1- چند روزى است که به من کارت شناسایى «بارکددار» اعطا شده است _ در واقع تحمیل شده است. از این پس هنگام ورود و خروج کارت مى زنم. اکنون مرا داراى «هویت» کرده اند. اکنون مرا «نظم و نظارتى» بخشیده اند تا زندگیم را «سهل» کنند. از این پس من «امیرهوشنگ افتخارى راد» داراى یک «کارت بارکددار» هستم. هویتى است که به من الصاق کرده اند، هویت من اما این نیست. تکنولوژى با آن که اسباب راحتى را لااقل براى نیمى از مردمان جهان دربر داشته است، با این وجود اما منشاء «نوستالوژیا» را نیز براى ما فراهم کرده است. تکنولوژى روز به روز باعث «دورافتادگى ما از خویشتن خویش» مى شود. چنانکه مارکس گوشزد کرده بود که اگر تولید به مازاد خود برسد، در آن صورت «کار» و «شىء تولیدشده» سوار بر آدمى مى تازد. در این صورت است که اشیاء ما را افسون خود مى کنند. ما غرق در شىء از خویشتن دور مى افتیم. به عبارتى این «دورافتادگى» شاید همان معصومیت «انسان طبیعى» لوى _ استروس باشد که در برابر «انسان اجتماعى» به کار مى برد. البته عده اى مى توانند مزایاى امر اجتماعى را نسبت به امر طبیعى برشمارند و شاید معتقد باشند اصلاً «دورافتادگى» صورت نگرفته است. بشر در روند تکامل است. اما یک واقعیت وجود دارد و آن احساس «نوستالوژیا»ى بشر نسبت به «هویت خویشتن» است. تکنولوژى نه تنها باعث تولید مازاد بلکه تولید غیرضرورى را نیز در پى دارد. حتى مى توان ادعا کرد مناسبات اخلاقى بشر را هم تحت الشعاع قرار مى دهد. فى المثل وقتى تکنولوژى ماهواره اى و دیجیتالى قدرت «گزینش» را براى فرد ممکن مى سازد، مناسبات اخلاقى گذشته را دگرگون مى سازد. در اینجاست که «مسئولیت پذیرى» فرد پررنگ مى شود: تو از میان هزاران امکان انتخاب مى کنى و باید مسئولیت آن را بپذیرى. البته این مى تواند جنبه ایجابى داشته باشد. در هر حال در اینجا ساحت دوگانه تکنولوژى بارز مى شود اما همین مسئله با تولید مازاد و تولید غیرضرورى ما را به عرصه «از خود بیگانگى» پرتاب مى کند چرا که محو «کار» مى شویم. «بارکد»ها (barcode) جلوه نوین تکنولوژى هستند. این «رمزگان» را امروزه بر روى همه اشیا مى بینیم. به عبارتى تجلى استانداردیزه جهان موجود است. حتى در کشورى چون ایران دیگر کمتر اداره و موسسه اى را مى بینیم که براى «افراد» کارت هاى «بارکددار» تولید نکرده باشد. این گونه تولید تماماً به عرصه «افراد» به مثابه انسان کشیده شده است. از این پس «هویت» آدمى در چند «رمزگان و عدد و خط» خلاصه مى شود. از این جمله است «کد ملى». از این پس با تولد ما داراى یک کدرمز مى شویم و با مرگ ما کدرمز مورد امحا قرار مى گیرد. تمام کرامت و حرمت و مهمتر «رویا»هاى آدمى در این رمز فشرده مى شود. دیگر نه «تو» هستى و نه «دیگرى». تنها تولید «رمزگان» است. همچنانکه مارکس نظام سرمایه دارى را مسئول «ازخود بیگانگى» مى دانست، امروزه نیز نظام «بازار» مسئول ازخود بیگانگى انسان است. نظام بازار به رمزگان نیاز دارد. این داستان درباره «اعتبار» هم تکرار شده است. امروزه اکثر مردم داراى «کارت اعتبارى» هستند. اعتبار دیگر همچون «زمان مارکس نیست اکنون با رمزگان، اعتبار به دست مى آوریم.»مارکس اعتبار را به دو شیوه ممکن مى دانست: «پولدار به فقیرى اعتبار مى دهد که منضبط و کوشاست. این نوع اعتبار داراى وجه رمانتیک و احساساتى اقتصادى است... استثناست نه قاعده. اما حتى اگر استثنا هم باشد اما واجد این واقعیت است که زندگى، استعداد و کار فقیر از آن غنى است. او به مثابه ضامنى است که پول مرد غنى را بازمى گرداند. به عبارتى کل فعالیت اجتماعى مرد فقیر، تمام کار و فعالیت زندگیش، حیاتش به مثابه ضامن پرداخت سرمایه پولدار است همراه با سود معمولش. براى اعتباردهنده، مرگ فقیر، بدترین چیزى است که مى تواند رخ دهد. به این معنا که مرگ او، مرگ سرمایه و سودش است. باید در غیر اخلاقى بودن ارزشیابى انسان به شکل پول تامل کنیم چنانکه در نظام اعتبارى این گونه است...
۲- خود فرد مقروض، صاحب ابزار [سرمایه] باشد، از این رو اعتبار، تبادل را صادر مى کند. به عبارتى پول است که در شکل کامل ایده آل در مى آید، اعتبار، قضاوت و داورى اقتصادى است در اخلاق انسان. در نظام اعتبارى، انسان به مثابه واسطه تبادل، جایگزین کالا یا پول مى شود. هر چند که این کار نه به شکل انسان بلکه انسان به صورت تجسم سرمایه و سود درمى آید. پس اگرچه این نکته درست است که واسطه تبادل از شکل مادیش فراتر مى رود و به بشر بازمى گردد. اما این کار تنها به خاطر این صورت مى گیرد که بشر از خودش دور مى افتد و به شکل ماده و کالا تغییر پیدا مى کند. در نظام اعتبار پول به صورت بشر در نمى آید بلکه خود بشر است که به شکل پول تغییر ماهیت مى دهد یا به عبارتى پول، تجسم اوست. فردیت بشر، اخلاق بشرى هر دو جزیى از تجارت و کالایى مى شود که به صورت آن تجلى یافته اند. جوهر و ماده اى که روحش پول است، پول و اسکناس نیست بلکه وجود شخص من است، گوشت و خون من، ارزش و شأن اجتماعى من است. دیگر اعتبار به مثابه پول در پول واقعى ظاهر نمى شود بلکه در گوشت آدمى و روح آدمى تجلى مى یابد.»۱اکنون این اعتبار به عبارتى روح و رویاى آدمى به صورت «رمزگان» به صورت چند خط و عدد درآمده است. روح و گوشت و رویاى ما نه در پول که در این «رمزگان» تقلیل یافته است. از سوى دیگر وقتى دولت _ ملت تشکیل مى شود، وقتى «تن» حاکم (the body of king) مى گسترد باید انتظار دو خصیصه را داشته باشیم: «نظم» (Order) و نظارت «Control». «تن» منظور تن فیزیکى نیست. به عبارتى تنى داراى تاریخ و فرهنگ. مفهوم بدن در تفکر میشل فوکو با روابط قدرت گره خورده است. در واقع تن به عنوان ابژه دانش و هدفى براى اعمال قدرت و نظارت ظاهر مى شود. تن با روابط قدرت آمیخته مى شود تا مطیع کند.۲ نظم و نظارت نگاهدارنده «تن» حاکم است، حاکم نه صرفاً به معناى فرد آدمى بلکه منظور «اعمال قدرت» است. به قول دریدا ضمانت قانون و پاسدارى از حاکمیت و وحدت ملى در تن حاکم خلاصه مى شود. اما این «تن» نمى تواند فرد را نظم دهد و کنترل کند جز اینکه هویت او را با تولید یک رمز تقلیل دهد. چرا که تنها در این حالت است که فرد مى تواند «شناسایى» شود و براى او برنامه ریزى کرد. البته مى توان ادعا کرد که این کار ضرورت دارد زیرا جوامع پیچیده امروزه با این حجم جمعیتى چنین عملى را ضرورى مى کند. باز ساحت دوگانه و متناقض چنین امورى در اینجا مشهود است. ما دیگر درون «تن» حاکم افتاده ایم. گریزى از آن نیست. حالا این «تن» است که تولید مازاد و غیرضرورى مى کند. به زندگى ما سهولت مى بخشد، هویت ما را به «رمزگان» تقلیل مى دهد. «اعتبار» ما به چند کارت و «بارکد» فرو غلتیده است. «اعتبار» دیگر نه آنچنان که مارکس در زمان خود تبیین مى کرد، بلکه از «تن» حاکم به ما جارى مى شود. پس ما بیشتر از یک «بارکد» نیستیم. اکنون من، «امیر هوشنگ افتخارى راد» داراى یک کارت شده ام که بر آن چند «خط و عدد» (۰۳۰۶۰۵-۰۰) هویت من را مشخص مى کند، و از طریق آن «حقوق » ام تعیین مى شود، کنترل مى شوم. این هویت از تن «کارفرماى» من به من جارى مى شود. او «نظم و نظارت» را به من ارزانى کرده است تا من به سهولت زندگى کنم. باید شاکر او باشم! اما... هویت من این «بارکد» نیست. این ارزانى آن «تن».
پى نوشت ها:
۱- Marx, Karl. Early Writings, Vintuge books, 1974, Trans, Rodney Livingstone and gregor Benton, 263, 264
۲- Smart, Barry. زMichel Foucaultس Routledge, 1988, P. 75-76.

تاریخ انتشار در سایت: ۱۳ دی ۱۳۸۳
منبع: / روزنامه / شرق ۱۳۸۳/۱۰/۱۳
نقش ها
عناوین
رسته: 0