نخستین ویژگی تجارب عرفانی، توصیفناپذیری است. به اعتقاد جیمز کسانی که تجربه عرفانی به آنها دست میدهد، بعد از آنکه به حالت آگاهانه عادی برگشتند، نمیتوانند تجربه خود را بیان کنند.
ویژگی دوم تجارب عرفانی به نظر جیمز، واقع نمایی آنها است.
جیمز، هم تجارب عرفانی را به یک معنا از مقوله احساسات میداند و هم آنها را حالات معرفتی میشناسد.
او در این کتاب میان دو نوع معرفت یعنی «معرفتبه» ( Knowledge about) و «معرفت مباشر» (Knowledge by acquaintance) فرق میگذارد. «معرفت به» معرفت از راه استدلال است که در دسترس همگان میباشد.
اما معرفت مباشر، معرفتی غیر استدلالی nondiscursive)) است. در این معرفت به صورت بیواسطه و شهودی به چیزی معرفت مییابیم.
معرفت مباشر دادههای خام «معرفتبه» را فراهم میآورد؛ سپس در مقولات مفهومی، زبانی و فرهنگی به تأمل میپردازد.
دو ویژگی دیگر تجارب عرفانی، زودگذری و انفعالی بودن است.
« تجارب عرفانی تجاربی نیرومند و تحول آفرین است که مطابق تفسیر شخص دارای آن، تماسهایی با واقعیات متعالیاند.»
تجارب عرفانی دارای مراتبی هستند و میتوان این تجارب را بهصورت یک نردبان عرفانی (mystical ladder) نشان داد.
پایینترین پلههای این نردبان، مشحون از توصیفاتی از تجارب عرفانیاند که معنای دینی واضحی ندارند؛ ولی بالاترین پلههای این نردبان، که تغییراتی از تجارب عرفانی را در بر میگیرد، دینی است.
گرچه جیمز تجارب عرفانی را ذاتاً دینی نمیداند، ولی بر این باور است که هرچه رنگ دینی این تجارب شدیدتر باشد، به همان اندازه عرفانیتر خواهد بود.
جیمز در پایینترین پلههای این نردبان مجموعهای نسبتاً وسیع از تجارب را قرار میدهد؛ مانند بصیرتهای درونی که در آنها به معنایی عمیق از یک عبارت یا گفته دست مییابیم
در پله بالاتر بعدی، تجاربی قرار دارند که اصطلاحاً به آنها deja-vu)) گفته میشود. این تجارب هنگامی رخ میدهد که شخص احساس نگران کننده و حیرت انگیز دارد که او آنچه را که اکنون رخ میدهد، دقیقاً تجربه کرده است.
جیمز در مرحله بالاتر بعدی این نردبان عرفانی حالات آگاهی عرفانی را قرار میدهد که عمیقتر است؛
همانگونه که جهان ماده جهت خاصی دارد و در محدوده خاصی یافت میشود، جهان معنوی نیز در محدوده خاصی یافت میشود. بر خلاف جهان ماده، این جهان آکنده از آگاهی و خیر است و ما آن را بهعنوان جریانی از انرژی قدرتمند و خیرخواه مییابیم. و تنها از راه روانمان میتوانیم به این جهان راه یابیم.
خدا در شریانهای خطاپذیر و تغییر پذیر روانهای ما جلوه میکند. به اعتقاد جیمز، خدا تنها در آگاهی ما ظاهر میشود؛ ولی بدین معنا نیست که خدا تنها به این تجارب محصور میشود. از لحاظ نظری خدا میتواند فراسوی تجارب هر فردی وجود داشته باشد؛ ولی همانگونه که ما آدمیان دادههای حس را به صورتهای متفاوتی تفسیر میکنیم و در عین حال تصویر قابل اعتمادی از جهان مادی بهدست میآوریم، بر همین قیاس بهنظر جیمز تجارب عرفانی، دادههایی از جهان معنوی بهدست میدهد که افراد براثر انتظارات و تعلقات خود آنها را به صورتهای متفاوتی مییابند.