پرسشنامه اختلال ۲ قطبی

اختلال دو قطبی ( Bipolar Disorder ) که مانند نوعی جنون شناخته می شود ، یک اختلال مغزی است که باعث تغییر غیر عادی حالت ( mood ) ، انرژی ، توانایی و عملکرد فرد می شود . علائم اختلال دو قطبی طاقت فرسا هستند و ممکن است به روابط شخص آسیب برساند . عملکرد ضعیف در مدرسه و یا در محل کار و حتی خودکشی از دیگر پیامدهای اختلال دو قطبی است .

حدود 5.7 میلیون آمریکایی بزرگسال و حدود 2.6 درصد جمعیت 18 سال و به بالا دچار این اختلال هستند . این اختلال معمولا در دوران جوانی و بزرگسالی خود را نشان می دهد . البته در بعضی از مردم علائم اختلال دو قطبی در دوران کودکی و در بعضی دیگر در اواخر عمرشان ظاهر می شود . اختلال دو قطبی عموما به عنوان یک بیماری تشخیص داده نمی شود و مردم ممکن است سالها از آن رنج ببرند و بعدها متوجه شوند که دچار بیماری هستند . این بیماری یک بیماری دراز مدت است .

Bipolar Disorder باعث تغییر چشمگیری در حالت شخص از خشم شدید به افسردگی و یا نا امیدی و سپس بازگشت به حالت اولیه می شود . تغییر شدید در انرژی و رفتار به موازات دیگر تغییرات اتفاق می افتد . این دوره های بالا و پایین ، اپیزود های ( Episode ) هیجان بیش از اندازه و افسردگی نامیده می شوند ( Mania Episode  ، Depression Episode ) .

ادامه نوشته

اختلال شخصیت دوری گزین

تعریف:

عبارتست از شخصیت خجول و ترسو، به طوری که این افراد نسبت به طرد شدن از جانب دیگران فوق العاده حساسند، که خود، به زندگی دور از اجتماع می انجامد. علی رغم این مسئله، مبتلایان، خجالتی و غیر اجتماعی نیستند و شدیدا ً به داشتن همنشین علاقه دارند، اما برای پذیرش بدون انتقاد خود ضمانت مطالبه می کنند. این افراد در  10 ICD به عنوان اختلال شخصیت اضطرابی طبقه بندی می شوند.

شیوع:

میزان شیوع این اختلال 1-10 % است و در مجموع اختلال شایعی به شمار می رود.

خصوصیات بالینی:

حساسیت نسبت به طرد شدن از جانب دیگران علامت اصلی این اختلال است و در عین حالی که شخص علاقه به برقراری ارتباط با دیگران دارد، می ترسد که از جانب جمع طرد شود و بنابراین دوست نزدیک ندارد. این اشخاص خود را دست کم می گیرند و اعتماد به نفس پایینی دارند و از اظهار نظر در حضور جمع بیم دارند و ممکن است اشارات دیگران را تحقیر خود تعبیر کنند. معمولا ً مشاغل حاشیه ای را انتخاب می کنند و در کار خود تمایل به راضی کردن دیگران ندارند. ویژگی عمده این مبتلایان ترسو بودن آنهاست.

 معیارهای تشخیصی DSM IV برای اختلال شخصیت دوری گزین:

الگوی نافذ مهار اجتماعی، احساس بی کفایتی و حساسیت مفرط نسبت به ارزیابی منفی که از اوایل بزرگسالی شروع و در زمینه های مختلف وجود دارد و با 4 علامت (یا بیشتر) از علائم زیر مشخص می شود.

1- اجتناب از فعالیت های شغلی که مستلزم تماس های بین فردی قابل ملاحضه، به دلیل ترس از انتقاد، طرد شدن یا عدم پذیرش می باشند.

2- بدون اطمینان از اینکه مورد محبت قرار خواهد گرفت، میل به معاشرت نشان نمی دهد.

3- در برقراری روابط صمیمانه با دیگران به دلیل ترس از تحقیر و شرمساری محدودیت قائل می شود.

4- اشتغال ذهنی با مورد انتقاد قرار گرفتن و طرد شدن در موقعیت های اجتماعی.

5- در موقعیت های بین فردی جدید در بین احساس بی کفایتی، حالتی مهار شده دارد.

6- خود را از نظر اجتماعی نالایق، فاقد جذابیت یا پایین تر از دیگران تصور می کند.

7- در دست زدن به امور مهم شخصی یا شرکت در فعالیت های تازه، به دلیل ترس از شرمندگی، بسیار مردد است.

پیش آگهی و درمان:

این بیماران در صورت حمایت از نظر روانی عملکرد خوبی دارند و در صورت نارسا بودن محیط زندگی، ممکن است به افسردگی، اضطراب و عصبانیت مبتلا شوند. مبتلایان در سیر بیماری و یا سابقه خود ممکن است شخصیت ضد اجتماعی را تجربه کنند.

درمان اصلی این بیماران روان درمانی است. از دارو های ضد اضطراب و ضد افسردگی گاها ً استفاده می شود. در بعضی بیماران، بتا بلوکر ها از جمله آتنولول برای کاستن از فعالیت زیاد سیستم خودکار به خصوص در مواقع و موقعیت هایی که بیمار از آنها واهمه دارد، مفید است.

منبع اینترنتی:http://ravanshenasiy-balini.blogfa.com/post-8.aspx

اختلال شخصیت وسواسی جبری

تعریف:

عبارتست از نوعی اختلال شخصیت که در آن کمال طلبی و انعطاف نا پذیری تسلط دارد. این اختلال با وجود نظم، پشتکار، لجاجت و خونسردی و دو دلی مشخص می شود.

خصوصیت اصلی این مبتلایان، میل به کمال و عدم وجود انعطاف پذیری است

شیوع:

میزان شیوع آن مشخص نیست. در مردها شایع تر بوده و در فرزندان ارشد خانواده بیشتر دیده می شود. همچنین در بستگان درجه اول نیز شیوع بیشتری دارد.

خصوصیات بالینی:

مسائلی مانند مقررات، آداب و قوائد، نظافت، جزئیات امور و کمال طلبی، ذهن آنها را به خود مشغول می سازد. این افراد بسیار رسمی و جدی بوده و به رعایت دقیق مقررات تأکید می ورزند و در این رابطه انعطافی از خود نشان نمی دهند. مهارت های بین فردی آنها بسیار محدود است و قادر به سارش با دیگران نبوده و اطرافیان را فراری می دهند. با وجود این در برابر خواسته های افرادی که آنها را قوی تر از خود می دانند، تسلیم می شوند

از تصمیم گرفتن طفره می روند و بیم دارند که مرتکب اشتباه شوند. با اینکه دوستان زیادی ندارند، زندگی آنها چه از نظر حرفه ای و چه از نظر زناشویی کارآ و با ثبات است

معیارهای تشخیصی DSM IV برای اختلال شخصیت وسواسی جبری:

الگوی نافذ اشتغال ذهنی با نظم و ترتیب، کمال طلبی و کنترل روانی و فردی به بهای از دست دادن انعطاف پذیری، صراحت و کارآیی است. از اوایل بزرگسالی شروع می شود و در زمینه های گوناگون وجود دارد و با 4 (یا بیشتر) از علائم زیر مشخص می شود.

اشتغال ذهنی به جزئیات، اصول، فهرست ها، ترتیب، سازمان یا برنامه ها به گونه ای که هدف اصلی فعالیت گم می شود.

کمال طلبی، به حدی که در تکمیل کردن امور تداخل کند.

علاقه مندی مفرط به کار و کارآیی، به بهای کنار گذاشتن فعالیت های تفریحی و ارتباط با دوستان.

- در امور اخلاقی و رعایت ارزش ها بیش از حد جدی و وظیفه شناس، دقیق و انعطاف ناپذیر است.

از به دور انداختن اشیای فرسوده و فاقد ارزش ناتوان است.

در تفویض امور و یا همکاری با دیگران مردد است. مگر آنکه تسلیم محض روش او در انجام امور باشند.

خِسّت در خرج کردن پول برای خود و دیگران دارد و از نظرش پولی چیزی است که برای حوادث ناگوار آینده باید پس انداز شود.

ابراز سرسختی و انعطاف ناپذیری. 

پیش آگهی و درمان:

سیر بیماری متغیر است، گاها ً در جریان آن اختلال وسواس ظاهر می شود. سیر اختلال ممکن است بعدها به اسکیزوفرنی یا ملانکولی بی انجامد.

درمان اصلی بیماری روان درمانی است و گاها ً دارو درمانی با داروهای ضد اضطراب و ضد افسردگی در دفع علائم مفید واقع می شود.

http://ravanshenasiy-balini.blogfa.com/post-6.aspx

اختلال شخصیت افسرده

تعریف

عبارتند از افرادی بدبین، فاقد توانایی لذت بردن، وابسته به کار، فاقد اعتماد به نفس و مداوم ناشاد به صورتی که افسردگی در تمام جنبه های زندگی آنها دیده می شود.

 

خصوصیات بالینی

این افراد بدبین، فاقد انگیزه لذت طلبی، وظیفه شناس، شکاک به خود و به طور مزمن غمگین اند. لذت اندکی از زندگی کردن می برند و وقار و تنهایی را دوست دارند. اکثرا ً دلتنگ، بلا تکلیف و نا امید هستند. به سادگی و اکثرا ً در تنهایی می گیرند. این افراد از اعتماد به نفس اندکی برخوردارند و هیچ چیز در زندگی وجود ندارد که خوشحالشان کند. ظاهر آنها افسرده و صدایشان گرفته است و کُندی روانی - حرکتی دارند.

 

شیوع

اطلاعات کافی در مورد شیوع این بیماری در دست نیست، ولی به نظر می رسد اختلالی شایع باشد. در مرد و زن یکسان بوده و در خانواده هایی که اختلالات افسردگی در آنها شایع است، بیشتر دیده می شود.

 

معیارهای تشخیصی DSM IV برای اختلال شخصیت افسرده

الگوی نافذ رفتارهای افسردگی که در اوایل بزرگسالی شروع شده، و در انواع زمینه ها وجود دارد به گونه ای که با  پنج یا بیشتر از علائم زیر مشاهده می شود

خلق مهمول به صورت غمگینی، پژمردگی، ناشادی، فقدان لذت و بشاشیت.

خود پنداری متمرکز به باورهای، بی کفایتی، بی ارزشی و احترام به نفس پایین.

نسبت به خود، انتقاد کننده، ملامتگر و خوارکننده است.

مُشوش و غرق در فکر است.

نسبت به دیگران منفی گرا، انتقاد کننده و قضاوت گرا است.

بدبین است.

مستعد احساس گناه و پشیمانی است.

* این اختلالات، منحصرا ً در دوره افسردگی اساسی روی نداده و با بیماری های دیگر قابل توجیه نیست.

 

پیش آگهی و درمان

مبتلایان به اختلال شخصیت افسرده، از شانس بالایی برای ابتلاء به اختلالات خلقی، به خصوص اختلال افسردگی اساسی و اختلال افسرده خویی برخوردارند.

روان درمانی به خصوص روان درمانی بینش گرا، درمان انتخابی این بیماران به شمار می رود.

شناخت درمانی و سایر انواع روان درمانی گروهی و بین فردی کمک شایانی به درمان این افراد می کند. داروهای ضد افسردگی در درمان کمک مؤثری دارند

منبع

http//ravanshenasiy-balini.blogfa.com/post-4.aspx

اختلال شخصیت اسکیزوتایپی

اختلال شخصیت اسکیزوتایپی:

تعریف:

عبارتست از غرابت ویژگی های چند گانه رفتار ، تفکر، عاطفه، تکلم و ظاهرا ً، مبتلایان به این اختلال در نظر مردم عادی هم عجیب و بیمار تلقی می شوند. تفکر سحر آمیز، عقاید انتساب، باورهای عجیب و غریب هذیان و مسخ شخصیت عمده علائم این بیماران را تشکیل می دهند.

شیوع:

این اختلال در 3 درصد افراد اجتماع دیده میشود. نسبت جنسی مبتلایان مشخص نیست در بستگان افراد اسکیزوفرنیک شایع تر است.

خصوصیات بالینی:

در این اختلال چگونگی تفکر و برقراری ارتباط مختل است.مبتلایان ممکن است خرافاتی بوده و ادعای غیب گویی داشته باشند و خود را صاحب قدرت و ویژگی خاص بدانند.هر چند اختلال واضحی از نظر تفکر ندارند ولی کلام آنها گاه محتاج تعبیر است. نسبت به احساسات منفی دیگران از قبیل خشم، بسیار حساس می باشند. در نتیجه این ویژگیها اغلب تنها هستند و اگر هم دوستی داشته باشند تعدادشان معدود است. تحت شرایط استرس زا، اختلال این افراد بدتر شده علائم روانی واضح تری پیدا میکنند. در اشکال شدید افسردگی و عدم احساس لذت هم دیده میشود.

معیارهای تشخیصی DSM IV  برای اختلال شخصیت اسکیزوتایپی:

A- الگوی نافذ کمبودهای اجتماعی و بین فردی و کاهش توانایی برای برقراری ارتباط نزدیک و نیز دگرگونیهای شناختی و ادراکی و غرابت های رفتاری که در اوایل بزرگسالی شروع و خود را در زمینه های مختلف نشان میدهد و با 5 علامت (یا بیشتر) از علایم زیر مشخص می شود.

1- عقاید انتساب.

2- باورهای غریب و تفکر سحر آمیز که بر رفتار شخص تأثیر گذاشته و با موازین فرهنگ بیمار هماهنگ نیست (مثل :خرافات، اعتقاد به نهان بینی یا حس ششم).

3- تجربیات ادراکی غیر عادی از جمله فریفتار(ایلوزیون های) جسمی.

4- تکلم و تفکر عجیب و غریب (مثل ابهام و افکار انتساب و سایر علایم این بیماران حاشیه پردازی).

5- سوء ظن یا تفکر پارانوئید.

6- عاطفه نامناسب یا محدود.

7- رفتار یا ظاهر غریب و خاص و غیر عادی.

8- غیر از بستگان درجه اول دوست و محرمی ندارد.

9- اضطراب اجتماعی بیش از اندازه که با آشنایی کاهش نمی یابد و بیشتر با افکار بد گمانی (پارانوئید) مربوط است تا قضاوت منفی نسبت به خود.

B- این اختلال منحصرا ً در جریان اختلالات روانی یا طبی دیگر بوجود نیامده باشد.

پیش آگهی و درمان:

10 درصد مبتلایان در نهایت خود کشی می کنند. بسیاری ار این بیماران شخصیت اسکیزوتایپی را به طور ثابت در سراسر عمر حفظ می کنند. بسیاری از محققین ان را شخصیت پیش از بیماری اسکیزوفرنیک ها به حساب می آورند. اساس درمان در این بیماران روان درمانی است و برای بهتر کردن هذیان ها افکار انتساب و سایر علایم این بیماران دارو درمانی مفید است و بخصوص نتایج مثبتی از مصرف هالوپریدول عاید بیماران شده است. اگر افسردگی همراه با اختلال شخصیت بیماران باشد تجویز داروهای ضد افسردگی مفید است.

منبع:

http://ravanshenasiy-balini.blogfa.com/post-13.aspx

اختلال شخصیت اسکیزوئید

اختلال شخصیت اسکیزوئید

تعریف:

عبارتست از سبک زندگی انفرادی بدون اشتیاق برای رابطه با دیگران، اینها افرادی هستند که مدت ها از اجتماع کناره گرفته اند. احساس ناراحتی آنها در روابط اجتماعی، درونگرایی و عواطف محدود و کند آنهاست. از نظر دیگران افرادی منزوی به حساب می آیند.

شیوع:

میزان شیوع دقیق این اختلال مشخص نیست. احتمالا ً 7.5 درصد کل جمعیت را شامل می شود. احتمالا ً شیوع این اختلال در مردها دو برابر زن ها ست و در بین اعضاء خانواده بیماران اسکیزوفرنیک شایع تر است.

خصوصیات بالینی:

مبتلایان آرام، درون گرا و منزوی هستند. در امورات روزمره دخالت نمی کنند و به دیگران اهمیتی نمی دهند. گذشته این افراد حاکی از علاقه به انزوا و موفقیت در موقعیت های بدون رقابت بدون رقابت است. از نظر جنس بیشتر خیال پردازند و فعالیت های جنسی واقعی در آنها مدت ها به تعویق می افتد. این افراد نمی توانند خشم خود را مستقیما ً ابراز نمایند و انرژی و علاقه خود را بیشتر در زمینه هایی از قبیل ریاضی و نجوم به کار می گیرند. هنگام انتخاب پیشه برای خود، مشاغلی را انتخاب می کنند که تنها باشند و مداخله عملی نیروهای انسانی کمتر وجود داشته باشد. در پاره ای موارد این اشخاص قادر به رشد و ابراز خود بوده و عقاید سازنده و بدیعی به جهانیان ارائه می کنند.

ملاک های تشخیصی DSM-IV برای اختلال شخصیت اسکیزوئید:

A- الگوی نافذ گسستن از روابط اجتماعی و محدود شدن میزان ابراز هیجانات در موقعیت های بین فردی که در اوایل بزرگسالی شروع و خود را در زمینه های گوناگون نشان می دهد و با 4 یا بیشتر از علایم زیر مشخص می شود:

1- از روابط نزدیک ، ازجمله عضو خانواده ای بودن نه لذت می برد و نه تمایلی نشان می دهد.

2- تقریبا ً همیشه فعالیت انفرادی را بر می گزیند.

3- اگر علاقه ای به برقراری رابطه جنسی با فرد دیگری داشته باشد، میزان علاقه اش بسیار اندک است.

4- فعالیت های معدودی وجود دارد که می تواند از آنها لذت ببرد.

5- غیر از بستگان درجه اول خود دوست یا محرمی ندارد.

6- نسبت به تعریف یا انتقاد شنیدن از جانب دیگران بی تفاوت است.

7- سردی هیجانی، گسستگی یا سطحی بودن عواطف را نشان می دهد.

B- منحصرا ً در جریان اختلالات روانی دیگر به وجود نیامده و ناشی از تأثیر مستقیم یک بیماری طبی نیست.

پیش آگهی و درمان:

شروع این اختلال معمولا ً در دوران کودکی است و مثل تمام موارد اختلال شخصیت سابقه طولانی دارد. ولی الزاما ً تمام عمر دوام پیدا نمی کند. درمان این اختلال روان درمانی است و مقادیر اندک داروهای ضد افسردگی، آنتی پسیکوتیک ها و داروهای محرک روان در درمان پاره ای از بیماران مؤثر واقع شده است.

منبع:

http://ravanshenasiy-balini.blogfa.com/post-14.aspx

درمان اختلال شخصیت مرزی

 درمان انتخابی برای این اختلال، «روان‌درمانی» می‌باشد که به ‌یک ‌اندازه برای بیمار و درمانگر مشکل است. علت آن، بی‌ثباتی و رفتار تکانشی (لحظه‌ای) و همچنین استفاده از مکانیسم دفاعی«دونیم‌سازی» است. (مکانیسمی‌ که موجب می‌شود شخصیت مرزی، متناوباً از درمانگر یا سایر افراد محیط بیزار شده یا آنان را به‌شدت دوست بدارد.) رفتار درمانی -به‌خصوص آموزش مهارت‌های ‌اجتماعی با استفاده از نوارهای ویدیویی که بیمار را در مشاهده‌ی تأثیر رفتارش بر دیگران توانا می‌کند- مفید است. در کنار روان‌درمانی انفرادی، روان‌درمانی گروهی نیز سودمند می‌باشد.

*رواندرمانی طرحواره محور دکتر یانگ و رواندرمانی رفتاری دیالک تیک یا (d.b.t) آخرین تئوریها و متدهای رواندرمانی خاص افراد مرزی یا بردرلاین است .

روان‌درماني اين افراد بسيار مشكل است. درمان‌گران از رفتار درماني براي مهار تكانه‌ها و فوران‌هاي خشم بيمار و براي كم كردن حساسيت او به انتقاد و طرد استفاده كرده‌اند.

 پرورش مهارت‌هاي اجتماعي به ويژه با استفاده از تماشاي مجدد فيلم ويديويي رفتارهاي خود، مفيد است و باعث مي‌شود كه بيمار بتواند اثر اعمالش را بر ديگران ببيند و از اين طريق رفتار بين فردي خود را بهتر كند. بيماران مبتلا به اختلال شخصيت مرزي اگر در محيط‌هاي بيمارستاني تحت روان درماني فشرده ـ هم فردي و هم گروهي ـ قرار بگيرند، نتيجه خوبي بدست مي‌ايد. در اين محيط‌ها آن‌ها از درمان‌هاي گوناگون مثل كاردرماني، حرفه درماني و تفريح درماني سود مي‌برند. مشكل‌هاي خاص از روان‌درماني موسوم به رفتار درماني دياكتيك براي درمان اختلال شخصيت مرزي به كار رفته است به ويژه براي بيماراني كه رفتارهاي شبه‌ خودكشي نظير خودزني‌هاي مكرر دارند.

دارودرماني: داروهاي ضدسايكوز براي مهار خشم، خصومت، حملات گذراي روان‌پريشي به كار مي‌رود. داروي ضد افسردگي، خلق افسرده را كه در اين بيماران شايع است، بهبود مي‌بشد. مهار كننده‌هاي منوآمين اكسيداز در برخي از بيماران براي ميزان كردن رفتار تكانشي آن‌ها مؤثر بوده است. همچنين در درمان اين اختلال از داروهاي ديگر مثل آلپرازولام و كاربامازپين نيز استفاده مي‌شود.

منابع

http://www.drdaraby.mihanblog.com/post/71

http://forum.patoghu.com/thread18022.html

 

آشنايي با اختلا ل شخصيت مرزي  

اختلا ل شخصيت (bisorber Personality)  عبارت است از الگوي ناسازگارانه و با دوام تجربه دروني و رفتار بيروني که به زمان نوجواني يا جواني بر مي گردد و در زمينه هاي زير آشکار مي شود:

 1- شناخت، يعني روش هاي ادراک و تفسير خود، ديگران و رويدادها
2- حالا ت عاطفي 

 3- عملکرد بين فردي

 4 - کنترل تکانه ضعيف و مخدوش شده مثل خود زنی


يک فرد مبتلا  به  اختلال شخصيت، معمولا خودش نه رنجي مي کشد و نه مشکلي در خود احساس مي کند اما اطرافيان وي همگي متوجه اند که مشکلي در کار است; لذا وي را ترغيب مي کنند که در پي کمک حرفه اي برآيد. در عوض وي تمام «اين اطرافيان» را عامل اصلي ناراحتي خود مي داند.

در طبقه بندي هاي روانپزشکي، اختلالات شخصيت به سه دسته تقسيم شده اند:. دسته الف رفتاري غريب و نامتعارف دارند، افراد مبتلا به دسته ب اغلب نمايشي، نامتعادل و هيجاني اند و افراد دسته ج را هراسان ها و مضطرب ها تشکيل مي دهند. اختلال شخصيت مرزي مربوط به دسته دوم (دسته ب) بوده و شايع ترين اختلال شخصيت محسوب مي شود.

برخي پژوهشگران معتقدند که اختلال شخصيت مرزي نوعي از اسکيزوفرني يا افسردگي يا احتمالا آميزه اي از آنهاست. مشخصه فرد مبتلا، ناپايداري در اکثر حوزه هاي زندگي است.  شخصيت هاي مرزي تقريبا هميشه به نظر مي رسد که در بحران و طوفان به سر مي برند. چرخش هاي سريع خلق در اينها شايع است: يک لحظه ممکن است نزاع طلب باشند، لحظه بعد افسرده و لحظه اي ديگر شاکي از اين که هيچ احساسي ندارند. افراد مبتلا  به اختلا ل شخصيت مرزي اغلب دچار نوع خاصي از افسردگي مي شوند که با احساس هاي پوچي و هيجان پذيري منفي متغير مشخص مي شود.
اين افراد روابط عميق و پرتوقعي با ديگران برقرار مي کنند و ديگران را نمي توانند خاکستري ببينند، بلکه يا همه را خوب خوب مي دانند يا کاملا  بد، پديده اي که دو نيمگي (Splitting) ناميده مي شود. آنها علا وه بر اين که روابط آشفته اي دارند، اغلب در مورد «هويت» خودشان يا اين که آنها واقعا کيستند، دچار سردرگمي مي شوند. حتي بعد از اين که دوره عادي جستجوي هويت را در نوجواني پشت سر گذاشته اند باز هم مطمئن نيستند که از زندگي چه مي خواهند و در سطح عميق تر فاقد درک روشني از خويشتن خويش هستند. عدم اطمينان آنها درباره اين که کيستند، به صورت تغييرات ناگهاني در گزينه هاي زندگي مانند برنامه هاي شغلي،  ارزش ها،  هدف ها و نوع دوستان جلوه گر مي شود. احساس هاي مزمن کسالت و بي حوصلگي باعث مي شوند افراد مبتلا  به اختلا ل شخصيت مرزي به دنبال تحريک باشند. ماجراي روابط آنها، تا اندازه اي اين جستجو براي تجربيات هيجاني شديد را نشان مي دهد. 

 مرزي هيجان ها را هميشه در حالت اوج (peak) تجربه مي کنند نه در حالت متعادل هنگامي که در حالت اوج هيجان قرار مي گيرند - به ويژه احساس خشم يا گناه شديد - براي آرام کردن خود و کم کردن شعله هيجانات به خودزني مي پردازند; چرا که توان تبديل حالا ت هيجاني خود به کلمات را ندارند و در نتيجه مجبورند که پرخاش شديد را متوجه خويشتن کنند.

ادامه نوشته