منبع اینترنتی این پست:http://deltangeto57.blogfa.com/post/11

ابوالحسن علی بن احمد بن جعفر بن سلمان خرقانی درسال ۳۵۲ 

قمری در روستای خرقان از روستاهای بسطام به دنیا آمده و در سال 

۴۲۵در همان جا وفات یافت.

ایشان جزء بزرگترین عرفای ایرانی بوده و بنا به گفته استاد شفیعی

کدکنی «آنچه از او اهمیت دارد زندگی روحانی و تجارب قدسی اوست

که در ادبیات عرفانی جهان می درخشد و همتا ندارد.»۱

درباره درجه و عرفان او و تاثیر آن بر عرفا بسیار نقل شده است،از جمله

در تذکرة الاولیا آمده است:

«نقل است که شیخ بایزید هرسال یک نوبت به زیارت دهستان شدی به

سر ریگ،که آن جا قبور شهداست.چون بر خرقان گذر کردی باستادی۲ و

نفس برکشیدی.مریدان از وی سوال کردند که شیخا ما هیچ بوی نمی

 شنویم گفت:آری،که ازین دیه دزدان بوی مردی می شنوم.مردی بود

نام او علی و کنیت او ابوالحسن،به سه درجه از من پیش بود؟:بار عیال

کشد و کشت کند و درخت نشاند.»۳

نقل است که همسر خرقانی بسیار بدخو بود و این نکته را بایزید نیز در

حکایت فوق بدان اشاره کرده است.

در مورد کرامات ابواحسن خرقانی نیز بسیار حکایت آمده از جمله اینکه

شیر را بارکش خویش می کرده ویا مار را تازیانه خود قرار می داده اما

دکتر شفیعی کدکنی از حالات روحی و درونی او سخن می گوید:

«چون به گرد عرش رسیدم صف صف ملائکه پیش باز می آمدند و

مباهات می کردند که "ما کروبیانیم و ما روحانیانیم و ما معصومانیم."من

گفتم:"ما هوالله نیاییم"۴.ایشان خجل گشتند.

یا:

وگفت:خداوند مرا قدمی داد که به یک قدم از عرش به ثری شدم و از ثری

به عرش بازآمدم.پس بدانستم که هیچ جای نرفته ام.خداوند ندا کرد:که"

بنده من،آن کس که قدم او چنین بود او کجا رسیده بود؟"من نیز گفتم:"

درازا سفرا که ماییم و کوتاها سفرا که ماییم.چندانک می رویم نه منزل

پیداست،نه پایان"».

۱.نوشته بر دریا از میراث عرفانی(ابوالحسن خرقانی)،محمدرضا شفیعی کدکنی

۲.باستادی:بایستادی،ایستاد

۳.تذکرة الاوالیا،فریدالدین عطار نیشابوری،به تصحیح رینولد.ا.نیکلسون

۴.ما هواللهیانیم

۵.نوشته بر دریا.....اثر محمدرضا شفیعی کدکنی