پلی آرشی

امروزه رایج ترین مفهوم دموکراسی، مفهومی است که رابرت دال از اصطلاح «پلی آرشی» ارائه داده است . رابرت دال واژه پلی آرشی را برای نمایش بهترین شیوه حکومت در جهان واقعی مورد استفاده قرار می دهد و بدین طریق دموکراسی مورد بحث خود را از دموکراسی آرمانی تفکیک می کند.

ادامه نوشته

سيري در نظريه‌هاي راي دهي

در یک دیدگاه الگوهای نظری مختلف درباره رفتار انتخاباتی در سه رویکرد عمده خلاصه می‌شود:رویکرد جامعه‌شناختی، رویکرد روانی – سیاسی و رویکرد انتخاب عقالیی-اقتصادی.

رویکرد جامعه‌شناسانه، که از سوی پل لازارسفلد و گروه تحقیقاتی دانشگاه کلمبیا (1940) ارائه شد، نشان داد که با مطالعه شرايط اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی افراد رای دهنده می‌توان جهت‌گیری سیاسی و در نتیجه راي‌دهی آنان را پیش‌بینی کرد. به عبارت دیگر، میان شرايط اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی افراد و راي‌دهی آنان رابطه مستقیم وجود دارد. لازارسفلد نتیجه می‌گیرد "فرد از نظر سیاسی آن گونه می‌اندیشد که از نظر اجتماعی در آن به سرمی برد. عوامل اجتماعی تعیین‌کننده گرايش‌های سیاسی افراد است.

در رويكرد رواني _ سياسي،راي دادن قبل از آنكه  پديدهاي اجتماعي باشد،تابع تلقي افراد از موضوعات مهم سياسي در جامعه است. پژوهشگران دانشگاه ميشيگان(1948)با مطالعه انتخابات مختلف رياست جمهوري در امريكا به اين نتيجه رسيدند كه تصميم رای دهندگان بيشتر تابع عوامل رواني است.وابستگي به احزاب و به دنبال آن نوع راي دادن، در بسياري موارد، نوعي پيوند و علاقه عاطفي و احساسي است كه اغلب از سوي خانواده، و محيط به فرد القا می‌شود. لذا راي دادن پديدهاي ناخودآگاه و تا حد زيادي موروثي است. بهترين مدل نمونه رابرت دال در كتاب انسان سياسي است.مدل او مبتني بر رويكرد روانشناسي رفتارگرايانه است.او احتمال افزايش شركت در سياست را مورد توجه قرار می‌دهد و معتقد است كه احتمال افزايش شركت افراد در سياست به عواملي مانند پاداش يا مزاياي حاصله از آن، كه هومنز در قضيه موفقيت بر آن تاكيد كرده است، بستگي دارد.

از مهم‌ترین نظریه‌ها براي تبيين رفتار راي‌دهی مردم رویکرد انتخاب عاقلانه سوي طيفي از نظریه‌پردازان ارائه شده است. در اين ديدگاه تلاش می‌شود تا نشان داده شود كه افراد چگونه شرايط سياسي جامعه خود را درک كرده و براي مشاركت و نوع راي دادن خويش به احزاب يا افراد دليل می‌آورند. شهروندان در جریان مبارزات انتخاباتي به ارزيابي دولت و عملكردهاي آن می‌پردازند و ادعاها و برنامه‌های افراد يا احزاب مخالف را با آن مقايسه كنند و سپس دست به گزينش از میان گزینه‌های موجود می‌زنند.

نتايج مطالعات اخير بر رفتار رای دهندگان نشان می‌دهد، ديگر نبايد به رفتار راي‌دهی افراد از منظر يک مدل واحد)نظير يک مدل جامعه‌شناختی يا روان‌شناختی( فكر كنيم، بلكه رفتار راي‌دهی در عصر حاضر به زیر بخش‌های متفاوتی تقسیم‌شده و تحت تاثير عوامل چندگانه‌ای قرار دارد. لذا برای بررسی رفتارهای رای دهی به مدلهای تلفیقی پرداخته شد.

از جمله اين مدل ها، مدلي است كه دو دانشمند فرانسوي به نام‌های نوناماير و پرينو پاسكال ارائه داده‌اند. اين مدل براساس نگرش سيستمي پرداخته شده است. از ديدگاه اين دو محقق رای دهنده زندانی شرايط اجتماعی و محيطی خود نيست. راي هر فرد در نتيجه فرايندی است كه مقتضيات زمان و ویژگی‌های اجتماعی و اقتصادی و محيطی بخشی از آن محسوب می‌شود.

يكي ديگر از مدل هاي ياد شده درباره رفتار رای دهندگان مدل ويليام ميلر است. اين مدل مشتمل است بر شش عنصر اصلي است كه از اين قرار می‌باشد:

الف) بافت اجتماعي

ب) تعلق خاطر حزبي:

ج) نگرش‌ها:

د) اوضاع و احوال حاكم بر انتخابات:

ه) وضع رسانه‌ها:

و) اعمال احزاب و دولت حاكم:

با بررسي نظرات و مدل هاي مختلف در تبين مشاركت سياسي، يكی از معتبرترین الگوها براي تبيين مشاركت سياسی، و مشاركت راي‌دهی به طور اخص، الگوي پيپانوريس(2002) در سطح‌بندی نظرات مطرح شده است، كه در رفتار راي‌دهي نيز می‌تواند مبنا قرار گيرد. ويژگي اين الگو در واقع به دليل جامع بودن آن است. در اين الگو از سه دسته نظريات كلان، متوسط و خرد در تبيين مشاركت سياسي نام‌برده می‌شود.


ادامه نوشته

نظریات مرتبط با مشارکت سیاسی

دانیل لرنرمطالعه خود را در شش کشور خاورمیانه ( ترکیه ، لبنان ، ایران ، اردن ، مصر و سوریه ) متمرکز ساخته که حاصل آن کتابی به نام " گذر از جامعه سنتی ، نوسازی در خاورمیانه " است. اندیشه لرنر در چارچوب نظریه اشاعه فرهنگی است، به این معنی که با بسط و نشر عناصر فرهنگی جوامع مدرن در کشورهای جهان سوم، آمادگی روانی و اجتماعی برای پذیرش عناصر فرهنگی جدید و ایفای نقش مؤثر در این رابطه فراهم می شود.به نظر لرنر، مهم ترين عناصر ومتغيرهاي نوسازي عبارتنداز: رسانه هاي گروهي، تعليم وتربيت وشهرنشيني.

لیپست با بیان ارتباط بین توسعه اقتصادی و دموکراسی معتقد است که میزان رفاه و توسعه اقتصادی کشورها را می توان به صورت عامل مهمی برای توسعه یافتگی سیاسی و دموکراسی درنظرگرفت.

هانتینگتن و  نلسون ( 1976) به مقوله مشارکت به عنوان معلول و اثر تبعی توسعه می نگرند .
به عقیده رابرت دالدموکراسی تنها درقالب پلی آرشی امکان تحقق داردوبه همان میزان که جوامع پیشرفت می کننند، متکثرتر می شوند وگروه های متنوع تری پدیدمی آید، زمینه رقابت گسترده تر و ایجاد دموکراسی فراهم می شود.مدل دال بیشتر مبتنی بر ابعاد فردی و روانی است که به نوعی بی ارتباط با گزاره های مربوط به نظریه مبادله نیست.

ادامه نوشته

رویكردها، دیدگاه ها و نظریات عمده در باب انتخابات و رفتار انتخاباتی

مطلب ذیل برگرفته از مقاله "جامعه شناسی انتخابات و رفتار انتخاباتی در جمهوری اسلامی ایران "   نوشته علی دارابی است که به بررسی  سه الگوی و رویكرد  نظری ، جامعه شناسی(دیدگاه كاركردگرایی، دیدگاه مبادله)، اقتصاد سیاسی(دیدگاه انتخاب عاقلانه، دیدگاه انتخاب عاقلانه اصلاح شده)و روانشناسی سیاسی(دیدگاه مكتب شیكاگو، دیدگاه شناختی و دیدگاه اینگلهارت) در بابت رفتار انتخاباتی می پردازد.
منبع این مطلب از سایت پایگاه انتخابات است.
ادامه نوشته