زاد و ولد ارواح بشری در فتوحات مکیه

ابن عربی در فتوحات معتقد به زاد و ولد ارواح بشری در آخرت است .

" از نکاح بین آن دو ، فرزندان روحانی تولد مییابند .... و فرزندان ، فرشتگانی ارجمندخارج میشوند "

ترجمه فتوحات ابن عربی استاد خواجوی ، جلد ۱۲ ص ۱۸۵ انتشارات مولی

تناسخ ملکوتی سریانی

تناسخ بطور کل به معنی تعلق نفس به دیگران است.

اگر نفس به بدن دنیوی دیگری مغایر با نفس و بدن اولی تعلق گیرد تناسخ ملکی است .این نوع خود به انواع تناسخ(انتقال نفس به انسان دیگر)،تماسخ(انتقال نفس به حیوان)،تفاسخ(انتقال نفس به درخت و نباتات) ، و تراسخ(انتقال نفس به جمادات) تقسیم می شود.در عرفان اسلامی تناسخ ملکی با تمام انئاعش به برهان باطل می شود.

اگر نفس به بدن دیگر اخروی و غیر مغایر با نفس تعلق گیرد تناسخ ملکوتی است.در این حالت آن بدن اخروی ساخته و پرداخته همین نفس است .این قسم با برهان مطابقت دارد وملاصدرا به اثبات آن اهتمام ورزیده است.

اما حالت سوم آن است که نفس به بدنها و نفسها یا دیگر موجودات ،اعم از مادی و ملکوتی ، تعلق گیرد.این نوع تناسخ ملکوتی سریانی است که مخصوص انسانهای کامل است که با قدرت نفسانی خود به داد نفوس دیگر چه در عالم ظاهر چه در عالم باطن می پردازند.

عرفای اصیل اسلامی به این عقیده معتقدند. علامه حسن زاده آملی در کتاب شرح عیون و مسایل نفس در عین 54 به تفصیل در خصوص تناسخ و انواع آن و علی الخصوص در مورد تناسخ ملکوتی سریانی بحث نموده است.ایشان در این عین 54 با اشاره به متنی از شرح قیصری بر فصوص ، بیان می کند که انسانهای کامل در عوالم وجودی رها و آزادند ، آنها می توانند از عالم شهادت به عالم غیب و همچنین از عالم غیب به عالم شهادت حرکت کنند و به این وسیله به تکمیل نفوس انسانهای ناقص و کمک به انسانها بپردازند.مسایل شفاعت ،رجعت ،دستگیری اولیا در حالت خواب یا در رویا و حتی تکامل برزخی با بحث تناسخ ملکوتی سریانی قابل تطبیق و شایسته تحقیق است.

منبع :برداشتی از عین 45 شرح عیون و مسایل نفس علامه حسن زاده

تناسخ از منظر صدر المتألهين

ملاصدرا تناسخ (انتقال نفس از بدنی به بدن دیگر) را بر سه قسم متصور می داند.

1- انتقال نفسی در این عالم از بدنی به بدن دیگر مباین و جدا

البته این قسم از تناسخ خود بر 4 صورت تحقق می پذیرد: [3]

- نسخ: انتقال نفس از بدنی به بدن انسانی دیگر

- مسخ: انتقال نفس از بدنی به بدن حیوان

- فسخ: انتقال نفس به بدن نباتی.

- رسخ: انتقال نفس به بدن جمادی.

این قسم از تناسخ از نظر ملاصدرا محال و ممتنع می باشد.

2- قسم دوم عبارت است از انتقال نفس از این بدن دنیوی به بدن اخروی که مناسب با اوصاف  اخلاق اوست که در دار دنیا کسب نموده است. چنین نفسی در آخرت به صورت حیوانی که صفات وی در آن نفس غلبه نموده است ظاهر می گردد. ملاصدرا این قسم از تناسخ را که به معنای صیرورت، تحول و نوعی تکامل نفس است را می پذیرد.

تناسخ ملکوتی، تمثل روح انسان به چهره ای متناسب با نیات، ملکات دورنی، صفات و رفتارهای حاصل از آن است.

3-قسم سوم نوع دیگری از تناسخ است که باطن انسان مسخ شود و ظاهر او نیز از صورت اولی انسانی که قبلا داشته به صورت باطنی وی که بدان صورت مسخ شده است انتقال یابد و این مسخ که در حقیقت بدترین اقسام تناسخ است و رسوا کننده،


ادامه نوشته

تناسخ در آیین اکنکار و اشو

اوشو در این باره می گوید:

در مرگ، شخص فقط بدنش را ترک می کند و بلافاصله بدن دیگری را می گیرد. (اشو، راز بزرگ، ص 112)

یکی از مقولات یقینی مکتب اکنکار تناسخ است،اکیست ها اعتقاد دارند؛ تا وقتی که روح به طبقات بالاتر از طبقه اثیری و ذهنی یا براهم لوک نرسیده باشد، اغلب مجبور است به طبقه زمینی جهت تولّد و مرگ دوباره باز گردد.

ادامه نوشته

نظریه تناسخ و تصور كارما در اندیشه هندوان

بر اساس قانون كارما (Karman) به معناى كردار، آدمى نتیجه اعمال خود را در دوره هاى بازگشت مجدد خود در این جهان مى بیند. كسانى كه كار نیك انجام داده اند، در مرحله بعد زندگى مرفه و خوشى دارند و آنان كه كار بد مى كنند، در بازگشت با بینوایى و بدبختى دست به گریبان خواهند بود و چه بسا به شكل حیوان بازگشت كنند. به عقیده برخی تناسخیان، بازگشت انسان ها ممكن است به یكی از چهار صورت زیر باشد كه تصادفا به ترتیب الفبا از جمادات تا انسان ها را شامل می شود:

1 ـ رسخ، یعنی حلول شخص متوفی در جمادات
2 ـ فسخ، یعنی حلول شخص متوفی در نباتات
3 ـ مسخ، یعنی حلول شخص متوفی در حیوانات
4 ـ نسخ، یعنی حلول شخص متوفی در انسان ها (تناسخ).

سمسارا (Samsara) به معناى تناسخ در بسیارى از ادیان و مذاهب جهان (حتى نزد برخى فرقه هاى انحرافى جهان اسلام ) با عناوین گوناگون وجود داشته و دارد،اما این عقیده در آیین هندو از اهمیت بیشترى برخوردار است. هندوان معتقدند آدمى همواره در گردونه تناسخ و تولدهاى مكرر در جهان پر رنج گرفتار است.تنها راه رهایى انسان از گردونه تناسخ و تولدهاى مكرر در جهان پر درد و بلا ، پیوستن به نیروانا (Nirvana) است. ودا راه رسیدن به نیروانا نیروانا معانى مختلف دارد، و هیج كس معنى آن را درست نمى فهمد... اما مى توان آن را به آتش خاموش، به خرد آرام، به آرامش، به بادى و به فضائى كه وزش ندارد، تشبیه كرد. بطور كلى مى توان نیروانا را آرامش خواند. یعنى وقتى كه سامسارا دیگر نیست.

ادامه نوشته

نظریه تناسخ  

تناسخ به دو قسم كلی تقسیم می شود:

1- تناسخ ملكی:

به این معنا كه نفس آدمی با رها كردن بدن مادی خود به بدن مادی دیگری وارد شود. آنچه از مكتب های مختلف هند گزارش می شود, ناظر به این معنا تناسخ است.

2-تناسخ ملكوتی:

به این معنا كه نفس با عقاید و افعال خود بدنی مثالی ساخته به صورت آن مجسم شود.

تناسخ ملكی خود به دو قسم تقسیم می شود:

الف) تناسخ نزولی:

به این معنا كه نفس بدن مادی خود را راها كرده به بدنی ((نازل تر)) از بدن خود در همین عالم تعلق گیرد;مانند اینكه نفس انسانی پس از مفارقت از بدن خود به بدن یكی از حیوانات منتقل شود.

ب) تناسخ صعودی:

به این معنا كه نفس بدن مادی خود را راه كند و به بدنی ((شریف تر)) و ((كامل تر)) از بدن قبلی تعلق گیرد.

ادامه نوشته

تناسخ

تناسخ  در اصطلاح فلسفی عبارتست از انتقال نفوس اشقيا است بعد از فساد ابدان انسانى به ابدان ديگر كه مناسب آن ابدان است در اخلاق و افعال. طايفه‏اى از حكما نیز كه به تناسخيه معروف شده اند معتقد بودند كه نفوس موجودات دارای جرم و ماده، دائما از يك بدن به بدن ديگر انتقال مى‏ یابد و خلاصى آن به عالم نور و خارج شدن از عالم ماده برای آن ممكن‏ نيست.[1]
   قائلان به تناسخ که غالبا از حكماى چين و هند و بابل و مصر و ايران و يونان بوده اند معتقد بودند كه نفوس، به نحو كلى و به طور تام و تمام از ماده مجرد نمى‏شوند و به فعليت تمام نمى‏رسند و جهت تعلق و انتقال در آنان به كلى از بين نمى‏رود و بعد از موت به بدن ديگر منتقل مى‏شوند.
در کل صورتهای تناسخ را می توان به شرح ذیل خلاصه کرد:
1- انتقال نفوس انسانى به اجساد و حيواناتى كه از لحاظ اخلاقى و صفات ديگر مناسب با آن باشد.
2- انتقال نفوس ناطقه انسانى به ابدان انسانهاى ديگر.
3- انتقال نفوس انسانی به اجسام نباتى.
4- انتقال نفس انسانی به جمادات.
5- انتقال نفس به صورت صعودى از نبات به حيوان و به انسان.
6- انتقال به طريق نزول، یعنی  از عقول و مفارقات به انسان و از انسان به حيوان و از حيوان به نبات.
7- انتقال به ابدان برزخى( البته این برزخ، غير از برزخى است كه واسطه ميان مفارقات و اجسام است.
8- انتقال به اجرام فلكى.
9- انتقال نفوس اشقياء به اجساد حيوانات و انسانهای صالح.
10- انتقال نفوس انسانهایی که در علم و عمل به حد كمال رسیده اند، به موجودات مفارقات و عقول و انتقال نفوس انسانهای ناقص و متوسط در سعادت و شقاوت به ابدان انسانها.[4]
11. ملاصدرا نوعى از تناسخ را قبول دارد كه عبارتست انتقال نفوس ناطقه در جهان ديگر به بدن هایی كه مناسب با ملكات نفسانى آنها در دنيا است. البته این بدنها، در حقيقت آن بدن­هایی هستند كه خود انسان در دنيا، از مجموع ملكات فاضله و يا رذيله ساخته است نه آنكه ابدان ديگرى باشد.[5]
12. صابئيان و سريانيان معتدند كه هر صنفى از اصناف خلق و خوى انسانى در نوعى يا انواعى از حيوانات موجود است كه در هنگام نقل نفوس رعايت تناسب خواهد شد؛ از جمله شجاعت در شير، بى‏باكى در گرگ، حيله در روباه، حرص در خنزير، سلامت در الاغ، ذلت در شتر، سهو در وزغ، لجاجت در مگس، ولع در ميمون، ظلم در مار، سرقت در عقعق، ربودن در باز، بيتابى در خرگوش، فراموشى در طاوس، حيله در كلاغ، نسيان در موش و احتكار در مورچه.[6]
 

ادامه نوشته