امام صادق (ع ) و فلسفه و عرفان

امام صادق علیه السلام: مسائل فلسفی با عقل انسان سر و کار دارد.


حضرت‌ مي‌فرمايد: اي‌ جابر! چون‌ در حكمت‌ چه‌ در زمان‌ يونانيان‌ چه‌ امروز، اصل‌ اين‌ است‌ كه‌: هيچ‌ چيز از بين‌ نمي‌رود و فقطّ تغيير شكل‌ مي‌دهد. پس‌ آدمي‌ هم‌ از بين‌ نمي‌رود و بعد از مرگ‌ تغيير شكل‌ مي‌دهد، و انديشه‌اش‌ هم‌ مانند او متغيّر مي‌گردد و بدون‌ ترديد به‌ شكل‌ ديگر باقي‌ مي‌ماند آنچه‌ از عوامل‌ و صفات‌ معنوي‌ انسان‌ بعد از مرگش‌ باقي‌ مي‌ماند روح‌ است‌.


جعفر صادق‌ كه‌ اوَّلين‌ دانشمند واقعي‌ فيزيكي‌ و شيميائي‌ در دنياي‌ اسلامي‌ بوده‌ است‌، به‌ قاعده‌، نبايستي‌ علاقه‌ به‌ عرفان‌ داشته‌ باشد، ولي‌ طوري‌ علاقمند به‌ عرفان‌ بوده‌، كه‌ «زَمَخْشري‌» دانشمند معروف‌ در كتاب‌ مشهورش‌ «رَبيع‌ الابرار» بعد از يك‌ تجليل‌ فوق‌ العاده‌ از پايۀ علمي‌ جعفر صادق‌ او را پيشقدم‌ عرفان‌ مي‌داند.

نويسندۀ كتاب‌ «تَذْكِرة‌ الاولياء» هم‌ كه‌ مي‌دانيم‌ «عَطَّار» عارف‌ معروف‌ است‌ جعفر صادق‌ را از پيشقدمان‌ اوَّليۀ عرفان‌ مي‌داند. امَّا ارزش‌ نوشتۀ زمخشري‌ از لحاظ‌ تاريخي‌ بيش‌ از ارزش‌ نوشتۀ عطّار مي‌باشد.

در چند مأخذ گفته‌ شده‌ كه‌ در محضر درس‌ جعفر صادق‌ دانشجوياني‌ كه‌ مذهب‌ «صابِئي‌» داشته‌اند نيز حضور بهم‌ مي‌رسانيدند.


..... نويسندۀ كتاب‌ «تذكرة‌ الاولياء» مي‌گويد: كه‌ تمام‌ فرقه‌ها از محضر درس‌ جعفر صادق‌ استفاده‌ مي‌كردند.

شيخ‌ أبوالحسن‌ خرقاني‌ مي‌گويد: مسلمان‌ و كافر در محضر درس‌ جعفر صادق‌ علیه السلام حضور بهم‌ مي‌رسانيدند و از خوان‌ فضلش‌ بهره‌مند مي‌شدند.


و در جائي‌ كه‌ تاريخ‌ مقرّر مي‌دارد كه‌ «سقراط‌» فلسفه‌ را از آسمان‌ به‌ سوي‌ انسان‌ فرود آورد، امام‌ صادق‌ هم‌ درس‌ آسمان‌ و زمين‌ را داد، و هم‌ درس‌ شرايع‌ و اديان‌ را...

ادامه نوشته

امام ، فیلسوف کامل


فلسفه و حكمت ، علم به احوال موجودات آنچنانكه در واقع و نفس الامرند، به قدر طاقت بشرى است . و فائده اقتناء حكمت و غايت آن است كه انسان به فرا گرفتن حكمت ، عالم عقلى مضاهى يعنى مشابه عالم كيانى مى گردد.

فرد اكمل و عالم كبير در ميان انسانها، انسان كامل اعنى امام است كه به خوبى تطابق كونين در وى صادق است كه از اين انسان كامل تعبير به ((كون جامع )) مى شود.
و در السنه متالهين آن را فيلسوف كامل مى گويند كه جناب فارابى تصريح فرمود كه فيلسوف كامل و امام يكى است .

فيلسوف گويد: فيلسوف كامل امام است كه فلسفه علم به حقايق اشياء است و اشياء اسماء عينى اند. قرآن كريم فرمايد: و علم آدم الاسماء كلها و كل شى ء احصيناه فى امام مبين . كه در لسان وحى معلم به جميع اسماء الهى است ، و علم ، تشريح پيكر وجود است .

ادامه نوشته

سيماي پيامبر اعظم در فصوص‌الحكم ابن‌عربي

آخرين فص فصوص‌الحكم ابن‌عربي، يعني فص بيست و هفتم به پيامبر اختصاص داده شده و مولف آن را «فص حكمه فرديه في كلمه محمديه» ناميده است، به عقيده او كلمه همان مخلوقات از جمله، انسان كامل و به طور كلي تمام موجودات و پيامبران و اولياء الهي است كه از نظر هويت و حقايق معنوي كلمه‌هاي خداوند هستند، بنابراين كلمات الهي تعينات نفس رحماني است و نخستين چيزي كه خداوند آفريده، كلمه محمديه يا نور محمدي است كه چيزهاي ديگر از آن و به واسطه آن خلق گرديده است.1

ابن‌عربي حقيقت پيامبر صلي‌الله عليه و آله را با توجه به حديث «حبب إلي من دنياكم ثلاث: نساء و الطيب و الصلاه، و جعلت قره عيني في الصلاه» بر تثليث و محبت دانسته و مي‌گويد: اولين عدد فرد، عدد ثلاثه است كه شامل ذات احديت و مرتبه الهيت و حقيقت روحاني محمديه است. محبت از نظر او اصل وجود، منشأ و مبداء پيدايش است، از آن جايي كه پيامبر محب حق بوده، بدين سبب حق نيز او را محب نساء از جهت ظهور خويش در نسوان گردانيده است و محبت او نسبت به زن در اثر محبت الهي است كه در ذات او قرار گرفته است و پيامبر صلي‌الله عليه و آله نيز زن را با همان دوستي و علاقه دوست داشت كه خداوند پيامبر را بدان دوست مي‌داشت.

كليد واژه‌ها: كلمه، ثلاثه، محبت، نساء، محمديه، طيب، الصلاه

منبع اینترنتی

ادامه نوشته

حقیقت محمدیه صلی الله علیه و آله از منظر ملاصدرا (چکيده پایان نامه)

حقیقت محمدیه صلی الله علیه و آله- اولین تجلی و اولین تعین ذات احدی است.

او ظهور مقام غیب الغیبی است، که به لحاظ مقام جمع الجمعی جمیع تعینات را شامل می شود.

او مظهر و صورت اسم اعظم الهی است.

اما از ویژگی ها و آثار حقیقت محمدیه صلی الله علیه و آله خلافت و ولایت الهی است، مقام اعلای خلافت کلیه و خلافت کبری و ولایت کلیه و ولایت مطلقه الهیه از اوصاف و نعوت حقیقت محمد یه صلی الله علیه و آله است که در وجود محمدی صلی الله علیه و آله پدیار گشته است. زیراحضرت محمد صلی الله علیه و آله صورت اجمالی و ظاهر حقیقت محمد ه صلی الله علیه و آله تلقی می شود.

ادامه نوشته

حقیقت محمدیه


ادامه نوشته

حقيقت محمديه درحکمت متعاليه

قاعدة الواحد و امكان اشرف از قواعد مهم فلسفة اسلامي بر ضرورت صدور عقل به عنوان صادر اول از ذات حق تعالي حكم مي‌كنند.
حقيقت محمديه در حکمت متعالي، متعين در خاتم انبياء محمد مصطفي است نه يک مفهوم کلي نامتعين که صرفا بر وجود ذهني تطبيق نموده و داراي مصداق معين خارجي عيني نبوده باشد. اين نوع نگرش هم با مباني عقلي قابل استدلال و اقامه برهان است، و هم با متون ديني مورد استشهاد. 
عقل در حكمت متعاليه، حقيقت و روح متعالي محمد (ص) است كه بنابر نقل و عقل تأييد مي‌شود. پيامبر (ص) شالودة هستي، واسطة آغاز نظام تكوين، بقاي آن و معاد همة موجودات است و همان انسان كامل است كه فيض حق را به موجودات مي‌رساند.
 ملاصدرا پيامبر (ص) را وجودي منزه از قوه و انفعال و احتياج مي‌داند و بدين طريق اولويت پيامبر (ص) را در آيات و روايات تعيين مي‌‌كند. صراط مستقيم الهي و آئينة جامع صفات و آثار الهي در وجود پيامبر (ص) ظهور مي‌يابد و اذن شفاعت خاص اوست.

ادامه نوشته

عقل و حقیقت محمدیه نزد حكیم امام خمینی(ره)

امام خمینی (ره) در تقریرات فلسفه خود كه بیشتر رنگ و بوی صدرایی دارد ضمن مطرح نمودن بحث صادر اول به بررسی موجودات پرداخته و پس از بررسی عرض و جواهر پنجگانه عقل را شایستة صادر اول بودن معرفی می‌كند. به این ترتیب امام عرض را به جهت تاخر رتبه نسبت به جوهر و تقدم شیء بر خود شایسته صادر اول بودن نمی‌داند. از طرف دیگر جواهری همچون هیولی، صورت، نفس و جسم نیز به دلیل محذورات عقلی نمی توانند صادر اول باشند؛ ایشان همچنین برای اثبات صادر اول بودن عقل به دلایل نقلی نیز اشاره می‌كند.

ادامه نوشته

"حقیقت محمدیه" در اصطلاح عرفا

حقیقت نور محمدی یا "حقیقت محمدیه" در اصطلاح عرفا همان عین ثابت محمدی است که در راس همه اعیان ثابته واقع شده و با تجلی برتر الهی تحقق یافته است لذا واسطۀ ظهور همه خیرات و برکات در عالم هستی می باشد. این اصطلاح برگرفته از روایات بسیاری است که در آنها حقیقت نور محمدی (ص) به عنوان مخلوق برتر و در نهایت تقرب نسبت به حق تعالی معرفی شده است.

به اعتقاد عرفا حقیقت محمدیّه به‌طور کامل در انسان کامل ظاهر می‌شود؛نبى، رسول و ولىّ، مظاهر این حقیقت در عالم سِفْلی هستند و کامل‌ترین مظهر آن در این عالم پیامبر اسلام (ص) است.

بنابر اعتقاد عرفا، همه انبیا، از آدم تا عیسى علیهم‌السلام، مظاهر این حقیقت‌اند؛ اما با آمدن پیامبر اسلام، ظهور کامل این حقیقت در صورت محمدیّه، واقع شده است.

به گفتۀ عرفا، این حقیقت بعد از پیامبر در حضرت علی (ع) و ائمه به نحو اتم حضور داشته و در درجه بعد عرفا وارثان آن بوده اند.

اکثر عرفای اسلامی به این بحث پرداخته اند و یکی از ارکان عرفان اسلامی محسوب می شود و در عرفان نظری ابن عربی از جایگاه ویژه ای برخوردار است.