آشنایی با نظریه مبادله ریچارد امرسون - رویکرد شبکه مبادله

امرسون مقدمات سطح خرد نظریه مبادله  علی الخصوص نظام پاداش و تنبیه را می پذیرد

او پیش فرضهای زیر را ترسیم می کند:

1-   زمانی که مردم از موقعیتی پاداش دریافت می کنند، عقلانی عمل کرده و در نتیجه آن موقعیت تکرار می شود

2-   چنانکه مردم با پاداشهایی که در موقعیتها به دست می آورند اشباع شده باشند ، آن موقعیتها اهمیتشان را برای آنها از دست می دهند.

3-   منافعی که مردم در مبادله به دست می آورند ، به منابعی که ارایه می دهند وابسته است.

امرسون از این پیش فرضها شروع کرده و سپس ساخت اجتماعی را وارد مبادله کرده و به سمت روابط مبادله اجتماعی و شبکه مبادله تغییر جهت می دهد.از این رو او بیشتر نگران شکل رابطه ها در بین عاملها بود تا ویژگیها و خصوصیات خود عاملها.

امرسون اعتقاد دارد که اگر یک رابطه مبادله  وجود دارد بدین معنی است که  عاملها به مبادله منابع ارزشمند  راغب هستند  و هدف نظریه  این نیست که بفهمد که این ارتباط در اصل چگونه اتفاق می افتد  بلکه به جای آن به این می پردازد که در طول زمان در آن چه اتفاقی  روی خواهد داد. بنا براین رابطه مبادله موجود بین عاملها واحد تحلیل جامعه شناختی می شوند نه خود عاملها.

ادامه نوشته

نظریه مبادله  و  نظرهای گوناگون

نظریه مبادله جدیدازمنابعی در اقتصاد، انسانشانسی  و روانشناسی  سرچشمه میگیرد. در ذیل به نظریه مبادله از دیدگاه اندیشمندان مختلفی که در این باب اظهار نظر کرده اند می پردازیم. منبع اینترنتی این پست

ادامه نوشته

نظريه مبادله هومنز       Homans’s Social Exchange Theory


ادامه نوشته

جورج كاسپر هومنز George Casper Homans (نظریه مبادله ، قضایای هومنز)

در زمینه اثرگذاری هومنز می‌توان گفت که مهم‌ترین کمک هومنز به پیشرفت نظریه جامعه ­شناختی، تدوین نظریه مبادله اجتماعی است.

آرای اسکینر (Burrhus Frederic Skinner: 1904-1990)، نقش تعیین­ کننده­ای در تفکرات هومنز و در تکوین نظریه مبادله او داشتند. وی در این کتاب به تجزیه و تحلیل ساختارهای گروه‌های انسانی درشرایط گوناگون و فرایند تکوین آن‌ها، از گروه‌های کارگری در کارخانه­ ها گرفته تا قبایل بومی اقیانوس آرام پرداخته است. او در این کتاب در پی دست‌یابی به حکمی بود که در مورد کنش­های انسانی در هر شرایطی صادق باشد.

اساسی‌ترین فرض نظریه مبادله این است که افراد رفتارهایی را که در قبال انجام­شان، پاداش می گیرند، تکرار می‌کنند و از رفتارهایی که قبلاً هزینه زیادی برای آنان دربر داشته است پرهیز می­کنند.

این نظریه بر نوعی از کنش اجتماعی که اراده‌گرایی نام دارد، تأکید می‌کند. این نظریه رفتار روزمره را پاسخی به خواسته و محاسبه فردی می­داند و بر این اعتقاد است که کنش‌کنندگان در انتخاب‌های خود از آزادی زیادی برخوردارند.مزیت نظریه مبادله این است که می­تواند جامعه­ شناسی را به اقتصاد نزدیک کند.

هومنز با طرح پنج قضیه کوشید تمام رفتارهای انسان را توضیح دهد.

هومنز در تعریف گروه می‌گوید: اگر افراد در دوره­ معینی از زمان، کنش و واکنش بیشتری روی هم داشته باشند، به‌طوری که کنش و واکنش آن‌ها با یکدیگر بیش از کنش و واکنش هر یک از آن‌ها با افراد دیگر باشد آن‌ها یک گروه را تشکیل می­دهند.

هومنز از سطح مبادله فرد با دیگری فراتر رفته، در نظریه خود مسأله نهادها و زیرنهادها را مورد بررسی قرار داده است.وی می­گوید نهادهای اجتماعی بر همان اصول اساسی مبادله استوار است تا رفتارهای میان دو فرد، و تفاوت آن‌ها صرفاً در این است که نهادها شبکه روابط بسیار پیچیده­ تری را شامل می­شوند.هومنز دلیل وجودی نهادهای اجتماعی را طبیعت عام بشر می­داند.

هومنز فردی را که قابلیت تأثیر­گذاری بر روی سایر اعضای گروه دارد، برخوردار از اقتدار می­دانست. فرد با کسب احترام، اقتدار می­یابد و با پاداش دادن به دیگران، احترام کسب می­کند.


ادامه نوشته