روزمرگی ، اگزیستانس اصیل و اگزیستانس غیر اصیل (هایدگر)
به عقیده ی هیدگر ما زمانی دارای «اگزیستانس اصیل » هستیم که امکانات خود را بشناسیم و به این امر واقف باشیم که «مرگ » امکان نهایی انسان است. اصیل بودن یعنی شناختن دازاین در کلیت خود.
اگر بخواهیم «دازاین » را در کلیتش بشناسیم ناچاریم به مرگ آگاهی » برسیم. هیدگر اصیل بودن را به عنوان یک راه زندگی فرض می کند که در مرحله عالی تری از «روزمرگی » (9) قرار دارد. برای هیدگر (وهمه متفکران اگزیستانس) غرق شدن در زندگی روزمره یعنی غیر اصیل بودن. کسی که در زندگی روزمره غوطه ور است طرح ندارد، از حقیقت بیگانه است، امکانات اصیل خود را گم کرده است، از خودش بیرون نمی رود و به روی جهان باز و گشوده نیست. یعنی در اصل از آزادی و اختیار حقیقی بی بهره است. وقتی انسان حضور خود را در جهان با تصمیم ها و نگرشهای خود متجلی نساخته است، وجودی غیر اصیل دارد. غرق شدن در زندگی روزمره، برای هیدگر، نوعی شانه خالی کردن و فرار از مسئولیت است; زیرا ما هر موقع، موقعیت خود را درک کنیم آنگاه باید طرحهایی را در جهان افکنیم و با اختیار و آزادی که داریم از وضعیت موجود فراتر برویم و در قبال خود و طرحهایمان مسؤول و متعهد شویم. اما با غرق شدن در «روزمرگی » از این مسؤولیتها شانه خانه می کنیم.
«اگزیستانس غیر حقیقی داشتن یعنی مقام غفلت و بی همزبان بودن و گمگشتگی در غوغای جمعیت، اما آن که اگزیستانس حقیقی دارد، ابتدا با وجود همزبان است و با این همزبانی با دیگران همزبان می شود» . (10)
باید به این نکته توجه داشته باشیم که اصیل بودن در فلسفه هیدگر به این معنا نیست که ما باید از جهان ببریم، اصلا چنین امری برای «دازاین » امکانپذیر نیست زیرا «در جهان بودن » (11) یکی از ویژگی های اساسی «دازاین » می باشد.
منبع
http://www.hawzah.net/fa/article/articleview/81633?ParentID=81040