مبانی تفکر اپیکوریان
اپیکوریان نیز مانند رواقیان . بنیاد معرفت را به ادراک حسی می دهند.
اپیکور ملاک حقیقت و قواعد معرفت را در سه عامل می دانست:
اول ادراک که مبتنی بر ادراک حسی بود.
دومین ملاک حقیقت مفاهیم هستند.
سومین ملاک، احساس است.
اپیکور به دلیل داشتن چنین تفکرات مورد تمجید و تحسین بسیاری واقع شده است؛ به عنوان مثال آ.اف. پایو او را بنیان گذار فلسفه تحصلی جدید می داند
اپیکوریان در هستی شناسی خود نظام اتمیسم دموکرتیس را برگزیدند. این گزینش بر اساس اهداف اخلاقی مکتب اپیکوری صورت می گرفت. این مکتب به دنبال آرامش بخشی به انسان می خواست ترس آدمیان از خدا را از بین ببرد. بنابراین نقش خدایان در زندگی انسان را ذایل می ساختند.هدف او رهانیدن انسان از برخی ترس هاست. او میگوید :چرا به مرگ می اندیشی، کاری از دستت ساخته نیست، بنابراین به نیکوترین وجه ممکن زندگی کن و مرگ را از یاد ببر.
در مکتب اپیکوری، خدایان نفی نمی شوند ولی نقش آن ها در زندگی مورد انکار قرار می گیرد. خدایان در این مکتب عمدتا تجسم کمال مطلوب اخلاقی به شمار می روند و آرامش نفس و آسایش خاطر را در ذهن انسان ها تداعی می کنند .
اپیکوریان نیز به مانند رواقیان، انسان شناسی را عمدتا از زاویه اخلاق مدنظر قرار می دهند. اپیکوریان، مانند کورنئیان ( مکتبی فرعی که در نهایت در مکتب اپیکوری مستحیل شد) لذت را غایت زندگی می دانستند و هر موجودی را در جست و جوی لذت می دیدند.
_لذت به اموری غیر از لذات آنی و احساسات فردی اطلاق می شود. لذت امری است که در سرتاسر عمر دوام می آورد.
_ لذت برای اپیکوروس عمدتا به معنای فقدان الم و رنج می باشد و نه وجود کامیابی.
درمنظومه فکری اپیکورچیزی که برای فرد رنج به همراه داشته باشد جایگاهی ندارد.