هر چند درمان انسان گرا دارای انواع گوناگونی است با این حال همگی بر گرایش طبیعی فرد به رشد و خودشکوفایی تاکید دارند و اختلالهای روان شناختی را برخاسته از اختلال در فرایند دستیابی به توانمندی های بالقوه شخص ، بر اثر شرایط یا دخالت کسانی (پدر و مادر، معلم ، خواهر یا برادر) می دانند ،که سعی دارند رشد شخص را به زمینه هایی که خودشان می پسندند هدایت کنند. دراین شرایط است که شخص خواسته های حقیقی خود را انکار میکند .

درمانگرهای انسان گرا سعی دارند مردم را یاری کنند تا با من واقعی خویش مواجه شوند و در مورد زندگی و رفتار خویش به جای آنکه بگذارند رویدایهای بیرونی همه چیز را رقم بزند ، خودشان دست به کار آنتخابهای سنجیده شوند. هدف این درمان یاری رساندن به افراد برای دستیابی هرچه بیشتر به استعداد های خودشان است.

این درمانگران نیز مانند روان کاوان که می کوشند مردم انگیزه ها و هیجانهای خود رابیشتر بشناسند اما تاکید انها بیشتر بروضع کنونی شخص است تا گذشته وی .

درمانگر انسانگرا شخص را تفسیر نمی‌کنند در پی تغییر آن نیست . هدف درمانگرا ی انسانگرا این است که برای شخص کشف اندیشه ها و هیجانهایش را تسهیل کنند و برای دستیابی به راه حلهای خود به او کمک کنند.

شیوه های درمانی درمانجو مدار یا مراجع محور براین مفروضه استوار است که درمانجو خود بهترین متخصص احوال خودش است و مردم میتوانند را حل مشکلات خود را بیابند.

وظیفه درمانگر تسهیل این جریان است، همدلی ، محبت و صداقت مهمترین ویژگیهای هر درمانگر است.

همدلی : عبارت است از توان درک احساساتی که درمانجومیکوشد آنها را بیان کند به علاوه بر آن ، توان انتقال این توانایی به درمانجو، درمانگر بایستی از دریچه چارچوب دواری درمانجو نگاه  کند و بکوشد مشکلات درمانجو را از دید او ببیند.

صحبت : پذیرفتن تمام و کمال درمانجو است چنانکه هست، و این باور که وی میتواند مشکلات خود را به طرز سازنده ای حل و فصل کند.

صداقت: یعنی اینکه درمانگر بی ریا و روراست باشد و نقش بازی نکند و در پس نقاب تخصص پنهان نشود. مردم نمی توانند نزد کسانی سفره دل بکشایند که رفتارشان ساختگی و نمایشی است.

منبع اینترنتی این پست