قرن پس از درگذشت بودا، پیروانش به دو دستة بزرگ «هینه یانه» و «مهایانه» یعنی ناقل کوچک و ناقل بزرگ تقسیم شدند. از این دو شاخة بزرگ نیز چندین شاخة کوچک تر رویید. ذن بودایی، شکل مهایانه بودایی است که به طور عمده در ژاپن یافت می شود؛ اما اخیرا در کشورهای غربی، به ویژه ایالت متحده اثر گذاشته است. فرقه های ذن، حدود نه میلیون طرفدار دارد. اصطلاح ذن از نظر لغوی به معنای مراقبه و از واژة چینی «chan» است که آن هم از واژة سنسکریت «dhyana» (پالی)Jhana: گرفته شده است. ذن بودایی بر نوع خاصی از اصول معنوی تأکید می ورزد که به تنویر ناگهانی (ژاپنی-Satori) کمک می کند که این خود، مرحله ای در راه دریافت اشراق کامل در معنای بودایی است.

ادامه نوشته

در باره بودا و فلسفه او


ادامه نوشته

نقد عرفان پست مدرن (2)


ادامه نوشته

نقد عرفان پست مدرن (1)



ادامه نوشته

ادوار جهاني هندو


طبق آموزه هاي هندو، حرکت جهان در زمان به شکل خطي نيست، بلکه دوراني است؛ يعني جرياني است که کليات آن تکرار مي‌شود، در پايان هر دور، وجود جهان بايد به پايان برسد  و پيش از آن براي ورود به دور جديد آماده شود.


اصل اعتقاد به وجود اعصار در آيين هندويي امري است که به فرجام‌شناسي آن آيين مرتبط است. در اين‌جا چهار عصر «يوگه»  وجود دارد و هر چهار عصر: «کريته، ترتا، دواپره و کلي»  با دوره هاي آغازين و پاياني هر يک، روي هم رفته «مهايوگه» 12000 سال را تشکيل مي دهند که هر سال آن معادل 360 سال انساني است و لذا روي هم رفته 432/000 سال را در بر مي¬گيرد. يکصد مهايوگه يک کلپه  را مي سازد و در پايان عصر کلي از هر کلپه، نابودي جهان با آتش سوزي و سيل به وقوع خواهد پيوست.
ما در ششمين هزاره از گلي يوگه مهايوگه فعلي زندگي مي‌كنيم. به علاوه هم‌اکنون كلپة كنوني نخستين روز از پنجاه‌ويكمين سال زندگي برهماست. ...پيدايش و اضمحلال عالم (در نگاه هندوييسم)

ادامه نوشته

خدا و مفهوم آن در دین بودا

بودا: «من در باب قدمت عالم و ازلیت جهان توضیحی نداده و همچنین در باب محدودیت و تناهی وجود تفسیری نکرده ام و در باب وحدت روح و جسم سخنی نگفته ام و از بقای روح بعد از وصول به درجة کمال، ارهت، بیانی ننموده ام... چرا که در این مقوله بحثی نکرده ام و شرح و تفسیری نداده ام؟ زیرا بحث در این امور فایدتی را متضمن نیست و این مسائله پایه و بنیان دین نمی باشند. از این رو از بحث دربارة آنها در گذشتیم». از دیدگاه بودا پارسایی و رضا در شناختن جهان و خدا نیست، بلکه تنها در زیستن نیک خواهانه و دور از خود پرستی است... ».

به همین دلیل عده ای معتقدند «مفهوم ذهنی او (بودا) از دین مفهومی کاملا اخلاقی بوده و او در همه چیز به رفتار و سلوک توجه داشت نه به مراسم و آیینی با پرستش مابعد الطبیعه یا خداشناسی... ». با توجه به این سیره بود اما، نه می توانیم وی را منکر خدا و خالق هستی بدانیم و نه می توانیم وی را خداشناس و اثبات کنندة خالق هستی بشماریم یعنی او را نمی توان خدا پرست نامید و نه می توان ملحد و منکر خدا.

ادامه نوشته

تناسخ در آیین اکنکار و اشو

اوشو در این باره می گوید:

در مرگ، شخص فقط بدنش را ترک می کند و بلافاصله بدن دیگری را می گیرد. (اشو، راز بزرگ، ص 112)

یکی از مقولات یقینی مکتب اکنکار تناسخ است،اکیست ها اعتقاد دارند؛ تا وقتی که روح به طبقات بالاتر از طبقه اثیری و ذهنی یا براهم لوک نرسیده باشد، اغلب مجبور است به طبقه زمینی جهت تولّد و مرگ دوباره باز گردد.

ادامه نوشته

نظریه تناسخ و تصور كارما در اندیشه هندوان

بر اساس قانون كارما (Karman) به معناى كردار، آدمى نتیجه اعمال خود را در دوره هاى بازگشت مجدد خود در این جهان مى بیند. كسانى كه كار نیك انجام داده اند، در مرحله بعد زندگى مرفه و خوشى دارند و آنان كه كار بد مى كنند، در بازگشت با بینوایى و بدبختى دست به گریبان خواهند بود و چه بسا به شكل حیوان بازگشت كنند. به عقیده برخی تناسخیان، بازگشت انسان ها ممكن است به یكی از چهار صورت زیر باشد كه تصادفا به ترتیب الفبا از جمادات تا انسان ها را شامل می شود:

1 ـ رسخ، یعنی حلول شخص متوفی در جمادات
2 ـ فسخ، یعنی حلول شخص متوفی در نباتات
3 ـ مسخ، یعنی حلول شخص متوفی در حیوانات
4 ـ نسخ، یعنی حلول شخص متوفی در انسان ها (تناسخ).

سمسارا (Samsara) به معناى تناسخ در بسیارى از ادیان و مذاهب جهان (حتى نزد برخى فرقه هاى انحرافى جهان اسلام ) با عناوین گوناگون وجود داشته و دارد،اما این عقیده در آیین هندو از اهمیت بیشترى برخوردار است. هندوان معتقدند آدمى همواره در گردونه تناسخ و تولدهاى مكرر در جهان پر رنج گرفتار است.تنها راه رهایى انسان از گردونه تناسخ و تولدهاى مكرر در جهان پر درد و بلا ، پیوستن به نیروانا (Nirvana) است. ودا راه رسیدن به نیروانا نیروانا معانى مختلف دارد، و هیج كس معنى آن را درست نمى فهمد... اما مى توان آن را به آتش خاموش، به خرد آرام، به آرامش، به بادى و به فضائى كه وزش ندارد، تشبیه كرد. بطور كلى مى توان نیروانا را آرامش خواند. یعنى وقتى كه سامسارا دیگر نیست.

ادامه نوشته

آيين بوداى نيچى رِن (NICHIREN BUDDHISM)

اين مكتب يكى از بزرگترين مكاتب آيين بوداى ژاپنى است که به نام بنيادگذارش نيچى رِن پيامبر (پيشگوى )مبارز و قديس ناميده شد.

نيچى رِن باور داشت كه جوهر آموزه هاى بودا در سوره نيلوفر  LOTUSSUTRA است. بر طبق نظر نيچى رِن فرقه هاى ديگرى كه در آن زمان در ژاپن وجود داشتند، حقيقت را اشتباه فهميده بودند و او قاطعانه آنها و حكومت را كه از آنها حمايت مى كرد به باد انتقاد گرفت.

نيچى رن تعليم مى داد كه از آنجا كه تمام انسان ها بهره اى از سرشت بودا (تَتاگته GATA¦TATHA) دارند، تجلياتِ آن جاودانه اند. او سه راهِ بيانِ اين مفهوم را طراحى كرد كه به سان داى ـ هى هوْ  sandai¦- hiho («سه آيين سرّى بزرگ») معروف است.

ادامه نوشته

زيارت در آيين هندو

زيارت، مانند معبد، از مهم ترين و بارزترين مؤلفه هاى دين هندو است. حتى اگر با قدرى احتياط سخن بگوييم، همه ساله بيش از 12 ميليون هندوى متدين به شوق زيارتِ حدود 150 زيارتگاهِ شناخته شده در هند بار سفر مى بندند. اين سفرها گاه مسافتى بالغ بر 3000 كيلومتر را شامل مى شود.

بنابه مهابهارته، سفر زيارتى، يا همان تيرتهه ياترا، در گذشته بيشتر مجاهده اى بود براى كسب و انباشتن ثواب، كه به ويژه كسانى كه توان اهداى قربانى هاى پرهزينه را نداشتند آن را بر خود هموار مى كردند. اما هم اكنون اين واژه معناى عامى پيدا كرده است، به طورى كه شامل ديدارهايى نيز مى شود كه شايد بيشتر آميزه اى از سير و سياحت و تفريح و زيارت است.

هندوها اكنون زيارت را براى مقاصد مختلفى به عهده مى گيرند: كسب ثواب، طلب رستگارى و به دست آوردن استحقاقِ شرايط بهتر در زندگانى بعدى، طلب بخشودگى گناهان، عبادت، شهود خدا يا دريافت جذبه اى از او (دَرْشَنه)، خشنود كردن نياكان، راضى ساختن خدايى خشمگين، شفا يافتن از بيمارى، رهايى از بدبختى، تأمين رفاه و يا كسب بركت و رونق.يا حتى غلْط زدن.

ادامه نوشته

اشو

«راجنیش چاندرا موهان جین» از عرفای هندی و اساتید باطنی (به هندی: रजनीश चन्द्र मोहन जैन) است که بین سالهای ۱۹۳۱ تا ۱۹۹۰ می زیست. وی در دهه ۶۰ میلادی به نام آچاریا راجنیش و در دهه ۷۰ و ۸۰ باگوان شری راجنیش (bhagwan shree rajneesh) نامیده می‌شد اما نهایتاً در سال ۱۹۸۹ میلادی نام اشو را برای خود برگزید.اشو به هيچ سنتي دلبستگي ندارد. همان گونه كه خود در اين باره مي گويد: "من سرآغاز يك آگاهي سراسر تازه هستم. خواهشمندم مرا به گذشته مرتبط نسازيد؛ گذشته حتي ارزش يادآوري هم ندارد."
او با مطالعه در مورد هر چيزي كه مي توانست درك او را از نظام باورها و روانشناسي انسان معاصر گسترش دهد كنكاش كرد و در اواخر دهه ي ۱۹۶۰ روش خود را برای مراقبه ي پوياي به وجود آورد.
اشو در آموزه های خود از تمام جنبه هاي توسعه ي آگاهي انسان سخن می گویدو بر اين باور است که زندگی انسان امروزی بایستی بر پایه ی مراقبه بنا شده باشد، منتها مراقبه ای که با نیازها و حقايق زندگی انسان امروزی هماهنگ است.
او مخالفان و موافقان زیادی دارد.
اشو نیز مانند اکثر اساتید باطنی تاكنون هیچ کتابی ننوشته است. در واقع، کتابهای منتشر شده به نام او که شمار آنها به بیش از ۶۰۰ عنوان می رسد نسخه برداری از سخنرانی های وی هستند که توسط شاگردانش به انجام رسیده اند.

ادامه نوشته

نمادهای دینی بزرگ و ترکیب جمعیتی

  from left to right:
row 1: Christianity, Judaism, Hinduism
row 2: Islam, Buddhism, Shinto
row 3: Sikhism, Bahá'í Faith, Jainism

نمادهای دینی (از چپ به راست)

ردیف ۱: مسیحی، یهودی، هندو
ردیف ۲: اسلام، بودائی، شینتو
ردیف ۳: سیک، بهائی، جین

منابع یک و دو

ادامه نوشته

تعریف دین از لحاظ جامعه شناختی ، نظری ، شهودی و روانشناختی

ادامه نوشته

هندوئیسم

 آیین هندو در قدیم دین برهمایى خوانده مى شد كه به برهما، خداى هندوان اشاره مى كرد. هندوئیسم شكل تكامل یافته آنیمیسم است.

اعتقاد به تناسخ و رعایت مقررات طبقات اجتماعى در معاشرت و ازدواج ، همچنین احترام به موجودات زنده ، مخصوصا گاو از اصول آن دین است .

لفظ ((ام )) (Om) به معناى آمین براى هندوان بسیار تقدس دارد و از سویى اسم اعظم الهى به شمار مى رود و از این نظر به اسم اعظم یهوه در دین یهود شباهت دارد.

هندوان به عده بى شمارى از خدایان آسمانى و زمینى با اسما و صفات عجیب و غریب معتقدند و به آنها كرنش مى كنند خدایانی اگنى (Agni) یعنى آتش ، وارونا (Varuna) یعنى آسمان و...

 ادعیه و آیینهاى هندوان در مجموعه اى به نام وداها(Vedas)به معناى دانش ، به زبان سانسكریت گرد آمده است و به آن شروتى (Sruti)یعنى وحى و الهام و علوم مقدس موروثى لقب مى دهند.

براهمناها به منظور اصلاح دین برهمنی ایجاد شد ،كه مشتمل بر دو بخش ‍ است :

الف ) آرنیاكاها (Aranyakas) یعنى جنگل نامه ، مشتمل بر مسائل مورد نیاز اهل ریاضت ؛

ب ) اوپانیشادها (Upanishads) به معناى نزدیك نشستن ، كنایه از آموختن اسرار دین .اوپانیشادها شهرت زیادى پیدا كرد.این كتاب بطون وداها را مى شكافد و توجه مردم را از آداب و رسوم ظاهرى به اسرار درونى و مفاهیم باطنى جلب مى كند.

خدایان تثلیث هندو (Trimurti Hindu) عبارتند از:

1. برهما (Brahman خداى ایجاد كننده .

2. شیوا (Siva) خداى فانى كننده كه مجسمه چهار دست و در حال رقص ‍ او فراوان است . رقص شیوا نقش او را در ایجاد و انهدام نشان مى دهد.

3. ویشنو (Vishnu) خداى حفظ كننده . جلوه هاى دهگانه این خدا براى مردم در طول تاریخ عبارت است از: ماهى ، لاك پشت ، گراز، موجود نیمه آدم و نیمه شیر، كوتوله ، راما (Rama)ى تبر به دست ، راما، كریشنا (Krishna)، بودا (Buddha) و كلكى (Kalki).

حكیمان و دانشمندان هندو مى گویند خدایان بى شمار آن دین همه مظاهر یك خداى واحد و بزرگند.از دیدگاه آنان این جهان و همه اجزاى آن در حقیقت خیالى بیش نیست . این خیال را مایا (Maya) یعنى فریب و وهم ، مى نامند.

آنان به کارما معتقدند ،بر اساس قانون كارما (Karman) به معناى كردار، آدمى نتیجه اعمال خود را در دوره هاى بازگشت مجدد خود در این جهان مى بیند.

هندوان معتقدند آدمى همواره در گردونه تناسخ و تولدهاى مكرر در جهان پر رنج گرفتار است .تنها راه رهایى انسان از گردونه تناسخ و تولدهاى مكرر در جهان پر درد و بلا پیوستن به نیروانا (Nirvana) است .

 به عقیده هندوان ، دستیابى به حقیقت یا اتحاد با خداى توانا از طریق یوگا (Yoga) یعنى یوغ نهادن حاصل مى شود. یوگا به ریاضتهاى سخت و طاقت فرسا دلالت مى كند و معمولا با نشستن آرام و پیوسته به شكل چهار زانو و همراه با تامل انجام مى گیرد.

ادامه نوشته

آیین شینتو  

شینتو(Shinto)یعنى طریقه خدایان ، آیین باستانى ژاپن است . این آیین الهه خورشید به نام اماتراسو(Amaterasu) را نگهبان سرزمین اجدادى مى داند و خاندان سلطنتى را از نسل این خدا و تجسم وى مى شمارد.ترکیب آیین بودا و شینتو را مکتب ریوبو گویند. آیین شینتو در ژاپن تحولات و تغییراتی داشته است.

ادامه نوشته

كنفوسیوس

كنفوسیوس (Confucius) حكیم و سیاستمدار چینى آیین تازه اى براى مردم چین آورد كه با وجود مقبولیت عامه ، پس از چندى از رونق افتاد و جاى خود را به آیین بودا داد.

تعالیم كنفوسیوس تركیبى بود از اصول اخلاقى ، سیاست مدن و مقدارى مسائل دینى . وى معتقد بود كه اجداد مردم طبق قاعده لى (Li) زندگى مى كردند و از این رو، از انواع نیكیها و بركات برخوردار بودند، ولى مردم زمان وى بر اثر رها كردن آن شیوه ، از آن امور محروم مانده اند.

لى از دیدگاه كنفوسیوس معانى مختلفى داشت و براى پاكى ، ادب ، تشریفات و عبادت به كار مى رفت . وى معتقد بود با پیروى از لى هر چیزى بسامان مى آید و جامعه آرمانى تشكیل مى شود.

ادامه نوشته

آیین سیكیسم

آیین سیكیسم آمیزه اى از هندوئیسم و اسلام است.

بنیانگذار آیین سیك به نام گورو نانك به سال 1469 در خانواده اى از طبقه كشاتریاها در یكى از روستاهاى لاهور به دنیا آمد. او از عرفاى مسلمان و هندو استفاده كرد.

 نانك خداى یكتاى جهان را حق نامید. وى مى گفت خدا به هر نامى كه خوانده شود فقط او قادر متعال و حق است . سعادت و وصول به نیروانا همان استغراق در ذكر حق است .وى مایا یا صورت وهمى جهان را كه در دین هندو آمده است ، پذیرفت و گردونه تناسخ و قانون عمل و عكس ‍ العمل را تا حدودى قبول كرد.


ادامه نوشته

تائوئیسم

مكتب تائو / دائو (Taoism)به لائوتسه (tse_lao) حكیم (متوفاى 517 ق .م ) منسوب است . در اینكه آیا وى وجود خارجى داشته است یا صرفا یك شخص افسانه اى است ، میان دانشمندان اختلاف وجود دارد.

از دیدگاه فیلسوفان قدیم چین هر گونه فعل و انفعالات جهان تحت تاءثیر نظامى است كه تائو نامیده مى شود.

پیروان این فلسفه براى تحولات جهان قانونى ثابت مانند بستر رودخانه قائل بودند و مى گفتند تائو آغاز و انجامى ندارد و پس از پدید آمدن جهان مادى ، تائو نیز براى ایجاد تناسب ، در آن جریان یافته است .

در رساله تائوته چینگ آمده است كه هر گاه اشیاء در بستر طبیعى خود سیر كنند با كمال تناسب حركت خواهند كرد؛ زیرا این حركت با تائو هماهنگ است ، ولى هر گاه چیزى از بستر طبیعى منحرف شود تناسب خود را از دست مى دهد.هدف نهایى انسان باید آن باشد كه خود را با تائو هماهنگ كند.


ادامه نوشته

بودیسم

 آیین بودا از شاخه هاى كیش هندوست.

بودا (Buddha) به معناى بیدار لقب گوتاماشاكیامونى (Gautamamuni -Sakya) بنیانگذار مكتب اصلاحى بودیسم است .

این تعالیم كه بر آیین هندو پایه گذارى شده است ، ترك دنیا، تهذیب نفس ، تاءمل ، مراقبه و تلاش براى رهایى از گردونه زندگى پر رنج این جهان را توصیه مى كند و براى وصول به نیروانا اهمیت زیادى قائل است و مفهوم آن را توسعه مى دهد.

بودا ، راه هشتگانه ، هشت قانون بزرگ زندگى را این چنین مى آموزد:

1. پرهیز از آزار جانداران ؛

2. پرهیز از دزدى ؛

3. پرهیز از بى عفتى ؛

4. پرهیز از دروغ ؛

5. پرهیز از مستى ؛

6. پرهیز از بدگویى ؛

7. پرهیز از خودخواهى ؛

8. پرهیز از نادانى ؛

9. پرهیز از دشمنى .

ادامه نوشته

آیین جین

از جمله شاخه هاى هندوئیسم آیین جین (Jaina) به معناى پیروز است كه پنج قرن قبل از میلاد پایه گذارى شد.شگفت آورترین سنت این قوم این است كه پوشیدن لباس را حرام مى دانند و معتقدند معاویرا {بنیانگذار این قوم}در حال ریاضت و ترك تعلقات نفسانى ، پس ‍ از مشاهده تعلق خاطر خود به حیا، همه لباسهاى خود را بیرون آورد و تا آخر عمر برهنه به سر برد.البته بر سر این مطلب اختلاف پیش آمد و آنها به دو دسته تقسیم شدند.
به عقیده جینها رستگارى بر دو اصل استوار است یكى ریاضت كشى و دیگرى اهمیسا یا پرهیز از آزار جانداران كه تا نباتات و جمادات پیش مى رود و كندن زمین براى كشاورزى ممنوع شمرده مى شود.
 این قوم نیز فرهنگ دینى مكتوب دارد و تعداد 39 كتاب دینى به آنان نسبت داده اند. از جمله یادگارهاى آنان در مساءله شناخت حقیقت وجود، داستان فیلى است كه آن را در جاى تاریكى قرار داده بودند و مردم مى خواستند با دست مالیدن از شكل فیل آگاه شوند و هر كدام قضاوتى نادرست در این باب مى كردند.
 هم اكنون حدود دو میلیون پیرو آیین جین در هندوستان وجود دارد كه روزگار بر تن آنان لباس كامل پوشانده و به جاى گدایى سرگرم تجارت هستند و وضع اقتصادى خوبى دارند.

ادامه نوشته

مفهوم برهمن در اديان و مكاتب فلسفي هند

او را غير قابل تقسيم و توصيف ، نامتناهي و قائم بالذات ، ناشناخته و مرموز مي داند.  برهمن، وصف ناپذير ، پايان ناپذير ، حاضر در همه جا ،و اصل مطلق است كه بدون آغاز ، بدون پايان ، و نامتناهي است. برهمن، علت تمام خلقت شناخته مي شود ، در عين حال خودش ناشناخته باقي مي ماند.

ادامه نوشته