ماهیت Ethics یا فلسفه اخلاق
ماهیت Ethics یا فلسفه اخلاق :
Ethics ، فلسفه اخلاق یا تفکر فلسفی درباره اخلاق، مسائل
اخلاقی، و احکام اخلاقی است.
سه تفکری که به نوعی با اخلاق رابطه دارند:
1. نوعی تحقیق تجربی، توصیفی، تاریخی یا علمی، وجود دارد؛ مانند کاری که انسانشناسان، تاریخدانان، روانشناسان و جامعهشناسان میکنند. در این جا هدف این است که پدیده اخلاقی توصیف یا تبیین شود ... .
2. نحوهای تفکر هنجاری وجود دارد، از آن نوع که سقراط در کرایتون انجام داد، یا هر کسی که میپرسد چه چیزی درست، خوب، یا وظیفه است، انجام میدهد. مانند: « من نباید تلاش کنم تا از زندان بگریزم » « معرفت خوب است » و دلائلی بر این حکم اقامه شود، یا آمادگی ارائه دلیل وجود داشته باشد ... .
3. همچنین نوعی تفکر «تحلیل»، «انتقادی»، یا «فرا اخلاقی» وجود دارد. اخلاق تحلیلی مشتمل بر تحقیقات و نظریات تجربی یا تاریخی نیست؛ همچنین پرداختن یا دفاع از هیچ حکم هنجاری یا ارزشی نیست. این اخلاق در پی این نیست که به سؤالات خاص و عام درباره آنچه خوب، درست، یا الزامی است پاسخ دهد؛ بلکه سؤالات منطقی، معرفتشناختی یا معناشناختی را مطرح میکند ... مانند معنا یا کاربرد تعبیرات « درست » یا « خوب » (اخلاقاً ) چیست؟.
بسیاری از فیلسوفان اخلاق متأخر، Ethics یا فلسفه اخلاق را به تفکر نوع سوم محدود کردهاند. تعابیر "اخلاقی" و " Ethicsal" غالباً معادل با “درست” یا “خوب” و مقابل “ضد اخلاق” وun-ethicsal به کار میرود. در اینجا Ethicsal یا “اخلاقی” به معنای “اخلاقاً درست” یا “اخلاقاً خوب” نیست؛ بلکه به معنای “متعلق به اخلاق” و مقابل “غیر اخلاقی” یا non- Ethicsal است، نه مقابل “ضد اخلاق” یا un-ethicsal .
منبع اینترنتی این پست:http://appliedethics.blogfa.com/post-1.aspx
سه تفکری که به نوعی با اخلاق رابطه دارند:
1. نوعی تحقیق تجربی، توصیفی، تاریخی یا علمی، وجود دارد؛ مانند کاری که انسانشناسان، تاریخدانان، روانشناسان و جامعهشناسان میکنند. در این جا هدف این است که پدیده اخلاقی توصیف یا تبیین شود ... .
2. نحوهای تفکر هنجاری وجود دارد، از آن نوع که سقراط در کرایتون انجام داد، یا هر کسی که میپرسد چه چیزی درست، خوب، یا وظیفه است، انجام میدهد. مانند: « من نباید تلاش کنم تا از زندان بگریزم » « معرفت خوب است » و دلائلی بر این حکم اقامه شود، یا آمادگی ارائه دلیل وجود داشته باشد ... .
3. همچنین نوعی تفکر «تحلیل»، «انتقادی»، یا «فرا اخلاقی» وجود دارد. اخلاق تحلیلی مشتمل بر تحقیقات و نظریات تجربی یا تاریخی نیست؛ همچنین پرداختن یا دفاع از هیچ حکم هنجاری یا ارزشی نیست. این اخلاق در پی این نیست که به سؤالات خاص و عام درباره آنچه خوب، درست، یا الزامی است پاسخ دهد؛ بلکه سؤالات منطقی، معرفتشناختی یا معناشناختی را مطرح میکند ... مانند معنا یا کاربرد تعبیرات « درست » یا « خوب » (اخلاقاً ) چیست؟.
بسیاری از فیلسوفان اخلاق متأخر، Ethics یا فلسفه اخلاق را به تفکر نوع سوم محدود کردهاند. تعابیر "اخلاقی" و " Ethicsal" غالباً معادل با “درست” یا “خوب” و مقابل “ضد اخلاق” وun-ethicsal به کار میرود. در اینجا Ethicsal یا “اخلاقی” به معنای “اخلاقاً درست” یا “اخلاقاً خوب” نیست؛ بلکه به معنای “متعلق به اخلاق” و مقابل “غیر اخلاقی” یا non- Ethicsal است، نه مقابل “ضد اخلاق” یا un-ethicsal .
منبع اینترنتی این پست:http://appliedethics.blogfa.com/post-1.aspx
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 20:11 توسط ابوصدرا
|