نظریات جرج هربرت مید به صورت خلاصه
۱-فلسفه عمل گرایی:
واحد بررسی او عمل است که هر دو جنبه آشکار و پنهان کنش انسان را دربر می گیرد.
2 – نظریه کنش متقابل نمادین:
روش او پیگیری جامعه شناسی خرد بود. او تفکر، آموزش نمادها و معانی و فراگردهای ذهنی را محصول کنش متقابل در جهان اجتماعی می پنداشت. از نظر او رفتار یک فرد را تنها می توان از طریق فهم رفتار کلی گروه اجتماعی اش دریافت.
ریشه های شکل گیری کنش متقابل نمادین
1 – عمل گرایی (پراگماتیسم)
2 – اندیشه تحول داروین
عناصراساسی پراگماتیسم
الف) حقیقت در جهان واقعی به شکل آمار وجود ندارد، بلکه ضمن عملکردها در جهان به گونه ای فعالانه ساخته می شود.
ب) عمل آدمی و دانش او بر اساس سودمندی است.
ج) شناخت اجتماعی و فیزیکی هر فرد از جهان بر اساس فایده برای آن قائل می شود تعریف می شود.
د) برای شناخت کنشگران باید به شناخت آن چه عملا در جهان انجام می دهند بپردازیم.
اندیشه تحول داروین
جان کلام و قضیه تکامل، باز شناخت این واقعیت است که فراگرد تعیین کننده صورت است. یک فراگرد بر حسب شرایط عملکردش گاه این صورت و گاه آن صورت را به خود می گیرد.
موقعیت انسان در حال تغییر است.
مبانی واصول نظریه کنش متقابل نمادین
1 – واحد مطالعه در این نظریه کنش متقابل است که تصور فعال و موثر از انسان را ارائه می دهد. در این کنش متقابل جوامع ساخته می شوند و افراد نیز متحول می گردند.
2 – کنش متقابل یعنی این که افراد در ارتباط با یکدیگر عمل می کنند و به مقوله تاثیر و تاثر متقابل در جریان زمان و موقعیت های گوناگون می پردازند.
3 – کنش افراد ناشی از تفکر فرد و تعریف او از موقعیت است.
4 – کنشگر در انتخاب شیوه عمل آزاد می باشد و صورت عمل او غیر قابل پیش بینی است.
5 – به جای شخصیت یا ساخت اجتماعی بر کنش متقابل تاکید می کند.
6 – انسان بخشی از طبیعت است و تغییرات موجود در طبیعت درباره انسان نیز صدق می کند.
7 – انسان ساخته جامعه، روابط و نمادهاست و در جریان کنش متقابل ساخته می شود.
8 – فرد بدون مشارکت و درگیری در جامعه نمی تواند کنشگر تلقی گردد.
9 – انسان به سوی اشیا بر اساس معانی که برایشان دارد جهت گیری می کند.
تمایزروانشناسی باروانشناسی اجتماعی
از نظر مید، عضویت در ساختاری اجتماعی یا در گروهی اجتماعی در تعیین چگونگی رفتار و تجربه های فرد موثر است؛ از این رو خودآگاهی انسان «ذهن» و «خود» اساسا فرآورده های اجتماعی به حساب می آیند که در بستر فرایندهای اجتماعی موجود ایجاد می شوند. اما از نظر روان شناسان رفتارگرا اهمیت خودآگاهی انسان در مطالعه رفتار انکار می شود.
اجزا اصلی استدلال مید
1- ذهن
2 – خود
3 – جامعه
ذهن
مید ذهن، انسان را همچون یک فراگرد اجتماعی می پنداشت که تفاوت کیفی با جانوران دیگر دارد. این فراگرد در میان محرک ها و پاسخ ها به طور تعمدی دخالت می کند و جریان و شکل پاسخ ها را تحت تاثیر قرار می دهد. به خاطر وجود «ظرفیت های ذهنی» است که امکان «نماد پردازی» فراهم می شود و نمادها برای انسان ها بامعنا می شوند.
خود
به واقعیتی اطلاق می شود که فقط در جریان تجارب و فعالیت های اجتماعی شکل می گیرد.
خود فراگردی آگاهانه است.
ابعادخود
1 – توانایی واکنش در برابر خود همچنان که دیگران در برابر او واکنش نشان می دهند.
2 – توانایی واکنش در برابر خود آن گونه که جمع در برابرش واکنش نشان می دهند.
۳– توانایی مشارکت در گفتگوی شخص با دیگران
4 – توانایی هشیاری در مورد آنچه که شخص دارد می گوید و کاربرد این هشیاری برای تعیین آنچه که در مرحله بعد باید انجام دهد.
عناصربنیادی خود
1 - من:
عمل از آن باخبر می شود. بخشی از خود که کنشگر از آن آگاهی ندارد. و فقط بعد از وقوع
2 - درمن:
بخشی از خود که کنشگر از آن آگاهی دارد.
خود، محصول رابطه میان من و درمن است.
ویژگی های خود
1– پویشی بودن:
هیچ گاه تبدیل به ساخت نمی شود.
2 – بازتابی بودن:
همین جواب هاست که به کنش هاشکل می دهد
ما با خود حرف می زنیم و او نیز به ما جواب می دهد.
جامعه
چیزی بیشتر از یک سازمان اجتماعی نیست که ذهن و خود، در بطن آن پدید می آید. او جامعه را بیشتر به عنوان الگوهای کنش متقابل در نظر می گیرد. جامعه را مقدم بر فرد می داند و فراگردهای ذهنی را برخاسته از جامعه در نظر می گیرد.
نظریه نقش پذیری مید
مید نشان می دهد که چگونه به کودک با بازی کردن نقش دیگران (والدین، همبازی ها و قهرمانان) و درونی کردن رفتار آنان از نظر فکری رشد می یابد و جامعه پذیر می گردد. کودک مقررات بازی را یاد می گیرد و در ضمن می آموزد که خود را به عنوان یکی از اعضای گروه بپندارد در حالی که به وسیله نقشی که دارد از دیگران متمایز و متفاوت می شود.
مراحل پیدایش خود
1 – مرحله قبل از بازی (یک تا سه سالگی)
2 – مرحله بازی بدون قاعده (سه تا چهار سالگی)
3 – مرحله بازی با قاعده (چهار تا پنج سالگی)
مرحله قبل از بازی:
کودکان رفتار دیگران را مثل نحوه قاشق گرفتن یا راه رفتن یا اشاره های ضمنی تقلید می کنند اما خاصیت و علت وجودی آن را کمتر درک می کنند. این عمل به صورت کاملا تقلیدی و ناآگاهانه انجام می شود.
مرحله بازی بدون قاعده:
کودکان در این سنین وارد صحنه بازی می شوند و در نقش مادر، پدر، معلم، پلیس و ... بازی می کنند. در این بازی ها از طریق وانمود کردن به پذیرش نقش دیگران خاص نخستین مرحله یادگیری را می گذرانند یعنی دنیا را از دیدگاهی غیر از دیدگاه خود می بینند.
مرحله بازی با قاعده:
عبارت است از فعالیت گروهی که در آن نقش هر بازیگر شرکت کننده ایجاب می کند با یک یا چند بازیکن دیگر کنش متقابل داشته باشد. بر خلاف بازی بی قاعده کاری جدی است و از کودکان انتظار می رود نقش هایی که بر عهده می گیرند انجام دهند و رفتارهای دیگر بازیکنان را به طور موثر فراگیرند؛ زیرا هر بازی با قاعده دارای یک چارچوب مقرراتی است. در واقع در هر لحظه از بازی هر بازیکن تصوری از شیوه عمل و حرکت سایر بازیکنان دارد و در آن واحد خود را در نقش دیگر بازیکنان نیز احساس کرده و حرکات و پاسخ های خود را کنترل و پیش بینی می کند.
مراحل پیدایش خود به بیانی دیگر
1 – بازی فردی
2 – بازی جمعی
3 – دیگری تعمیم یافته
سنخ های ایده ال جامعه
1- جوامع طبیعت گرا که عمدتا از طبیعت تقلید می کنند.
2 – جوامع سنت گرا که در آن تشخص فردی، قهرمان پرستی و اطاعت از سنن هنجاری ملاک رفتار اجتماعی قرار گرفته است.
3 – جوامعی که در فرایند ساخت جامعه جدید با نقش گیری های گوناگون در تلاش هستند تا زمینه های مساعد برای جامعه جمع گرا، پویا و انسانی را فراهم آورند.
4 – جوامعی که توانسته اند به تثبیت کامل و ساختی نمودن جامعه جدید انسانی نایل آیند.
اعمال اجتماعی
از نظر مید یک جامعه از اعمال اجتماعی ترکیب شده است. بدین صورت:
1 – سازگاری کنش های ارگانیسم های متشکله جامعه
2 – سازگاری فعالیت ها به دنبال پیوند ارگانیسم ها
3 – ورود به ترتیبات هماهنگ رفتار
این ترتیبات هماهنگ رفتار اعمال اجتماعی هستند.
اشکال کنش متقابل اجتماعی
1– کنش متقابل غیر نمادی: قسمتی از یک کنش در جریان است که به وسیله یک ارگانیسم پاسخ دهنده درک می شود. (ایما و اشاره)
2- کنش متقابل نمادی: شرکت کنندگان با فعالیت در جریان یکدیگر مواجه می شوند. به ایماهای یکدیگر پاسخ می دهند. پاسخ دهنده واکنشش را بر اساس چگونگی تفسیرش از ایما و اشاره بنا می کند. (نماد های معنی دار)
تکامل زبان
عمل :
ارگانیسم انسانی عامل فعال است نه دریافت کننده منفعل محرک های محیط. در انجام عمل پاسخی که به محرک داده می شود انتخاب شده و توسط محرک تفسیر می شود و به صورت نمادین به آن پاسخ می گوید.
مکالمه به کمک حرکات:
فرایند تکاملی به استعداد تکلم در انسان منجر می گردد و صورت ها به صورت های متحول تر و کامل تر منتهی می شوند.
ژست معنا دار:
ارتباط در این مرحله استعمال ژست ها یا نمادهایی است که معنا داشته باشد. فرد باید قادر باشد معنای ژست های خودش را بفهمد و دیگران هم این معنا را درک کنند. این استعداد، ویژه است که می تواند پاسخ دیگران به ژست های خود را حدس بزند.
نتیجه گیری
دست آورد اساسی مید نحوه روشن ساختن رابطه ای است که میان رشد خود و استعدادهای فکری فرد به ویژه استعداد برقراری ارتباط به واسطه نمادهای معنادار وجود دارد. از نظر مید گروه هایی که فرد به آنها تعلق دارد به عنوان چارچوب های مرجع برای تشکیل تصویر خود به کار می آیند با وجود این اغلب پیش می آید که افراد به گروه های مختلفی تعلق داشته باشند و این گروه ها دارای هنجارهای متناقض باشند.