پست مدرنیسم
منبع اینترنتی:mehransar.blogdoon.com/post-7.aspx
مقدمه :
سی رایت میلز خصیصه "حساسیت تاریخی را برای متفکراجتماعی ضروری میداند و درک تاریخی از دوران معاصر و توجه به ویژگیهای خاص هر عصر را لازمه تحلیل درست می داند.و فوکو نیز بارها طرح اساسی خود را نوشتن "تاریخ زمان حال " عنوان کرده است. آیا ما در پژوهش هایمان توجه به ویژگیهای عصر خود داریم .در عصری که به گفته کاستلز رسانه ها در پس زمینه زندگی ما قرار دارد . و فرزندان ما زندگی و روابط اجتماعی را هم زمان به صورت مجازی و واقعی تجربه میکنند. ارزشهای آنها چگونه شکل میگیرد. اگر نظریه های پست مدرن با اقبال روبرو شده است شاید به خاطر این باشد که بیانی از ویژگیهای دورانی باشد که ما در آن زندگی میکنیم. تجربه زندگی با پس زمینه رسانه ها و شبیه سازیها شخصیت را نیز دگرگون میکند.
الوین تافلر در این مورد میگوید: تمدن موج دوم تنها تکنولوژی و طبیعت و فرهنگ را دگرگون نساخت . این تمدن شخصیت را دگرگون ساخت و یک منش اجتماعی جدید ایجاد کرد. مرد صنعتی با همه نیاکانش فرق داشت……. او بیشتر زندگی خود را در محیطی به سبک کارخانه و درتماس با ماشین آلات و سازمانهایی گذرانده بود … او در یک خانواده هسته ای پرورش یافته و به مدرسه ای سبک کارخانه رفته است…… سوت کارخانه را جایگزین آوای خروس و صدای گوشخراش ترمز چرخها راجایگزین جیرجیر , جیرجیرکها کرد.. " در" فضای فرا قع" و در عصری که بانکهای اطلاعاتی به منزله" طبیعت برای انسان " است و پیشرفت فنآوریهای جدید در زمینه ارتباطات و رسانه ها و در پی آن تغییر مفاهیم مکان و زمان که ماهیت روابط اجتماعی و ارزشها را تغییر داده است , این حساسیت تاریخی را از طرف ما می طلبد که از خود بپرسیم انسان پساصنعتی چه شخصیتی خواهد داشت . اعتقاد من بر این است که نظریه پردازان پسا مدرن می توانند به ما در یافتن جواب کمک کنند.
طرح مسئله
جامعه ما به سوی مدرن شدن گام بر می دارد ولی به دلیل وجود رسانه ها همزمان ما جلوه هایی از پست مدرن را درفرهنگ خود می بینیم ,مانند ظهور مصرف گرایی بعنوان ارزش نشانه ای . برای برنامه ریزی درمورد آینده باید به پست مدرنیسم و جلوه هایش در فرهنگ خود توجه داشته باشیم. و این امر بدون پشتوانه نظریه های جامعه شناسی کاری غیر علمی خواهد بود ..... ما در این مقاله با بررسی نظریه دو نظریه پردازمعاصر در این راستا حرکت کرده ایم.
پیش درآمد
با تعریفی از سه مفهوم پست مدرنیته , پست مدرنیسم و نظریه اجتماعی پست مدرن برای روشن شدن محدوده مفهومی آنها شروع می کنیم . "پست مدرنیته به دوره ای تاریخی اطلاق می شود که به دنبال عصر نوین یا مدرنیته فرا میرسد. در حالیکه پست مدرنیسم به محصولات فرهنگی در هنر, سینما , معماری و نظایر آن اطلاق می شود که با فرآورده های فرهنگی نوین تفاوت دارند. ونظریه اجتماعی پست مدرن به شیوه تفکری راجع است که با نظریه اجتماعی نوین تفاوت دارد." [1]
پست مدرنیسم
پست مدرنیسم در عرصه اجتماعی به معنای بی ثبات شدن معانی پذیرفته شده و تلاش برای تثبیت واقعیات جدید در جامعه پیشرفته صنعتی است.
به نظر لش "پست مدرنیسم نه نوعی وضعیت است و نه در مقام جزئی از پسا صنعتگرایی .....بلکه محدود به قلمرو فرهنگی میشود."[2] ولی ما با اعتقاد به اینکه نظریه های پست مدرن بازتابی از شرایط و اوضاع و احوال اجتماعی وتاریخی پست مدرنیته است. به اختصار به ویژگیهای جامعه پساصنعتی می پردازیم.
پست مدرنیته
کشورهای صنعتی پیشرفته از پایان جنگ جهانی دوم به بعد تحولات بنیادین و اساسی را تجربه کرده اند. این تغییر و تحولات شامل توسعه و گسترش تکنولوژیک و تشکیلاتی همراه با رشد اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم ,گسترش دولت رفاه است همراه با مسئله جهانی شدن که بر تمامی عرصه ها تاثیرگذار بوده است. در این میان یک سری اصطلاحات و مفاهیم برای تعیین ویژگیها و مشخصات جوامع صنعتی پیشرفته بوجود آمد از جمله : عصر تکنولوژیک[3] , جامعه طبقاتی خدماتی[4], جامعه خدماتی شخصی[5], جامعه مابعد کمیابی [6], جامعه مابعد اقتصادی[7], جامعه دانش[8]و جامعه پست مدرن[9] , جامعه اساسا ٌ مدرن[10] و جامعه پسا صنعتی[11] که مهمترین آنها از این قرار است :
· جامعه پسا صنعتی دانیل بل
· چامعه اساساً مدرن گیدنز[12]
· جامعه پست مدرن
که به طور خلاصه به آنها می پردازیم:
جامعه پسا صنعتی
مفهوم جامعه پساصنعتی بیانگر تحولات و دگرگونیهای عظیم در برخی از ویژگیهای اساسی جامعه صنعتی است و توسط بل (بل , 1973,1989) مطرح شده است و مبتنی بر دو وجه است.
· مرکزیت دانش نظری قانونمند و تدوین شده
گسترش بخش خدمات به ویژه خدمات شغلی , حرفه ای و انسانی
مرکزیت دانش نظری مهم ترین وجه یا اصل محوری جامعه پساصنعتی تلقی میشود.
جامعه اساساً مدرن
گیدنز در خصوص نظرات پست مدرن که بیانگر یک گسست با جامعه مدرن است تردید دارد. (گیدنز ,1990) گیدنز جوامع اساساً مدرن را بسط و گسترش منطقی سه ویژگی اصلی مدرنیته می داند که عبارتند:
"ویژگی نخست نوعی افزایش در پیچیدگی است . ویژگی دوم جدایی و تفکیک بخش اعظم آنچه که انسان ها به عنوان واقعیت اجتماعی تجربه می کنند از موارد عینی زمان و فضا ....هر چقدر جوامع مدرن تر می شوند انسانها نیز بیش از پیش دنیا را از طریق مقولات انتزاعی یا آشکار نظیر پول تخصص وعلم تجربه می کنند.
انعطاف پذیری ( بازاندیشی ) ویژگی سوم است که اقدامات مورد استفاده برای درک واقعیت اجتماعی به صورت بخشی از واقعیت در می آیند و از اینرو به شکل گرفتن حال و آینده کمک میکنند."[13]
جامعه پست مدرن
نظریه های پست مدرن جامعه پست مدرن را جامعه ای به لحاظ فنی پیچیده و با سرعت زیاد می دانند که از امکان دسترسی به منابع وسیع اطلاعات عظیم برخوردار است و شیفته و مسحور کالاهای مصرفی و تصاویر رسانه ای است .[14] صنعتی شدن شدید, رشد اقتصادی و تمکن مالی فراهم آورده که مصر ف گرایی را رشد داد ه است . جنکینز عصر پست مدرن را عصر انتخابهای بیشمار و فزاینده می داند. عصری که هیچگونه جریان ارتدکسی را نمی توان بدون خودآگاهی و طنز پذیرفت زیرا سنت ها برای خود واجد ارزش و اعتبارند. و این امر تا حدودی نتیجه چیزی است که انفجار اطلاعات , ظهور دانش سازمان یافته , ارتباطات جهانی و سیبرنتیک خوانده می شود.[15] " دیوید هاروی پست مدرنیته را به مثابه موقعیت یا وضعیتی توصیف میکند که دنیا در پی فروپاشی و سقوط پروژه روشنگری خود را در این وضعیت جدید مییابد"[16]. و لیوتار عصر پست مدرن را مرگ فراروایتها می داند
[1] ریتزر ص 702
[2] لش ص 19
[3] Brzezinski,1970
[4] Dahrendorf, 1967
[5] Halmos,1970
[6] Bookchin,1971
[7] Kahn&Winener ,1967
[8] Drucker,1969
[9] Etzioni,1968
[10]Giddens, 1990
[11]Touranic,1971; Richta et al.1962; Bell,1973,1989
[12] - اگوستین برانیکان و رابرت فیلا ص 351
[13] - اگوستین برانیکان و رابرت فیلا ص 364
[14] گوستین برانیکان و رابرت فیلا ص360
[15] جنکیز ص98
[16] والتر تروت اندرسون 81