در حدی که اینجانب از مفهوم جامعه شناختی دریافتم اینگونه میتوان نوشت که,تخیل جامعه شناختی یافتن روابط و پیوندهای مختلف هر فرد و ویژگی هایش با عواملی همچون تاریخ,ساختار اجتماعی,مسایل عام اجتماعی و ضدیت با هرگونه تعیّن گرایی و در واقع ترویج نگاه تنوع گراست.(که البته این مورد اخر نظر شخصی جناب اقای دکتر صدیقی است)

در تعبیری دیگر تخیل جامعه شناختی را میتوان نوعی رهایی سازی از طریق روشنگری و بسط خود اگاهی به شمار اورد.(نظر میلز)

یافتن پیوند میان فرد و تاریخ مملکت وی دارای اهمیت بسیاریست,از این رو که باعث میشود فرد با مجهز شدن به تحلیلی تاریخی دیگر فردی دلمرده و اسیر جبر نباشد و بتواند چرایی جهتی که جامعه اش گرفته را درک کند و بر ان مسلّط شود,چه بسا بتواند از این راه شرایط را تغییر دهد.

ارتباط میان مسایل عام اجتماعی و مشکلات فرد از این جهت مورد بررسی است که ایا مشکلات هر فرد که در زندگی با انها دست و پنجه نرم میکند فقط مختص اوست و یا مسایل عام اجتماعی و شرایط اجتماع باعث شده که این مشکلات پیش روی او قرار گیرند؟ به عبارت دیگر مشکل از خود فرد است یا شرایط عام اجتماعی در این مشکلات دخیل بوده است؟ که البته به نظر من نمیتوان هرکدام را صرفاً مقصر دانست,هم خود فرد و هم شرایط عام اجتماعی در این باب دخیلند.به عبارتی دیگر علاوه بر شرایط عام اجتماعی و ساختار های اجتماعی,خودِ فرد نیز در بوجود امدن مشکلاتش عاملیت دارد (این نظر شخصی نگارنده است).

درکل اینجانب تخیل جامعه شناختی را اینگونه دریافتم,که نوعی اطلاع رسانی و اگاه سازیست جهت خروج از حصار ها و اوضاع و احوالی که فرد در ان قرار دارد از راه یافتن پیوند و ارتباط میان فرد و ویژگی هایش با مسایل فوق الذکر(تاریخ,مسایل عام وساختار اجتماعی و...).

منبع