آزمون گرایش سلطه گری
|
1- مسؤولیت سازمان بندی یک طرح را بر عهده داشتم.
|
بندرت
|
گهگاه
|
اغلب
|
|
2- در یک جلسه زیاد صحبت کردم.
|
|
|
|
|
3- تصمیماتی گرفتم بی آن که با سایر افرادی که در آن تصمیمات دخیل بودند، مسورت کنم.
|
|
|
|
|
4- در مورد کاری، به رغم فشار گروهی زیادی که انجام شد ، از مصالحه امتناع کردم.
|
|
|
|
|
5- برای این که منظورم را عملی کنم، سر یک نفر داد کشیدم.
|
|
|
|
|
6- به یک نفر با صدای بلند و خشن حرفی زدم.
|
|
|
|
|
7- بی آن که از من خواسته شده باشد، کسی را نصیحت کردم.
|
|
|
|
|
8- در یک مکالمه متکلم وحده شدم
|
|
|
|
|
9- در برابر جمع زیادی از مردم صحبت کردم.
|
|
|
|
|
10-مضمون مکالمه ای را چنان هدایت کردم که بر خودم و آن چه که انجام داده بودم معطوف باشد.
|
|
|
|
|
11- گفتگوی شخص دیگری را قطع کردم.
|
|
|
|
|
12-برای سرگرمی دیگران داستانی بلند تعریف کردم .
|
|
|
|
این ماده آزمونها شبیه آنهایی است که شامل فهرستی از اعمال می شود که باس و کرایک (1980، 1983، 1984) برای اندازه گیری تعداد دفعاتی که افراد بدان مشغول می شوند تهیه کرده اند. اندیشه ای که زیربنای این شیوه اندازه گیری را تشکیل می دهد؛ این است که یک خصیصه در واقع تمایلی واقعی است به درگیر شدن در طبقه ای از اعمال . این طبقه می تواند بسیار وسیع باشد( مثلا در مورد خصیصه سلطه گری) ، یا می تواند محدودتر باشد ( مثلا در مورد سخت کوشی). علاوه براین، برخی از اعمال در درون یک طبقه نشانه های بسیار مناسبی از خصیصه هستند (مانند دستور دادن به فردی دیگر، در مورد سلطه گری)، در حالی که اعمال دیگر نشانه ضعیفتری از خصیصه به شما می روند( مانند، عدم اعتراف به این که استدلال فرد دیگر درست بوده است).
گفتن این که فردی دارای سطح بالایی از یک گرایش می باشد به این معنی است که آن فرد به طور نسبی احتمال می رود که به اعمالی دست زند که در زمره بخشهای خوب آن طبقه هستند، یا می تواند به معنای گرایش کلی تری به انجام اعمال گوناگونی که آن مقوله را تعریف می کنند ؛ باشد. گفتن این که فردی دارای سطح پایینی از آن گرایش است بدین معنی است که آن فرد غالبا درگیر آن اعمال نمی شود.
ماده آزمون هایی که هم اکنون تکمیل کردید گرایش به سلطه گری را اندازه گیری می کنند. پاسخ هایتان را بدین ترتیب نمره گذاری کنید: برای هر پاسخ "نه" یک صفر کنار ماده آزمون بنویسید؛ برای هر پاسخ "بندرت" یک عدد 1 بنویسید؛ برای هر پاسخ "گهگاه" یک عدد 2 بنویسید؛ و برای هر پاسخ "آعلب" یک عدد 3 بنویسید.
دو راه برای نگریستن به نمره تان در این آزمون وجود دارد. اساسی ترین راه این است که تمام اعدادی را که برای همه ماده آزمون ها نوشته اید جمع ببندید. این نمره شاخصی از میزان سلطه گری کلی شما را به دست می دهند. هر چه نمره بیشتر باشد، گرایش شما به نشان دادن آن گرایش بیشتر است. راه دیگری برای نگریستن به پاسخ های شما وجود دارد، زیرااین ماده آزمون ها منعکس کننده دامنه وسیعی از "پیش نمونگی" (prototypically) اعمال رفتاری در طبقه سلطه گری است. یعنی ، بعضی از این اعمال به عنوان نمایندگان ویژی سلطه گری تقریبا کامل تلقی می شوند. بقیه نمایندگان ضعیفتر این طبقه تلقی می شوند. راه دوم داوری درباره سطح سلطه گری شما این است که فقط به آن دسته از ماده آزمون هایی که اعمال بسیار پیش نمونه را توصیف می کنند – ماده آزمون های 1، 4، 8 و 10 – توجه شود. اگر نمره های شما در این ماده آزمون ها بالا باشد، به معنای آن است که شما به احتمال زیاد دست به اعمالی می زنید که نمایندگان مناسب آن طبقه هستند – خواه اعمالی را نیز انجام دهید که تا حدودی اعضای پیرامونی تر آن طبقه باشد یا چنین اعمالی را انجام ندهید.
نظر سایت روان سنجی
توجه داشته باشید که این تست آموزشی است و روایی و پایایی گزارش شده ، ندارد .
منبع اینترنتی :http://www.ravansanji.ir/?propensity%20to%20ascendance