مفروضات آرچر

1-اصطلاح سیستم را می توان به شکل مکانیستی ، غیر موجودیت انگارانه یا غیر انسان زدایی شده به کاربرد و نوعی مفهوم سازی از آن عرضه کرد که نیستی خاص با کنش داشته باشد ( پارکر ص116).

2-حالتی که ساخت و عاملیت به مثابه حالتی از « دوسویگی » در نظر گرفته شوند رابطه منطقاً متمایزی بین آنها وجود ندارد که مورد بررسی  و تحقیق قرار گیرد (پارکر ص117).

3-او با فرد باوری روش شناختی و نظریه ساخت یابی مخالف است چرا که آنها تفاوت بین «عاملیت» و سیستم را ، که از لحاظ تحلیلی سودمند است ، از میان بر می دارند و بررسی روابط مختلف بین آنها را نا ممکن می سازند (پارکرص117و118).

4-مفاهیمی از قبیل «واقعیت لایه لایه » « تکوین » و مشروط سازی » در برنامه آرچر اهمیت بسیار دارند( پارکر ص119).


رهیافت ریخت یابی سیستم هایی که از قبیل نظام آموزشی را به مثابه برآیند تاریخی فرایند های اجتماعی در نظر می گیرد ( پارکر ص 118).

الزامات نظریه آرچر


1-از لحاظ تحلیلی ، رابطه و نسبت عاملیت و ساخت ، رابطه و نسبت مشروط سازی عاملان به وسیله ساخت ها ، و بسط و پرورش ساخت ها به وسیله عاملان در حال کنش متقابل است . و این دو نوع رابطه در طول زمان جایگزین یکدیگر می شوند ( پارکر ص 122).

2-دفاع از ارزش و اعتبار و علمی بودن جامعه شناسی کلان و در مقابله با فرد باوری روش شناختی ( پارکر ص122).

3-اگر افراد صرفاً میانجی الزام ها باشند ، در این صورت پس از این که کنش ( و حتی زندگی ) عاملان پایان می یابد ، اثر گذاشتن بر آینده هم ناممکن می شود(پارکر ص123).

4-نظام های اجتماعی ضرورتاً باید عمق تاریخی داشته باشند . اگر ما بپذیریم که گذشته ، مستقل از عاملیت افراد خاص ، در حال حاضر بر ما الزام و فشار وارد می کند ، آنگاه مفاهیم جامعه شناسی کلان ضروری خواهند بود  (پارکر ص123).

5-انسان ها به نحوی اجتناب ناپذیر به « عاملان اولیه » صاحبان منافع برخی جمع ها مبدل می شوند زیرا آنها باید از طریق نظام های قشربندی مادی با جهان رابطه برقرار کنند ( پارکر ص123).
منبع اینترنتی این پست:http://maryamshojaei.mihanblog.com/post/13
منبع دو :http://maryamshojaei.mihanblog.com/post/14