مقدمه:

انسان امروز همه ی معانی هستی شناسانه ی خود را با منطقی شبکه ای سامان میدهدو این چارچوب است که شاکله ی هویت انسان امروز را قوام می بخشد کاستلز معتقد است ن ظهور جامعه ی شبکه ای محصول جهانی شدن است . به تعبیر دیگر او جامعه ی شبکه ای را حاصل جهانی شدن اطلاعات و ارتباطات میداند . و این هر دو به نحوی دو بیان متفاوت از یک پدیده است . چه زمانی که از جهانی شدن ارتباطات و جهان اطلاعاتی سخن بگوییم و چه از جامعه ی شبکه ای گویی از دو زاویه به یک رخداد نگریسته ایم .

در جامعه ی شبکه ای هر شخص میتواند دارای سهمی در تولید و ارائه ی اطلاعات باشد همین طور از دستاورد های اطلاعات دیگران نیز استفاده کند . در واقع معادل شبکه ای نظیر به نظیر است که یک کامپیوتر میتواند در یک لحظه از منابع موجود به روی سایر کامپیوتر ها استفاده کند و هم میتواند منابعی که روی سیستم خود قرار دارد را در اختیار سایرین قرار دهد به دیگر تعبیر،جامعه ی شبکه ای دارای ایستگاه هایی است که در آن هر یک سهمی در تولید و ارائه ی اطلاعات و استفاده از اطلاعات دیگران را به عهده دارند .اصطلاح جامعه ی شبکه ای تنها یک تعریف نیست،توصیفی یک پدیده ی در هم تنیده ی صنعتی ، اجتماعی، فرهنگی و فلسفی است .

اگر به جوهر کلام کاستلز در باب جامعه ی شبکه ای بپردازیم در یک جمله می توانیم بگوییم که همه ی خصوصیات عصر اطلاعات به "کاهش فاصله ها و تغییر مرزهای تمایز" قابل خلاصه شدن است .

کاستلز ظهور جامعه ی شبکه ای را سر آغاز دگرگونی های همه جانبه در عصر ما میداند . که در نهایت همه ی این دگر گونی ها شاکله ی جدیدی از هویت انسان هم عصر ما را شکل میدهد چون منطق شبکه ای همه ی سپهر ها از جمله تولید و تجربه و قدرت و... را با تغییرات اساسی و بنیانی مواجه کرده است .

در واژه نامه ویکی دیکشنری ذیل مفهوم بریکولاژ آمده است :

"در مطالعات فرهنگی، بریکولاژ به معنی فرآیندی است که به وسیله ی آن مردم با جذب سوژه هایی از میان طبقات مختلف اجتماعی، هویت های جدید فرهنگی خلق می کنند."

نخستین بار واژه ی بریکولاژ توسط ”زیمل“ در جامعه شناسی به کار رفت. به معنای کنش گران اجتماعی که از اجتماعات مختلف محلی، قومی، ملی و فراملی چیزهایی را گزینش می کنند و هویت آنان تصویری رنگارنگ از این قطعات انتخاب شده است. ”هانوز“ انسان شناس فرانسوی : تاکید می کند که در شهرهای دارای پیشینه ی استعماری عناصر شهری پیرامون و مرکز در هم می آمیزند و نوعی بریکولاژ فرهنگی روی می دهد.

نظریه پردازان جدید : کنش گران به ویژه در جوامع معاصر یک هویت یکپارچه که برگرفته از یک اجتماع، قومیت یا ملیت باشد ندارند. بلکه آنان می کوشند همچون بریکولورها آنچه را می پسندند از اجتماعات مختلف و قومیت ها و ملیت های مختلف جمع کنند و در درون خود، ترکیبی خاص از آنها به وجود آورند.

امروز رسانه ها به عنوان اصلی ترین تشدید کننده ی مفهوم جهاني شدن در ايجاد هويت فردي و اجتماعي كشورها تأثير زيادی داردند؛ ولي اين به آن معنا نيست كه قادر باشند الگوهاي فرهنگي خود را عيناً ‌به جوامع ديگر تحميل كنند؛ بلكه هر جامعه با توجه به تاريخ، فرهنگ، وضع سياسي و اقتصادي و عملكرد خانواده‌ها و رسانه‌ها و آموزش و پرورش خود تحت تأثير جهاني شدن قرار مي‌گيرد و هويت فردي و جمعي افراد اين جوامع دگرگون مي‌شود از نظر فرامدرنیست‌هایی همچون فیثرستون، در فرایند جهانی شدن، فرهنگ‌ها ناهمگون و متنوع خواهند شد. اگر در دوره‌ی مدرن شاهد ثبات و عدم تحرک فرهنگی بودیم، در شرایط فرامدرن شاهد دورگه‌سازی جهان‌وطنانه‌ خواهیم بود. در چنین شرایطی هویت‌های اجتماعی سیال‌تر از گذشته می‌شوند و انسان‌ها هویت خود را در جریان آزمایش و خطا و چهل تکه‌سازی و نه از طریق پذیرش آنچه از گذشتگان به آنها رسیده است، می‌سازند. بسیاری از فرامدرنیست‌ها از جهانی شدن فرهنگ به عنوان نیرویی آزادی‌بخش که همگونی تجدد را درهم می‌شکند استقبال می‌کنند (فیتز پاتریک، 2001). بدین ترتیب، طبق این رویکرد ما شاهد ظهور یک فرهنگ واحد جهانی نخواهیم بود، بلکه همه‌ی فرهنگ‌ها می‌توانند خود را در صحنه‌ی جهانی مطرح کنند(در تاریخ12/2/91دیده شده در سایت(Torghabehonlin.com)

البته نباید فراموش کرد که پروسه ی جهانی شدن و جامعه ی شبکه ای تا بدین لحظه تبعات بسیاری داشته که گریبان گیر انسان امروز است از جمله معضلی که بارها و بار ها تحت عنوان بحران هویت از آن یاد میشود . در این سیر گاها يكپارچگي در هويت يا به اصطلاح يكپارچگي هويت افراد از بين مي­رود و گاه بخشي از هويت يك فرد با بخش ديگر هويت آن شخص درگير مي‌شود و يا در تعارض قرار مي‌گيرد. چون هويت فرد در بستر فرهنگ شكل مي‌گيرد و انسان شبکه ای در فرهنگی نمادین رشد يافته كه عناصر فرهنگ آن با هم همخواني ندارد.به نظر اريكسون وقتي هويت‌پذيري دچار مشكل مي‌شود، افراد به­خصوص نوجوانان از نوعي سردرگمي، آشفتگي نقش‌ها يا همان چيزي كه اريكسون آشفتگي هويت مي‌نامد، رنج مي‌برد. اين حالت سبب مي‌شود كه افراد احساس كند، منزوي، تهي، مضطرب و مردد شده است. احساس مي‌كند كه بايد تصميم‌هاي مهمي بگيرد، اما قادر به آن‌جام دادن اين كار نيست، احساس مي‌كند كه جامعه به او فشار مي‌آورد كه تصميم‌هايي اتخاذ كند؛ اما او مقاومت مي‌كند. این ها همه احساساتی است که روزانه با آن مواجه هستسم ما به عنوان انسانی که امروز در دل معادلات شبکه ای زیست میکنم همه ی این تعارضات را ادراک میکنیم.
از سوی دیگر باربر در کتاب «مک ورلد علیه جهاد» از هم‌زمانی دو روند متناقض در جهان سخن می‌گوید. به نوشته‌ی وی از یک طرف ما شاهد شکل‌گیری یک بازار اقتصادی توسعه‌طلب و همگون‌ساز هستیم که تحت سلطه‌ی شرکت‌های چندملیتی به همگون‌سازی و ادغام فرهنگ‌های محلی در یک فرهنگ جهانی مشغولند (مک ورلد) و از سوی دیگر شاهد رشد محلی‌گرایی، خاص‌گرایی و طرح سیاست هویت در اشکال مذهبی، قومی و نژادی آن هستیم (جهاد). به عقیده‌ی وی، این روند همه‌ی اشکال مخالفت بنیادگرایانه با تجدد را دربرمی‌گیرد و در “اسلام، پروتستانیسم، کاتولیسم، هندوئیسم، بودیسم، کنفوسیوسیسم و صهیونیسم تبلور می‌یابد” (باربر: 1996: 205(

"محیط های فرهنگی امروز از عناصر با واسطه و بی واسطه ، از عناصر نخبه پسند و عامه پسند ، از عناصر شخصی و توده وار ،از عناصر عمومی و خصوصی ،از عناصر اینجایی و آن جایی ،آشنا و غریب ،از عناصر دیروز ،امروز و فردا ساخته شده اند"(لال، :1995 )

در نهایت به نظر میرسد که منطق شبکه ای جهان را درنوردیده و هویت شکل گرفته در این منطق نه جهانی صرف و نه محلی محض است. پیوندی جدید از هویت های جهانی و محلی است که فضای در هم تنیده ی جریان ها را متجلی میکند ." ما"ی جمعی بشری فارق از مذهب و جنسیت و قومیت و هم زمان با داشتن تمام این خصیصه ها به درون فشردگی "زمان_فضا"پا نهاده ایم و این مفهومی جز کاهش زمان و کوچک شدگی فضا نیست مفهومی که هم محرک و هم محصول فرایند جهانی شدن است.

منابع:

1.کاستلز ، م . (1380) . عصر اطاعات ، تهران : طرح نو

2. لون،یوست ون(1388)تکنولوژی رسانه ای از منظر انتقادی ، بیژن عبدالکریمی(ویراستار علمی) ، احمد علیقلیان ، تهران: انتشارات همشهری

3. http://www.torghabehonline.com/news/show_detail.asp?id=219

منبع اینترنتی این پست:http://cyber-amini.blogfa.com/post/6

4