رالف گوستاو دارندورف در سال 1929 در خانواده یی سیاسی ساکن هامبورگ به دنیا آمد. تحصیلات دانشگاهی را در دانشگاه هامبورگ با ادبیات کلاسیک آغاز کرد و در جریان به پایان رساندن رساله خود با آثار مارکس آشنا شد، این عاملی شد که بعد از اخذ دکترای فلسفه از هامبورگ، به انگلستان جهت تحصیل در آکادمی اقتصاد و علوم سیاسی لندن نقل مکان کند.

وی یکی از معدود متفکران اجتماعی است که در دوره زندگی خود وقایع برجسته تاریخی را لمس کرده؛ آثار و نتایج جنگ جهانی اول، بحران اقتصادی 1930 اروپا، جنگ جهانی دوم و پدیده فاشیسم، نتایج جنگ جهانی دوم و لیبرالیسم، سوسیالیسم و سقوط آن از جمله مهم ترین آنها هستند. این وقایع از اصلی ترین شرایط شکل دهنده حیات علمی وی به عنوان یکی از صاحب نظران بزرگ جامعه شناسی است.

عمده شهرت وی در مسائل جامعه شناسی سیاسی است و علاقه اش به مساله «آزادی» چشمگیر است چرا که در بیشتر آثار خود این مفهوم را مورد تاکید ویژه قرار داده، «آزادی جدید» به سال 1957، «جامعه و دموکراسی در آلمان» 1960 و تالیف درخور و شایسته «ژرف نگری در انقلاب اروپا» که در آن به تحولات اجتماعی- سیاسی اخیر به ویژه بعد از فروپاشی شوروی سابق پرداخته، آثار برجسته او در این زمینه هستند. وی تحت تاثیر استاد برجسته خود

«کارل پوپر» و همچنین «کانت» توجه ویژه یی به «آزادی»، «جامعه باز» و «عدالت» مبذول داشته. تلاش این نوشته نیز پرداختن به مقوله آزادی در آرای دارندورف است.
به طور کلی یافتن تعریفی تدقیق شده از آزادی در نظریات دارندورف کاری است مشکل اما ویژگی ها و مراحلی برای جامعه آزاد یا مدنی بیان کرده که به سادگی می توان به برداشت وی از آزادی دست یافت.

دارندورف لازمه رسیدن به آزادی و جامعه مدنی را طی کردن مراحلی می داند که اولین و مهم ترین آنها «محتوای قانون اساسی» است. «محتوای قانون اساسی باید پشتیبان آزادی قرار گیرد. طرح و شالوده قانون اساسی برای حفظ آزادی و عدالت در جامعه است. باید قوانینی به تصویب رساند که آزادی و عدالت را در جامعه تضمین کنند و راهی برای تجاوز به حقوق عمومی و انحصارطلبی و قدرت گرایی باقی نماند. » البته این روند به مجریانی خوب نیاز دارد تا قوانین را به اجرا درآورند چرا که «قانون خوب به مجریان پاک، درست و عادل محتاج است که به اصول و قواعد معتقد باشند و این خود باید برنامه یی در صدر اصلاحات باشد. » دومین مرحله در تفکر وی، انتخاب نماینده پارلمان با انجام همه پرسی های سراسری است. «همه پرسی برای عدم تمرکز قدرت و دادن اختیارات بیشتر به انجمن های شهری و استانی و تجدیدنظر قضایی در مسائل مربوط به امور اداری است و امتیازات پارلمانی راه استحکام بخشیدن به دموکراسی محسوب می شود. » اما مرحله سوم و آخر نیل به آزادی فراهم آوردن مقدمات تهیه و تدارک بنیادهای اجتماعی و اقتصادی است تا «در شرایط مساعد به نحوی به کار افتند، انجام وظیفه کنند و اثرات بد و نامطلوب تغییرات و شورش ها و انقلاب های ناشی از عوامل داخلی و خارجی را محو و زایل کنند. » این مراحل برای جامعه یی که می خواهد به آزادی برسد، ضروری است.

در این راستا، عمده ترین ویژگی های جامعه آزاد را نیز ارائه می کند؛


1- نبود تمامیت خواهی و انحصارطلبی؛ «در جامعه آزاد انحصار وجود ندارد و در آن از عمومیت یافتن انحصار به هر شکل ممکن ممانعت به عمل می آید. اگر هم انحصارطلبی حامیانی دارد آنها باید دلایل خود را به طور صریح برای عموم ارائه کنند اما اصل را باید بر ممنوعیت انحصار قرار داد. »


2- همگانی بودن رسانه های جمعی؛ «در جامعه باز، رسانه های جمعی در عملکردشان باید منافع عمومی را مدنظر قرار دهند و صرفاً به پیشبرد منافع شخصی نپردازند. »


3- استقلال احزاب سیاسی؛
«احزاب سیاسی باید استقلال عمل نسبت به دولت داشته باشند. اهداف آنها باید در راستای منافع جمعی سوق یابد، چون حقوق شهروندی و جامعه مدنی از پایین و از میان جامعه برمی خیزد و نه از بالا، وابستگی ها به ویژه وابستگی مالی احزاب به دولت باعث می شود آنها عملکرد خود را با دولت هماهنگ کنند و تحت سیطره اوامر آن باشند. »


4- حق آزادی و انتخاب؛
«در جامعه مدنی، امور با رغبت و میل افراد و نه در پوشش زور و اجبار انجام می شود. حتی در رای گیری نباید از اهرم فشار استفاده شود تا افراد در انتخابات شرکت کنند. حق رای ندادن به اندازه حق کار نکردن اهمیت دارد. شهروندان باید بتوانند آگاهانه با حفظ حق گزینش در امور مشارکت کنند. »


5- وجود مدنیت و شهروندی؛ «رقابت بین گروه ها باید به دور از هرگونه خشونت باشد. شهروندان جامعه آزاد باید مدنی باشند یعنی مودب، بانزاکت، بردبار و بالاتر از همه اینکه فاقد روحیه تهاجمی و به عبارتی متمدن واقعی باشند. »


بنابراین دارندورف آزادی را رکن اساسی جامعه به شمار می آورد و تهدید آن را غیرقابل گذشت می داند. آزادی چیزی نیست که آسان به دست آید، آن مرهون تلاش و رنج فراوان، ازخودگذشتگی های بی شمار است و باید آن را به وجود آورد. «انسان ها از بدو تولد آزاد به دنیا نمی آیند. هر یک از آنها جزء طبقه، اجتماعی مذهبی و جنسیت خاصی هستند که در آنها ممکن است آزادی در سطوح گوناگونی وجود داشته باشد. هرچند انسان ها تحت تاثیر موارد فوق هستند ولی همه آنها اسیر شرایطی نیستند که در آن قرار دارند، بلکه سعی در کسب آزادی می کنند، پس آزادی ساختنی است. »

به رغم برشمردن این مراحل باید به اصلی ترین دغدغه ذهنی دارندورف در مبحث آزادی نیز توجه کنیم و آن مقوله «آسیب شناسی وضعیت آزادی» است. او به این مورد نیز پرداخته و وضعیت های تهدیدکننده آزادی را به پدیده هایی چون فاشیسم، عدم ترویج قانون و قانون گرایی، خشونت و دولتی شدن زمینه ها و شرایط مربوط به آزادی، مرتبط می داند. در مورد اولویت آزادی و عدالت، معتقد به اولویت آزادی است. گرایش به آزادی در برابر گرایش به آسایش و رفاه مادی باید در مقطعی از زمان بیشتر شود تا بتوان شرایط لازم برای اجرای دموکراسی و نهادهای وابسته به آن را برقرار کرد. اگر مشاهده می شود که دموکراسی بی ثبات است، دقیقاً به این خاطر است که تمایل به رفاه و آسایش مادی بیشتر شده، بهترین راه حل، رشد و شکوفایی تاسیسات و بنیادهای دموکراتیک و رفاه اقتصادی به طور همزمان و مقارن است. به باور دارندورف وظیفه برپایی جامعه سالم مدنی بسیار شاق و محتاج یک قدرت عظیم است ولی می توان با اجرای تدابیری که ذکر شد آن را تحقق بخشید و تضادها را در جهت رهایی و انسجام نظام سامان بخشید.

منبع اینترنتی:http://www.bashgah.net/fa/content/show/16158