منبع اينترنتي اين پست:http://moarek.blogfa.com/post-691.aspx

فلوطین در اصطلاح ملل و نحل اسلامی شیخ یونانی نامیده شده است، در سال 205 میلادی در شهر لوکوپولیس در مصر علیا یعنی اسیوط متولد شد، فلوطین نه زندگی‌نامه خودنوشت دارد و نه چیزی از سرگذشت خود را برای دیگران بیان کرده است، اما فرفوریوس صوری که یکی از برجسته‌ترین شاگردان و ملازمان او بود، حدود 30 سال پس از درگذشت او، زندگی‌نامه و ترتیب رسائل‌اش را در پایان مجموعه آثار او یعنی «انئادس» در 26 فصل بیان می‌کند.


سفر به ایران و هند
فلوطین برای دسترسی به آثار فلسفی و کتاب‌های حکمی ایرانی و هندی و آشنایی با فلاسفه و حکمای ایرانی و هندی، داوطلب حضور در جنگی شد که در سال 243 میلادی بین آنتونیوس گریانوس سوم امپراتور روم و شاپوربن اردشیر ساسانی پادشاه ایران درگرفت تا بلکه بتواند از این طریق و با به خطر انداختن جان خود با حکمت الهی ایران و هند و حکمای هندی و ایرانی و آثار و کتاب‌های آنها آشنا شود.

فلوطین همراه لشکریان امپراتوری روم عازم ایران و وارد امپراتوری بزرگ ایران شد، اما وی پس از کشته شدن امپراتور روم به دست فیلیپ عرب (مارکوس جولیوس فیلیپوس) در بین‌النهرین در سال 244 میلادی از صحنه نبرد و مبارزه ـ‌به دلیل آن که قصد و هدف او از همراهی لشکر روم جنگ و نبرد با ایران نبود‌ـ گریخت و در سن 40 سالگی به جای این که به کشور خود مصر و محل تحصیل‌اش اسکندریه بازگردد، به شهر انطاکیه که شهری باستانی در جنوب ترکیه و مرکز استان اختای کنونی است، سفر کرد. 

فلوطین پس از مدتی اقامت در شهر انطاکیه، آن جا را به قصد سفر به روم و رحل اقامت در آن سرزمین ترک کرد و وارد روم شد، اما اظهار شده است که فلوطین در سال 244 میلادی به وطن بازگشت و سپس روم را که نوخاسته و آماده پذیرش بیشتر آموزش‌های او بود، برگزید و دیدگاهی را با خود به روم آورد که به رقیبی جدی برای آنچه امروزه مسیحیت نامیده می‌شود، مبدل شد. البته دیدگاه نوافلاطونی بر مسیحیت تاثیر فراوانی گذاشته است.

فلوطین حدود 26 سال در روم به تعلیم فلسفه و تربیت شاگردان خود اشتغال داشت. وی همراه با دو فیلسوف دیگر به نام‌های ارنیوس و اریگنس عهد کردند که هرگز در درس‌های خود چیزی از عقاید آمونیوس ساکاس را آشکار نکنند.
فلوطین در 10 سال نخست سال‌های اقامتش در روم، فلسفه الهی را به طور شفاهی ـ‌جز دو رساله به نام‌های «رساله‌ای در باره دیوها و جن‌ها» و «پادشاه تنها سازنده است»‌ـ به شاگردان خود تعلیم داد. اما پس از 10 سال از امتناع نوشتن آثار و نظریات فلسفی خود، سرانجام در سال 253 یا 254 میلادی یعنی در سن 49 سالگی یا به گفته برخی در سن 48 سالگی، کتابت رسائل فلسفی خویش را آغاز کرد. فلوطین به زبان یونانی نوشت و چنان پیاپی می‌نوشت که گویی از روی کتابی می‌نویسد. وی تا سال 263 میلادی یعنی قبل از آن که فرفوریوس صوری وارد روم شود و به حلقه درس وی بپیوندد، 21 رساله در باب فلسفه الهی تالیف کرد.

مورخان تاریخ فلسفه، فلسفه فلوطین را ـ‌به دلیل آن که اساس هستی‌شناختی، روح‌شناسی و عرفانی وی پیش از هر چیز افلاطونی است‌ـ فلسفه نو افلاطونی فلوطین نامیده‌اند. از این جهت، می‌توان گفت فلسفه نوافلاطونی، مابعدالطبیعه افلاطونی است و پلوتینوس، جوهر فلسفه افلاطون یا دست‌کم یک جنبه از آن را به خوبی روشن ساخته است.
فلوطین پس از سال‌ها تدریس فلسفه و تدوین آثار فلسفی، سرانجام بنابر گزارش استوخیوس در سال 270 میلادی و در سن 66 سالگی و بنابر گزارش مترجم انئادس به زبان عربی، در سن 68 سالگی دیده از جهان فانی فروبست. با مرگ وی بنابر اجماع همه تاریخ‌نگاران فلسفه یونان، حیات و رشد و نوآوری در فلسفه یونان هم به پایان می‌رسد.

فلسفه فلوطين آميزه‌اي است از فلسفه يونان ر، حكمت خسرواني ايران و انديشه‌هاي هندو.

وي دريافت‌هاي متافيزيكي افلاطون را با عرفان درآميخت.

جهان به مثابه‌ي پلي است ميان دوقطب نور و ظلمت.

تاريكي هستي ندارد و صرفاً نبود روشني است. در جهان هيچ نيست مگر وجود احد خدا (ToHen)

روح از نور وجود احد، روشني مي‌يابد و ماده تاريكي است و واقعيت ندارد.

روح از اصل خود جدا افتاده و باید به مبدا اصلی رجعت کند و این امکان‌پذیر نیست مگر تزکیه و این فلسفه‌ی وحدت وجودی (Pantheism) است.

فلسفه فلوطین با سه‌گانه‌ها یا "تثلیث مقدس" که از حیث مرتبه با هم برابر نیستند، آغاز می‌شود:

         اقنوم اول: احد یا شهادت (ToHen)، حقیقت واحد که خیر و زیبایی است.

         اقنوم دوم: عقل (Nous)، تصویر احد است. نوری است که ذات احد در پرتو آن خویشتن را می‌بیند.

ا       قنوم سوم: نفس، پایین‌تر از همه و بوجود آورنده‌ی جهان محسوس که دارای دو جنبه است: 1) حنبه‌ی درونی که سیر صعودی و رو به سوی اقنوم دوم (عقل) دارد. 2) جنبه‌ی بیرونی که سیر نزولی دارد و رو به سوی دنیای محسوس است.

ریبایی از نظر فلوطین:

·   سرچشمه زیبایی در مرتبه‌ی احد است.لذا در مواجهه با زیبایی به وجد می‌آییم.

·   هنرمند در پی آن است تا سایه‌ای از مبدا نخستین (واحد) را در عالم محسوس متبلور کند و تنها به تقلید از طبیعت نمی‌پردازد.

·   هنر میانجی و اتصال‌دهنده‌ی عالم محسوس و عالم سرمدی است.

·   هنر دارای گوهری "عرفانی-مذهبی" و آثار هنری نمایش ریبایی حکمت الهی است.

·   زیبایی در اجسام را اولین بار نفس است که درک می‌کند.

·   در مورد نگارگری معتقد است که هنرمند باید از هر نوع رنگ ابهام‌برانگیز مات و سایه‌روشن پرهیز کند و از نور و روشنایی در ترسیم بهره‌ گیرد (رنگ‌های طلایی و نقره‌ای). چرا که خاستگاه امور عالم هستی همانا نور است.

 

-----------------------------------------------------------------------

برگرفته از منابع:

http://running.blogfa.com: شهرام زعفرانلو

کتاب «-فلسفه فلوطین»-غلامرضا رحمانی. بوستان کتاب

http://www.persianpersia.comامیر محمد پورنصیر

سرگذشت فلسفه، برایان مگی، مترجم: حسن کامشاد، تهران: نشر نی.
سیر اندیشه فلسفی در غرب، فاطمه زیبا کلام، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۵.
تاریخ فلسفه به زبان ساده، ملیحه صابری نجف آبادی، تهران: سمت، ۱۳۸۹.
تاریخ فلسفه غرب، برتراند راسل، مترجم: نجف دریابندری، تهران: پرواز، ۱۳۶۵