روانشناسی رفتارگرایی
رفتارگرایی در طول دهه 1950، مکتب فکری مسلّط بود. رفتارگرایی که بر پایه کارهای متفکرانی چون جان واتسون، ایوان پاولوف و اسکینر قرار دارد، کلیه رفتارهای انسان را توسط علل و عوامل محیطی، به جای نیروها و عوامل درونی، قابل توضیح و تشریح میداند. رفتارگرایی بر رفتار مشاهدهپذیر تمرکز دارد. نظریههای یادگیری از جمله شرطیشدن کلاسیک و شرطیسازی عامل، مورد پژوهشهای گستردهای قرار گرفتهاند.
طرفداران این مکتب معتقدندکه فرد صرفا در برابر محیط واکنش نشان می دهد و فقط با آن بخش از رفتار سر وکار دارند که قابل مشاهده و اندازه گیری باشد و به فرایندهای ذهنی و درونی فرد اعتنایی ندارند و به جای سعی در حل تضادهای درونی فرد سعی در تغییر و اصلاح رفتارو عادات فرددارند .این مکتب نیز جبرگراست و بر شرطی کردن,رابطه محرک-پاسخ(S-R),تنبیه و تقویت استوار است.....