گزیده از کتاب روانشناسی رنج، نوشته آرتور آنو درباره معنای زندگی از دیدگاه انسان طبیعی و غیر طبیعی 

آرتور آنو در فصل در راه طبیعی شدن در کتاب روانشناسی رنج انسان طبیعی را در مقابل انسان غیر طبیعی (روان رنجور) مورد بحث قرار می دهد. از دیدگاه آنو طبیعی بودن هیچ ربطی به هنجارهای آماری، میانگین ها، موازنه های تطبیق اجتماعی، توافق و یا عدم توافق با موازین اجتماعی ندارد. او بحث می کند که انسان واقعی خودش است و موجودی خالی از مکانیزم های دفاعی و تنش.

به گفته او انسان طبیعی در پی یافتن معنای زندگی نیست چون معنای زندگی از احساس سرچشمه می گیرد. هر قدر انسان زندگی اش را احساس کند، به همان نسبت زندگی اش معنا می یابد. او نیازی به کاوش های فیلسوفانه وسیع، سفرهای عجیب و غریب برای ملاقات با عارفان و جستجوی معنای زندگی در کتاب ها و سمینارهای آخر هفته برای یادگرفتن روش بهتر زندگی کردن، شاد بودن ندارد چراکه می داند فقط زنده است و زندگی می کند نه چیز بیشتر. معنایی که فقط به اندازه یک نفس عمیق با انسان فاصله دارد.

انسان طبیعی از ارضا شدن نیازهایش احساس رضایت می کند ولی انسان غیر طبیعی به علت ارضا نشدن نیازهایش همواره احساس نارضایتی می کند. انسان روان رنجور ناگزیر از جستجو است، چون معنای واقعی زندگی او رنج است و او باید از آن اجتناب کند. بنابراین خود جستجو تبدیل به معنا می شود. این در حالیست که انسان طبیعی کشف ساده ای کرده است، و آن کشف این است: معنای زندگی چیزی قابل کشف و شناخت نیست، بلکه تنها باید آن را احساس کرد. روان رنجور عاجز از احساس واقعی زندگی اش، غالبا مجبور است در ذهن خود چیزی ماورای زندگی یا زندگی بعد از مرگ اختراع کندـ جایی وجود که در آن زندگی حقیقی در جریان است. او مجبور است تصور کند معنای واقعی و هدف غایی زندگی در جایی دیگر قرار گرفته. او ممکن است فکر کند متفکران می توانند آن معنا را برای او بیابند، در صورتی که تنها کسی که می تواند این کار را بکند فقط خود اوست.

منبع: کتاب روانشناسی رنج، نوشته آرتور آنو، ترجمه زهرا ادهمی، نشر دایره سال ۱۳۸۹،  فصل در راه طبیعی شدن، صفحات ۲۱۴،  ۲۳۷،۲۳۶،۲۳۵

منبع اینترنتی این پست