این حوزه از دانش، حوزه‌ای میان رشته‌ای است که مرتبط با منابع تجربی علوم انسانی از یک سو و منابع مفهومی اخلاق فلسفی از سوی دیگر است.متفکران و اندیشمندان حوزه‌های فلسفه و روانشناسی از رهگذر مطالعات میان رشته‌ای به بررسی این حوزه معرفتی پرداخته و این حوزه را به مثابه حوزه‌ای که مرتبط با سایرعلوم است مورد توجه قرار داده‌اند.مطالعه روانشناسی اخلاقی به طور همزمان در دوشاخه از دانش مورد پیگیری قرارمی‌گیرد. در هر کدام از این شاخه‌ها با روشها و متدولوژی‌های متفاوت روانشناسیاخلاق مورد بررسی قرار می‌گیرند.
روانشناسی اخلاقی شاخه‌ای از دانش است که به موضوعات مرتبط با ذات انسان، غرایزو رفتار توجه دارد. این شاخه به بررسی عوامل اصلی و تأثیرگذار بر قضاوتهای اخلاقی می‌پردازد.
از سوی دیگر روانشناسی اخلاق به بررسی عوامل اصلی و تأثیرگذار بر رفتار انسانیمی‌پردازد. از رهگذر این مطالعه است که می‌توان دریافت چگونه دست اندرکاران آموزشیو سیاستگذاران می‌توانند به مطالعه آموزش و پرورش و نهادینه ساختن رفتار خوب و یابد بپردازند.
این مطالعه به مسئولان آموزشی این امکان را می‌دهد که چگونگی نهادینه کردنرفتارهای خوب و کاستن از ناهنجاری‌ها را دریابند.
از منظر فلسفی این نکته قابل توجه است که چگونه جستجو و تفحص در روانشناسیاخلاقی می‌تواند به قضاوت از میان نظریه‌های اخلاقی رقیب کمک کند.
بررسی و ارزیابی یک طرف قضیه است و قضاوت طرف و سوی دیگر مسأله است. موضوعاتیچون عدالت، انصاف و زندگی خوب از جمله مسائلی هستند که علاوه بر بررسی، مستلزمارائه نوعی قضاوت اخلاقی نیز هستند.
در واقع چنین مسائلی در اخلاق فلسفی مورد بررسی قرار می‌گیرند و محور این دانشبه شمار می‌روند.
روانشناسی اخلاق در حوزه فلسفه و در دانشکده‌های فلسفی مورد بررسی قرار گرفته واین مطالعات از جنبه نظری و تئوریک حائز اهمیت هستند. ادعاهای تجربی مهم وبرجسته‌ای در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته اند. برای نمونه در مورد ساختارشخصیت و ماهیت ادله اخلاقی مباحث جدی و مهمی صورت گرفته است.
به رغم این تلاشها این حوزه معرفتی چندان به طور نظام‌مند و از منظری تجربی موردموشکافی و مداقه قرار نگرفته است. از سوی دیگر روانشناسان نیز با ابزاری فلسفی بهاین حوزه نپرداخته‌اند.
خبر گزاری مهر
منبع اینترنتی:http://psychology.harferooz.com/thread2290.html