این مطلب گزیدئه هایی از مقاله " شوپنهاور؛ فيلسوف اراده و بازنمود " است.

منبع اینترنتی:http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2337740
نويسنده: امير محمد پورنصير

آرتور شوپنهاور عقايد فلسفي خود را در كتاب «جهان اراده و بازنمود» (‏the world as will and idea‏) بيان نموده است. اين كتاب با بحث انتزاعي در باب نسبت ما با با جهاني كه تجربه اش مي كنيم، جهان آن گونه كه آن را به خود باز مي نماييم آغاز مي شود. وي كتاب خود را با اين سطر آغاز مي كند: «جهان بازنمود من است.»‏
    
او عقيده داشت كه حقيقت جهان، «خواست و اراده» (‏will‏) است. جنبه ادراكي انسان يعني حس و عقل كه منشا علم است، ذاتي و حقيقي نيست، بلكه عرضي است. ‏
    
آنچه كه ديگران به نام قوه و نيرو ناميده اند و حقيقت جهان و موجودات را با آن تفسير كرده اند، چيزي جز اراده نيست. از جمادات گرفته تا نباتات و انسان همه در حقيقت چيزي جز اراده نيست. اراده همان «شيء في ذاته» است. اراده، حقيقت و نهاد اشياء را تشكيل مي دهد. اراده علت همه اشياست و حتي حقيقت خود عليت نيز اراده است.
    
    بنابراين از نظر شوپنهاور حقيقت هر چيز اراده است. زندگي نيز نمي تواند چيزي جز خواست و اراده باشد. اما اين خواست و اراده چيزي جز شر نيست، زيرا كه ميل و خواست حد و مرزي نداشته و هيچ گاه پايان نمي پذيرد. هر گاه آرزويي برآورده شود، آرزويي ديگر آدمي را به سوي خود مي كشاند.

    
شوپنهاور معتقد است كه آنچه موجب درد و رنج انسان مي شود شدت اراده اوست، انسان هاي كم اراده يا فاقد اراده نسبت به افراد پراراده رنج كمتري دارند.

وي راه حلي را براي تمام شدن اين بدبختي ها مي داند. همان گونه منشا مشكلات اراده فرد است، راه حل اين سختي ها در «بيخودي» بودن است. بايد خود را از خويشتن خويش رها كرد، بايد نسبت به مسائل و اتفاقات، لذت ها و رنج هاي دنيا بي تفاوت بود.

    
 بي خودي نيز دو جنبه دارد: يكي موقت و جزئي، ديگري دائمي و كلي. بي خودي جزئي آن است كه آدمي خويشتن را در مظاهر زيبايي و  لذت هاي واقعي متعلق به جهان مُثُل و صور غرق سازد تا از جنبه فردي و تكثر دور شده و از خود تا حد بي خودي گم شود.

بي خودي دائمي آن است كه فرد دريابد كه منشا بدبختي ها و رنج ها اراده هاي فردي كه ريشه در خودخواهي هاي انساني دارد كه بايد به انكار آنها پرداخت. سرانجام انكار نفس و خودخواهي ها و خواست هاي فردي، وصل به «نيرواناست» كه در آن مقام، آدمي به ترك دنيا و لذايذ نفساني پرداخته و احساس آرامش و سكون مي كند.‏
   
    منابع:‏
    
    فلسفه آفرينش، دكتر عبدالله نصري، قم: دفتر نشر معارف، 1382
    
    آثار كلاسيك فلسفه، مترجم مسعود عليا، تهران: ققنوس، 1382
    
    تاريخ فلسفه غرب، برتراند راسل، ترجمه نجف دريابندري، چاپ سوم، 1353‏
 
    
 روزنامه رسالت، شماره 7337 به تاريخ 23/5/90، صفحه 18 (انديشه)