دیالکتیک سقراط ( گفتگوی ارسطو و آگاتون در خصوص عشق و زیبائی)
ابتدا آگاتون توصیف مفصلی از عشق و زیبائی آن می کند که برای خواندن آن اینجا (صفحه 36) را پیشنهاد می کنم.بعد از سخنان آگاتون مکالمه ای بین او و سقراط وجود دارد.این نوشته خلاصه ای از مکالمه آگاتون و سقراط است:
سقراط به آگاتون: آیا عشق،عشق به چیزی است یا خیر؟
آگاتون: البته عشق به چیزی است {یعنی عشق همیشه یک معشوق دارد حالا این معشوق هر چیزی که باشد}
سقراط: این عشق که گفتی به چیزی است، آیا خواهان آن چیز هم هست؟
آگاتون: البته خواهان آن است.
سقراط: آیا عشق، آن چه را که طلب می کند دارد یا ندارد؟ یعنی وقتی طالب آن است که ندارد، یا وقتی که آن را دارد؟
آگاتون: ظاهرا وقتی که آن را ندارد.
سقراط: عشق همیشه به چیزی تعلق دارد که فاقد آن است. عشق چیزی را می جوید که سوای خودش و دور از خودش بوده و هنوزش به دست نیاورده است.
آگاتون: البته چنین است.
سقراط: چون گفتیم که عشق در پی زیبایی است، بایستی زیبایی و جمال نداشته باشد، تا خواستار آن باشد. بنابر این قاعده، آیا عشق را می توان زیبا خواند؟.........
عشق خواستار زیبایی است و از آن بهره ای ندارد. عشق به خیر و نیکی هم نیازمند است و بالطبع فاقد آن است. پس چگونه زیبا و نیک تواند بود؟
آگاتون: حق با توست.
سقراط:آیا خوبی و زیبایی یکی است؟
آگاتون: چرا
سقراط: اگر عشق نیازمند زیبایی است و زیبایی همان خوبی است، پس عشق محتاج خوبی هم هست؟
آگاتون:به هیچ روی نمی توانم در برابر تو مقاومت کنم سقراط.هر چه می گوئی همان است.
سقراط: به هیچ وجه آگاتون عزیز، این حقیقت است که نمی توانی در برابرش ایستادگی کنی.ایستادگی در برابر سقراط هیچ دشواری ندارد.
ادامه ی داستان....
منبع اینترنتی این پست:http://madamin82.blogfa.com/post-150.aspx