بریکولاژ
به معنای هبدایجی، یعنی تبدیل یک امر عادی به یک امر سیاسی از طریق انتقال عناصری از یک زمینه به زمینه دیگر و دادن معنای جدید به آن عنصر. این بریکولاژ در کتاب هبدایج با نامِ «خردهفرهنگ؛ معنای سبک» (۱۹۷۹) رویکردی مدرن و سیاسی است. اما چهلتکهسازیای که امروز در کشوری چون ایران و دیگر کشورهای جهان سوم در حال اتفاق افتادن است، با این دیدگاه هبدایجی قابل توضیح نیست.
این چهلتکهسازی ممکن است که گاهی مدرن باشد، ولی در بیشتر اوقات یک بریکولاژ فرامدرن است؛ یعنی لزوما با انگیزههای سیاسی انجام نمیشود، بلکه با اهداف فایدهگرایانه (utilitarian) صورت میگیرد؛ به عبارت دیگر افراد برای تثبیت هویت در زندگی خودشان یا جذب توجه دیگران و... سراغ فعالیتهای خردهفرهنگی میروند. در ایران رفتارهای خردهفرهنگی، محلی برای چانهزنی بر سر هویت شخصی و اجتماعی است.
در واژه نامه ویکی دیکشنری ذیل مفهوم بریکولاژ آمده است :
"در مطالعات فرهنگی، بریکولاژ به معنی فرآیندی است که به وسیله ی آن مردم با جذب سوژه هایی از میان طبقات مختلف اجتماعی، هویت های جدید فرهنگی خلق می کنند."
نخستین بار واژه ی بریکولاژ توسط ”زیمل“ در جامعه شناسی به کار رفت. به معنای کنش گران اجتماعی که از اجتماعات مختلف محلی، قومی، ملی و فراملی چیزهایی را گزینش می کنند و هویت آنان تصویری رنگارنگ از این قطعات انتخاب شده است. ”هانوز“ انسان شناس فرانسوی : تاکید می کند که در شهرهای دارای پیشینه ی استعماری عناصر شهری پیرامون و مرکز در هم می آمیزند و نوعی بریکولاژ فرهنگی روی می دهد.
نظریه پردازان جدید : کنش گران به ویژه در جوامع معاصر یک هویت یکپارچه که برگرفته از یک اجتماع، قومیت یا ملیت باشد ندارند. بلکه آنان می کوشند همچون بریکولورها آنچه را می پسندند از اجتماعات مختلف و قومیت ها و ملیت های مختلف جمع کنند و در درون خود، ترکیبی خاص از آنها به وجود آورند
دریدا و لوی استراوس این روش را بریکولاژ[۱۳] و کسی که این کار را میکند bricoleur[14] (بریکولر) مینامند. بریکولر کسی است که به ثبات یا خلوص[۱۵] نظامی که از آن استفاده میکند اهمیت نمی دهد، بلکه از امکانات موجود برای انجام کار خاصی استفاده میکند. برای مثال ممکن است بخواهم درباره یک نظام باوری صحبت کنم و از مفهوم خدا استفاده میکنم زیرا مثال خوبی از چیزی است که بسیاری از مردم به آن اعتقاد دارند؛ من فرض نمیگیرم که «خدا» به وجودی واقعی، یا حتی به نظامی منسجمی از باورها اشاره دارد که مفهوم خدا را در مرکز قرار داده و سپس رمزگان[۱۶] ثابتی برای تأویل یا رفتار ارائه می دهد.
تینکرتوی[۱۷]ها را در نظر بگیرید. حتی اگر یک مجموعه کامل را در اختیار نداشته باشم، یا بعضی قطعات شکسته باشند و دیگر با هم جور نشوند کل مجموعه را دور نمی اندازم تا سری جدیدی بخرم؛ بلکه همچنان با آنها بازی می کنم و برای ساختن چیزی که می خواهم حتی از قطعات و چیزهایی که متعلق به مجموعه اصلی نیستند (مانند لگو، یا حروف الفبا یا قوطی کنسرو) هم استفاده میکنم: این یعنی بریکولاژ.
در بریکولاژ انسجام واژگان یا ایدههایی که استفاده میشود مهم نیست. برای مثال اگر درباره رشک قضیب[۱۸] یا عقده ادیپ صحبت کنید اما چیزی از روانکاوی ندانید بریکولار محسوب می شوید؛ بدون پذیرفتن نظامی از تفکرات که این انگارهها و عبارات را تولید میکند ـ یعنی پذیرفتن اینکه روانکاوی فروید معتبر و درست است ـ از این عبارات استفاده کردهاید. در حقیقت تا زمانی که عبارات و انگارهها به دردتان بخورد، اصلاً برایتان مهم نیست روانکاوی درست و حقیقی باشد یا نباشد (چرا که قلباً به حقیقت به مثابه امر مطلق اعتقاد ندارید ).
منابع:http://auclass.blogfa.com/post-17.aspx
http://myriaam.com/tag/bricolage/
http://cyber-amini.blogfa.com/post/6