کار از نظر هگل
کار برای انسان مدرن جنبهء هویت بخشی به خود گرفته است. کار، علاوه بر رفع نیازهای مادی، جنبه هایی از روان انسان را نیز ارضاء می کند و موجبات رضایت خاطر انسان را از «خویشتن خویش» فراهم می کند. در دوران مدرن انسانی که نمی تواند کار کند از نظر روانی نوعی احساس خلاء و گم گشتگی می کند. خروج از این گم گشتگی، به وسیلهء کار، می تواند همان باشد که Hegel از آن به خودآگاهی تعبیر می کند.
از نظر Hegel شاخصهء اصلی هستی انسان را کار تشکیل می دهد. کار ابزاریست که انسان به وسیلهء آن جهان پیرامون خود را تغییر می دهد. همچنین انسان به توسط کاری که انجام می دهد به شناخت جهان می پردازد و به فهم جهان نائل می شود، و در این راستا به خودآگاهی می رسد. از این رو در دکترین هگل کار به عنوان فعالیت رهایی بخش مطرح می شود؛ چندانکه انسان خویشتن خویش را در حین کار باز می یابد.
...